برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1280 100 1

realistic

/ˌriəˈlɪstɪk/ /ˌrɪəˈlɪstɪk/

معنی: واقع بین، تحقق گرای، راستین گرای
معانی دیگر: realist واقع بین

بررسی کلمه realistic

صفت ( adjective )
مشتقات: realistically (adv.)
(1) تعریف: of or based upon what is actual or feasible.
مترادف: faithful, literal, practical, truthful
متضاد: fanciful, unrealistic
مشابه: authentic, clear-eyed, down-to-earth, earthy, exact, genuine, honest, lifelike, living, matter-of-fact, objective, pragmatic, rational, real, reasonable, sensible, true, valid

(2) تعریف: characterized by a concern to reflect things as they actually are.
مشابه: earthy, graphic, literal, living, practical

- a realistic portrait
[ترجمه n.k] واقع گرا
|
[ترجمه ترگمان] پرتره واقع گرایانه
[ترجمه گوگل] پرتره واقعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه realistic در جمله های نمونه

1. Malcolm is a shrewd and realistic businessman.
[ترجمه ترگمان]Malcolm یک تاجر زیرک و واقع‌بین است
[ترجمه گوگل]مالکوم یک تاجر خوب و واقع گرایانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We have to be realistic about our chances of winning.
[ترجمه گلبو] ما بايد درباره ي شانس هايمان در برنده شدن واقع بين باشيم
|
[ترجمه ترگمان]ما باید در مورد شانس برنده شدن، واقع‌بین باشیم
[ترجمه گوگل]ما باید در مورد شانس های ما برنده شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's just not realistic to expect a promotion so soon.
[ترجمه ترگمان]پیش‌بینی اینکه به زودی ترفیع پیدا کنید، واقع گرایانه نیست
[ترجمه گوگل]فقط به زودی انتظار چنین تبلیغی را نداریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Police have to be realistic about violent crime. ...

مترادف realistic

واقع بین (صفت)
pragmatic , down-to-earth , realistic
تحقق گرای (صفت)
realistic , realist
راستین گرای (صفت)
realistic , realist

معنی realistic در دیکشنری تخصصی

realistic
[ریاضیات] راستین گرا، واقع گرایانه
[سینما] موسیقی واقع بینانه

معنی کلمه realistic به انگلیسی

realistic
• based on reality; practical, pragmatic; pertaining to realism in philosophy or the arts
• if you are realistic about a situation, you recognize and accept its true nature and try to deal with it practically.
• a realistic painting, story, or film attempts to represent things and people in a way that is like real life.
realistic slot
• actual placement, real placement (in a list)
realistic view
• seeing things as they are, seeing things realistically

realistic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
واقع بینانه
a.r
واقعی
واقع بینانه
used about an artificial object or substance that looks very much like a natural object or substance
tending to or expressing an awareness of things as they really are
of or relating to the representation of objects, actions, or social conditions as they actually are
Mansoor67n
واقع بین : واقعیتگرا
رضا امیری ف
realistic population
جمعیت واقعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی realistic
کلمه : realistic
املای فارسی : ریالیستیک
اشتباه تایپی : قثشمهسفهز
عکس realistic : در گوگل

آیا معنی realistic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )