انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 896 100 1

بررسی کلمه rebuttal

اسم ( noun )
• : تعریف: a statement or contention, as in a debate or legal case, that is intended to disprove or confute another.
مترادف: counterargument, rejoinder
مشابه: objection

- His rebuttal was unconvincing because he failed to give any clear evidence to refute his opponent's argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تکذیب او متقاعد کننده نبود، زیرا نتوانسته بود هیچ مدرک روشنی برای رد استدلال حریف خود ارائه دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] واکنش او غافلگیر کننده نبود زیرا او موفق به ارائه هیچ مدرکی روشن برای رد استدلال حریف خود نشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه rebuttal در جمله های نمونه

1. He is conducting a point-by-point rebuttal of charges from former colleagues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حال انجام یک تکذیبیه مفصل در مورد اتهامات همکاران سابق خود می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بازجویی از اتهامات از همکاران سابق را انجام می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. His rebuttal appeared in yesterday's op-ed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تشخیص او در عمل دیروز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واکنش او در روز دیروز ظاهر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They made a clause - by - clause rebuttal of the letter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در تکذیب این نامه یک ماده تشکیل دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک اظهارنظری از این حرف را با یک جمله محکوم کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The accusations met with a firm rebuttal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اتهامات با تکذیب یک شرکت صورت‌گرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتهامات مطرح شده با یک تقلب قوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She issued a point-by-point rebuttal of the company's accusations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تکذیب point اتهامات این شرکت را صادر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ادعا کرده بود که این اتهامات را مطرح کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Their obsequious praise demands a rebuttal; because really, Mimic is pretty mediocre, even for a B-movie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحسین obsequious به یک تکذیب نیاز دارد؛ چون واقعا، Mimic خیلی متوسط است، حتی برای فیلم ب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحسین متقابل آنها تقاضای تجدید نظر می کند؛ زیرا واقعا، Mimic بسیار متوسط ​​است، حتی برای یک فیلم B
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Often they fear ridicule or a rebuttal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اغلب آن‌ها از تمسخر یا تکذیب می‌ترسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اغلب آنها از تمسخر و یا تقبیح می ترسند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The retrial is in the rebuttal phase.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محاکمه مجدد در مرحله تکذیب قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محاکمه مجدد در مرحله مقابله است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He opined that B's confession was unreliable; no rebuttal medical evidence was called by the Crown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وی اظهار داشت که اعتراف ب غیرقابل اطمینان است؛ هیچ مدرکی مبنی بر تکذیب مدرک پزشکی کراون وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اظهار داشت که اعترافات B غیر قابل اعتماد بود؛ هیچ شواهد پزشکی متضاد توسط تاج و تخت نامگذاری نشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The plaintiffs devoted much of their rebuttal case Wednesday to damage control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاکیان much مورد تکذیب خود را چهارشنبه به کنترل خسارت اختصاص دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاکیان روز چهارشنبه در مورد اظهارنظر خود، به کنترل صدمه زدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There is no right of rebuttal, no editorial filter, no mechanism to keep outlandish or unsupported opinions off the air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ حق انکار وجود ندارد، هیچ فیلتر ویرایشی ندارد، هیچ مکانیزمی برای نگه داشتن نظرات عجیب و غریب یا پشتیبانی نشده از هوا وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ حق تقلبی وجود ندارد، هیچ فیلتر سرمقاله ای وجود ندارد، هیچ مکانیزمی برای حفظ نظرات غیرمنتظره و یا عدم حمایت از هوا وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He offered no rebuttal to those who called him a remorseless animal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به کسانی که او را یک حیوان سنگدل می‌نامیدند اظهار نمی‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به کسانی که او را یک حیوان بی رحم نامیدند، هیچ گونه تقصیری نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The retrial is now in the defense rebuttal phase, and closing arguments are tentatively set for next week.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محاکمه مجدد اکنون در مرحله تکذیب دفاعیه است و بحث‌های پایانی برای هفته آینده به طور آزمایشی تنظیم شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازجویی در حال حاضر در مرحله دفاع از دفاع است و استدلال های بسته به طور خلاصه برای هفته آینده تنظیم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. So the plaintiffs called Fung back on their rebuttal case to tell jurors he had goofed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین شاکیان Fung را در مورد تکذیب خود به تعویق انداختند تا به هیات‌منصفه بگویند که او goofed داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، شاکیان فونگ را به پرونده تقلب خود بازگردانند تا اعضای هیئت منصفه او را مورد ضرب و شتم قرار دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The rebuttal to this argument is equally simple: People create resources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکذیب این استدلال به همان اندازه ساده است: خلق منابع
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واکنش به این استدلال به همان اندازه ساده است که مردم منابع را ایجاد می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف rebuttal

رد (اسم)
denial , disavowal , rejection , abnegation , pass , refusal , trace , veto , exception , contradiction , rebuff , rebuttal , repulse , disapproval , disapprobation , contestation , disproof
پس زنی (اسم)
recess , backlash , ejection , rebuttal , repercussion , repulse , backstroke , kick , translocation
تکذیب (اسم)
denial , rebuttal , confutation , refutation , disproof
دفع (اسم)
repulsion , rebuff , rebuttal , repercussion , repulse , expulsion , exclusion , secretion , ejectment , excretion , propulsion , voidance
عمل متقابل (اسم)
retaliation , rebuttal , reciprocity , reciprocation , reciprocal action

معنی rebuttal در دیکشنری تخصصی

rebuttal
[حقوق] رد تکذیب، تکذیب ادعای خواهان، جواب یا لایحه متقابل (در رد ادعای خواهان)، معارض
[حقوق] ادله معارض
[حقوق] شاهد معارض

معنی کلمه rebuttal به انگلیسی

rebuttal
• refutation, contradiction, opposition
• a rebuttal is a statement which proves that a charge or a criticism that has been made against you is not true; a formal word.
rebuttal evidence
• evidence used to refute claims made by the other side of a legal case
witness in rebuttal
• witness that contradicts claims made by the other side of a court case

rebuttal را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی rebuttal



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rebuttal
کلمه : rebuttal
املای فارسی : ربوتل
اشتباه تایپی : قثذعففشم
عکس rebuttal : در گوگل


آیا معنی rebuttal مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )