برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1330 100 1

recede

/rəˈsiːd/ /rɪˈsiːd/

معنی: کنار کشیدن، عقب کشیدن، دور شدن، پس رفتن، بعقب سرازیر شدن
معانی دیگر: پس روی کردن، عقب رفتن، فروکش کردن، کم شدن، کاهش یافتن، (قول و غیره با: from) عدول کردن، پس گرفتن، دور و محو شدن، زدوده شدن، دوباره واگذار کردن، دوباره صرفنظر کردن، دوباره بخشیدن، خودداری کردن از

بررسی کلمه recede

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: recedes, receding, receded
(1) تعریف: to move back to a previous low level or point, as water.
مترادف: ebb
مشابه: abate, diminish, dwindle, lessen, peter out, retreat, retrogress, slacken, subside

- After days of flooding, the rain stopped and the river water finally began to recede.
[ترجمه ترگمان] پس از چند روز سیل، باران متوقف شد و آب رودخانه بالاخره فرو ریخت
[ترجمه گوگل] پس از چند روز سیل، باران متوقف شد و آب رودخانه در نهایت شروع به عقب نشینی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to move away or back, either physically or in the mind.
متضاد: advance
مشابه: diminish, regress, retreat, retrograde, withdraw

- The hills receded as we drove away.
[ترجمه ترگمان] همان طور که از آنجا دور می‌شدیم، تپه‌ها عقب رفتند
[ترجمه گوگل] تپه ها به محض خروج ما از بین رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The incident was traumatic at the time, but it is receding in my memory now.
[ترجمه ترگمان] این حادثه در آن زمان بسیار دردناک بود، ...

واژه recede در جمله های نمونه

1. As you ride past in a train, you have the unique feeling that houses and trees are receding.
هنگامی که سوار قطار هستید این احساس بی نظیر را دارید که خانه ها و درختان دارند به عقب می روند

2. Mr. Ranford's beard conceals his receding chin.
ریش های آقای رانفورد چانه ی تورفته اش را مخفی می کند

3. Always cautious, Mr. Camhi receded from his former opinion.
آقای کامهی که همیشه محتاط است,از عقیده ی پیشین خود دست کشید

4. to recede from a promise
قول خود را پس گرفتن

5. childhood memories gradually recede
خاطرات کودکی کم کم زدوده می‌شود.

6. The mountain peaks recede into the distance as one leaves the shore.
[ترجمه ترگمان]قله‌های کوه به فاصله یک برگ از ساحل به سمت فاصله حرکت می‌کنند
[ترجمه گوگل]قله های کوه به همان اندازه که ساحل را ترک می کند، از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The flood waters finally began to recede in November.
[ترجمه ترگمان]سیل در نهایت در ماه نوامبر شروع به کاهش کرد
[ترجمه گوگل]آبهای سیلاب در ماه نوامبر افتتاح شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف recede

کنار کشیدن (فعل)
retire , withdraw , bow out , recede
عقب کشیدن (فعل)
retract , draw back , withdraw , recede , roll back , set back
دور شدن (فعل)
recede , scat , keep out
پس رفتن (فعل)
retire , regress , recede , retrograde , pull back , retrogress
بعقب سرازیر شدن (فعل)
recede

معنی کلمه recede به انگلیسی

recede
• withdraw, retreat, draw back
• if something recedes, it moves away into the distance.
• you also say that something recedes when it decreases in clarity, brightness, or amount.

recede را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید پوششدوست
خط چانه
مهدی باقری
به تدریج طاس شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recede
کلمه : recede
املای فارسی : رکد
اشتباه تایپی : قثزثیث
عکس recede : در گوگل

آیا معنی recede مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )