برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

reaffirmation

بررسی کلمه reaffirmation

اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of affirmation.
متضاد: contradiction

واژه reaffirmation در جمله های نمونه

1. Holidays are a reaffirmation of our families, and reminders of their imperfections.
[ترجمه ترگمان]تعطیلات، \"reaffirmation\" خانواده ما و reminders از imperfections هستند
[ترجمه گوگل]تعطیلات مجددا تأیید خانواده های ما و یادآوری نواقص آنها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One is the defiant reaffirmation of dogma.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن‌ها، \"reaffirmation defiant\" [ dogma ] است
[ترجمه گوگل]یکی از تأییدیه های غیرقابل پیش بینی دگماتیسم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The painting is but a reaffirmation of what was captured in the original photo.
[ترجمه ترگمان]نقاشی آن چیزی است که به آنچه در عکس اصلی گرفته شده‌است، تایید می‌کند
[ترجمه گوگل]نقاشی تنها تأیید مجدد چیزی است که در عکس اصلی گرفته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Government's value choice and target reaffirmation are the critical premise of governmental dutifulness and undutifulness during land expropriation.
[ترجمه ترگمان]انتخاب ارزش دولت و تایی ...

معنی کلمه reaffirmation به انگلیسی

reaffirmation
• reconfirmation, recertification, renewed affirmation

reaffirmation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
تایید دوباره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی reaffirmation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )