برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

refund

/rəˈfənd/ /rɪˈfʌnd/

معنی: استرداد، پس پرداخت، مجددا پرداختن، پس دادن
معانی دیگر: بازپرداخت کردن، (پول) پس دادن، پرداخت مجدد کردن، رد، دوباره بودجه (یا اعتبار) دادن

بررسی کلمه refund

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: refunds, refunding, refunded
• : تعریف: to return or restore (money).
مشابه: reimburse
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to make a repayment.
اسم ( noun )
مشتقات: refundable (adj.), refunder (n.)
• : تعریف: an amount of money returned to its original source.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: refunds, refunding, refunded
(1) تعریف: to fund afresh.

(2) تعریف: to pay back (a debt) by borrowing anew.

واژه refund در جمله های نمونه

1. a refund of fifty dollars
بازپرداختنی به مبلغ پنجاه دلار

2. to refund the price of defective article
قیمت یک کالای معیوب را پس دادن

3. I'd like to get a refund, please.
[ترجمه امیر حسین] من میخواهم باقی پولم را پس بگیرم خواهشا
|
[ترجمه ترگمان]می خوام یه پولی پس بگیرم، لطفا
[ترجمه گوگل]من می خواهم بازپرداخت کنم، لطفا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They refused to give me a refund .
[ترجمه نگار] آن ها حاضر نشدند تا بازپرداخت من را بدهند.
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها از دادن a به من خودداری کردند
[ترجمه گوگل]آنها حاضر به پرداخت من نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف refund

استرداد (اسم)
recovery , restoration , retraction , refund , reclamation
پس پرداخت (اسم)
refund
مجددا پرداختن (فعل)
refund
پس دادن (فعل)
restore , return , excrete , restitute , give back , refund , repay

معنی کلمه refund به انگلیسی

refund
• return of money, repayment, reimbursement
• return money, reimburse, repay; provide new funds, finance again
• a refund is a sum of money which is returned to you, for example because you have paid too much for goods, or have returned them to a shop.
• if you refund money to someone, you return it to them, for example because they have paid you too much for something.

refund را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fm
باز پرداخت
روژینا
پس دادن
H
باقی مانده ی پول را پس دادن
Parisa
پول را پس دادن
مریم حسن زاده
money that is returned to you
پویا غلامی
پرداخت مجدد پول در فروشگاه

I want to get a refund because there is a problem with this trousers
tinabailari
if you want to get a refund you have to show the receipt of the shirt
ارش،
پس دادن
Silver girl
پس دادن اضافه ی پول...پس دادن...استرداد...پرداخت دوباره...returned money...
محمد
my brother refund my mobil
آتنا صابرنژاد
(to return or restore (money
jahanaks.blog.ir
باز پرداخت
صادق جباری
بازگرداندن (حقوق، موضوع استرداد مجرمین)
ali
باقیمانده ی پول را پس دادن به صاحبش
Lee shin hye
پس دادن پول یا باز پرداخت
Lee shin hye
money that is returned to you کانون زبان ایران Reach3. Unit1
Mahshid Samadiii
پرداختن ... پس دادن
money that is returned
sentence :the deposit is not refundable
NeginNk
No refunds
هیچ استردادی در کار نیست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی refund
کلمه : refund
املای فارسی : رفند
اشتباه تایپی : قثبعدی
عکس refund : در گوگل

آیا معنی refund مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )