انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه refund

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: refunds, refunding, refunded
• : تعریف: to return or restore (money).
مشابه: reimburse
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to make a repayment.
اسم ( noun )
مشتقات: refundable (adj.), refunder (n.)
• : تعریف: an amount of money returned to its original source.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: refunds, refunding, refunded
(1) تعریف: to fund afresh.

(2) تعریف: to pay back (a debt) by borrowing anew.

واژه refund در جمله های نمونه

1. a refund of fifty dollars
ترجمه بازپرداختنی به مبلغ پنجاه دلار

2. to refund the price of defective article
ترجمه قیمت یک کالای معیوب را پس دادن

3. I'd like to get a refund, please.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می خوام یه پولی پس بگیرم، لطفا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم بازپرداخت کنم، لطفا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They refused to give me a refund .
ترجمه کاربر [ترجمه نگار] آن ها حاضر نشدند تا بازپرداخت من را بدهند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از دادن a به من خودداری کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها حاضر به پرداخت من نشدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They demand a refund on unsatisfactory goods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار بازپرداخت کالاهای ناموفق هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها تقاضای بازپرداخت کالاهای نامناسب می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The insurance company will refund any amount due to you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت بیمه هر مبلغی را به شما پس می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت بیمه هر مبلغی را که به خاطر شما است بازپرداخت خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They'll only give you a refund if you've got the receipt.
ترجمه کاربر [ترجمه Anisaa] انها فقط میدهند به تو بازپرداختی را اگر شما رسید گرفته باشد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه رسید رو بهت پس میدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فقط می توانند شما را بازپرداخت کنند اگر رسید داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I'd like a refund, please.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من پول refund رو دوست دارم، لطفا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم بازپرداخت کنم، لطفا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She received a refund on the unused tickets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او a را بابت بلیط‌های بلا استفاده دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بازپرداختی برای بلیط های استفاده نشده دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I can't give you a refund - I'm afraid it's not within my power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه در قدرت من نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانم بازپرداخت کنم - من می ترسم که در قدرتم نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The shop was unwilling to refund my money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مغازه نمی‌خواست پول من را پس بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مغازه تمایلی به پرداخت پول من نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We claimed a refund from the association, but they would not pay up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما ادعا کردیم که این انجمن بازپرداخت را بازپرداخت کرده‌است، اما آن‌ها حقوق خود را پرداخت نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ادعای بازپرداخت از انجمن، اما آنها پرداخت نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I'll refund you the full cost of your fare.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هزینه سفر شما را به شما پس خواهم داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به شما هزینه کامل هزینه کرایه پرداخت می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There will be no refund for cancellations made within 10 working days of the conference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ refund برای لغو لغو در ۱۰ روز کاری کنفرانس وجود نخواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظرف 10 روز کاری کنفرانس برای لغو تحویل نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He has been refused a refund on his air ticket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از بازپرداخت جریمه his خودداری کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد بلیط هوايی خود بازپرداخت نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف refund

استرداد (اسم)
recovery , restoration , retraction , refund , reclamation
پس پرداخت (اسم)
refund
مجددا پرداختن (فعل)
refund
پس دادن (فعل)
restore , return , excrete , restitute , give back , refund , repay

معنی کلمه refund به انگلیسی

refund
• return of money, repayment, reimbursement
• return money, reimburse, repay; provide new funds, finance again
• a refund is a sum of money which is returned to you, for example because you have paid too much for goods, or have returned them to a shop.
• if you refund money to someone, you return it to them, for example because they have paid you too much for something.

refund را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی refund

fm ١١:١٤ - ١٣٩٦/١٠/٠٧
باز پرداخت
|

روژینا ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٠
پس دادن
|

H ١٥:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/١١
باقی مانده ی پول را پس دادن
|

Parisa ١٨:٥٨ - ١٣٩٧/٠٤/١٣
پول را پس دادن
|

مریم حسن زاده ١٢:٤٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٥
money that is returned to you
|

پویا غلامی ٢٢:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
پرداخت مجدد پول در فروشگاه

I want to get a refund because there is a problem with this trousers
|

ebitaheri@gmail.com ١٤:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
باز سرمایه‌گذاری ، سرمایه‌گذاری دوباره
|

tinabailari ١٥:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٣
if you want to get a refund you have to show the receipt of the shirt
|

ارش، ٢٠:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
پس دادن
|

Silver girl ٢١:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/١٠
پس دادن اضافه ی پول...پس دادن...استرداد...پرداخت دوباره...returned money...
|

پیشنهاد شما درباره معنی refund



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی refund
کلمه : refund
املای فارسی : رفند
اشتباه تایپی : قثبعدی
عکس refund : در گوگل


آیا معنی refund مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )