برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

regression

/rəˈɡreʃn̩/ /rɪˈɡreʃn̩/

معنی: عود، برگشت، سیر قهقرایی، بسرفت
معانی دیگر: پسرفت، بازگشت، رجعت، بازگرد، بازرفت، مراجعت، (آمار) پس گرایی، رگرسیون، رجوع شود به: retrogression

بررسی کلمه regression

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or condition of return to an earlier form or less advanced state; biological or psychological reversion.
متضاد: advance, advancement, progression
مشابه: relapse, return

- An older child sometimes exhibits forms of regression such as sucking his thumb when a new baby is born into the family.
[ترجمه قاسم] گاهی اوقات یک کودک بزرگتر شکل هایی از بازگشت مانند مکیدن انگشت شست هنگام تولد نوزاد جدید در خانواده را نشان می دهد.
|
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] یک کودک مسن تر گاهی اوقات شکل هایی از رگرسیون مانند انگشت شست خود را هنگام تولد نوزاد جدید در خانواده نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه regression در جمله های نمونه

1. edge of regression
یال بازگشت

2. He began to show signs of regression to his childhood.
[ترجمه ترگمان]او شروع به نشان دادن نشانه‌هایی از بازگشت به دوران کودکی‌اش کرد
[ترجمه گوگل]او شروع به نشان دادن رگرسیون به دوران کودکی خود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This can cause regression in a pupil's learning process.
[ترجمه ترگمان]این می‌تواند منجر به رگرسیون در فرآیند یادگیری یک دانش‌آموز شود
[ترجمه گوگل]این می تواند رگرسیون را در یک فرایند یادگیری دانش آموز ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Respiratory symptoms were analysed by multiple logistic regression and lung function standard deviation scores by multiple linear regression.
[ترجمه ترگمان]علایم تنفسی با رگرسیون لجستیک چندگانه و نمرات انحراف استاندارد عملکرد شش به وسیله رگرسیون خطی چندگانه آنالیز شدند
[ترجمه گوگل]علائم تنفسی با استفاده از رگرسيون لجستيک چندگانه و نمره های انحراف معيار عملکرد ريوی با استفاده از رگرسيون خطی چندگانه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف regression

عود (اسم)
backset , recurrence , relapse , lute , reversion , regression , recidivism , recrudescence
برگشت (اسم)
tergiversation , reprise , return , repercussion , backstroke , relapse , regression , regress , reflux , reversal , turnover , revert , coming back , recrudescence , regurgitation , retrogression , refluence , upturn
سیر قهقرایی (اسم)
regression , reflux
بسرفت (اسم)
regression

معنی regression در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] همگرائی ،رگراسیون
[عمران و معماری] رگرسیون - همبستگی - پسروی
[زمین شناسی] پسروی ، عقب نشینی آب از خشکی
[صنعت] برگشت ، پس رفت ، رگرسیون
[ریاضیات] برگشت
[آمار] رگرسیون
[آب و خاک] رگرسیون
[عمران و معماری] تحلیل رگرسیون
[کامپیوتر] تجزیه وتحلیل و گرسیون
[صنعت] تجزیه و تحلیل رگرسیون - بررسی آماری در مورد ارتباط بین دو یا چند متغیر. محاسباتی برای تعیین ارتباط ریاضی بین دو یا چند متغیر.
[ریاضیات] تحلیل برگشت ها
[آمار] تجزیه و تحلیل رگرسیون
[زمین شناسی] ضریب رگرسیون - ضریبی در یک معادله همبستگی که شیب خط همبستگی است.
[ریاضیات] ضریب برگشت
[آمار] ضریب رگرسیونی
[ریاضیات] ضرایب رگرسیون
[زمین شناسی] کنگلومرای پسروی - یک نهشته رسوبی درشت دانه که در حین عقب نشینی دریا، تشکیل می شود.
[حسابداری] تجزیه و تحلیل رگرسیون-همبستگی
[عمران و معماری] ضریب رگرسیون
[زمین شناسی] منحنی برگشت - منحنی که توسط توزیع متغیر مستقل، برای مقادیر مختلف متغیر وابسته، تشکیل می شود.
[ریاضیات] خم برگشت
[آمار] خم رگرسیون
[آمار] ژرفای رگرسیون
regression di ...

معنی کلمه regression به انگلیسی

regression
• act of moving backward; return to a previous state, retrogression
linear regression
• simple regression, finding a direct equation that fulfills or approaches the results of a sample in order to find simple variables that explain the result of the sample
multiple regression
• simple regression, finding a curved equation between several variables that fulfills the results of a sample in order to explain the result of the sample
simple regression
• finding a linear equation which fulfills the results of the sample

regression را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

elis
برگشت ، سیر قهقرایی
لاله
در اقتصاد به معنی رکود
علیرضا خلیلیان
پس نمایی؛ بنابر پیشنهاد انجمن انفورماتیک ایران، واژه Regression Test را آزمون پس نمایی ترجمه می کنند. این واژه اصطلاحی در ادبیات آزمون و اشکال زدایی نرم افزار است. این آزمون پس از هر تغییر کد صورت می گیرد تا معلوم شود تغییرات درست بوده اند و نیز اثرات ناخواسته بر قسمت های بدون تغییر نداشته باشند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی regression
کلمه : regression
املای فارسی : رگرسیون
اشتباه تایپی : قثلقثسسهخد
عکس regression : در گوگل

آیا معنی regression مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )