برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1358 100 1

rehab

/rihæb/ /rihæb/

مخفف: rehabilitation

بررسی کلمه rehab

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) rehabilitation.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rehabs, rehabbing, rehabbed
• : تعریف: (informal) to rehabilitate.

واژه rehab در جمله های نمونه

1. She's just finished four months of rehab.
[ترجمه ترگمان]اون فقط ۴ ماه از بازپروری رو تموم کرده
[ترجمه گوگل]او فقط چهار ماه از توانبخشی به پایان رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I spent three months in rehab.
[ترجمه ترگمان]من سه ماه تو مرکز بازپروری بودم
[ترجمه گوگل]من سه ماه در توانبخشی گذراندم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And because the band went into a rehab center to iron out its differences, rumors spread about drug use.
[ترجمه ترگمان]و برای اینکه گروه به مرکز توان‌بخشی رفت تا اختلاف‌های خود را از بین ببرد، شایعات در مورد استفاده از مواد مخدر پخش شد
[ترجمه گوگل]و از آنجا که گروه به یک مرکز توانبخشی رفت تا اختلافات خود را از بین ببرد، شایعات درباره مصرف مواد مخدر منتشر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I spent seven months in rehab.
[ترجمه ترگمان]من هفت ماه تو مرکز بازپروری بودم
[ترجمه گوگل]من هفت ماه در توانبخشی گذراندم
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

معنی کلمه rehab به انگلیسی

rehab
• rehabilitation, restoration to good health or condition

rehab را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اکرم
بازپروری
خشایار
the action or process of rehabilitating : rehabilitation especially : a program for rehabilitating especially drug or alcohol abusers
منبع : https://www.merriam-webster.com/dictionary/rehab
حسین اسماعیلی زاد
بازپروری، ترک اعتیاد
میثم علیزاده
دوره ترک اعتیاد به الکل و یادمواد مخدر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rehab
کلمه : rehab
املای فارسی : رهب
اشتباه تایپی : قثاشذ
عکس rehab : در گوگل

آیا معنی rehab مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )