انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1012 100 1

reimbursement

تلفظ reimbursement
تلفظ reimbursement به آمریکایی/ˌriəmˈbɜːrsmənt/ تلفظ reimbursement به انگلیسی/ˌriːɪmˈbɜːsmənt/

معنی: باز پرداخت

واژه reimbursement در جمله های نمونه

1. He received reimbursement for his travel expenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بازپرداخت مخارج سفر را دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای هزینه های سفر خود بازپرداخت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. You will receive reimbursement for any additional costs incurred.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما بازپرداخت هزینه‌های اضافی را دریافت خواهید کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما برای هر هزینه اضافی متحمل شده، هزینه بازپرداخت می گیرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She is demanding reimbursement for medical and other expenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خواستار بازپرداخت هزینه‌های پزشکی و هزینه‌های دیگر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خواستار بازپرداخت هزینه های پزشکی و غیره می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The suit asks for reimbursement of the $ 13 6 million in losses plus restitution of fees and unspecified damages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دادخواست هزینه بازپرداخت ۱۳ میلیون‌دلاری را علاوه بر جبران خسارت و خسارت unspecified درخواست می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کت و شلوار برای بازپرداخت مبلغ 13 6 میلیون دلار ضرر همراه با جبران هزینه ها و خسارات نا مشخص است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This meant that reimbursement again required an individual application to the National Board of Health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بدان معنا بود که بازپرداخت مجددا به یک برنامه منفرد برای هیات بهداشت ملی نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به این معنی بود که بازپرداخت مجدد یک درخواست فردی را به هیئت ملی بهداشت تأیید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Any change in the reimbursement rate requires the same procedure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر تغییری در نرخ بازپرداخت نیاز به یک روش مشابه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر گونه تغییر نرخ بازپرداخت نیاز به همان روش دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In this way the executive receives reimbursement for any additional costs incurred in working abroad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این ترتیب، مدیر اجرایی بازپرداخت هزینه‌های اضافی که در خارج از کشور متحمل می‌شود را دریافت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب، اجرایی هزینه های اضافی در کار در خارج از کشور را بازپرداخت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Complete reimbursement is obviously more attractive than a contribution of a fixed amount.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازپرداخت کامل به طور واضح جذاب‌تر از سهم یک مقدار ثابت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازپرداخت کامل به وضوح جذاب تر از سهم یک مقدار ثابت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The lawsuit seeks reimbursement for costs of treating people with tobacco-related illnesses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرح دعوی به دنبال بازپرداخت هزینه‌های درمان افراد با بیماری‌های مربوط به تنباکو است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دعوی قضایی بازپرداخت هزینه های درمان افراد مبتلا به بیماری های مرتبط با دخانیات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. All discussion of retrospective and prospective reimbursement systems points to the difficulties of controlling overall expenditure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه بحث‌ها درباره سیستم‌های بازپرداخت آینده و آینده‌نگر به مشکلات کنترل مخارج کلی اشاره دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه بحث در مورد سیستم های بازپرداخت گذشته و آینده، به مشکلات کنترل هزینه های کلی اشاره می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Eight states are seeking reimbursement for treating diseases related to smoking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هشت ایالت به دنبال بازپرداخت برای درمان بیماری‌های مربوط به سیگار کشیدن هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هشت ایالت به دنبال بازپرداخت برای درمان بیماری های مربوط به سیگار کشیدن هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The result is a cumbersome set of reimbursement rules that can be out of sync with economic realities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه یک مجموعه از قوانین بازپرداخت است که می‌تواند با واقعیت‌های اقتصادی همگام باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه یک مجموعه غم انگیز از قوانین بازپرداخت است که می تواند با واقعیت های اقتصادی هماهنگ باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. C., making drastic cuts in Medicare reimbursement unlikely for now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این وجود، ایجاد کاهش‌های شدید در بازپرداخت بیمه در حال حاضر نامحتمل به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سی, کاهش قابل توجهی در بازپرداخت Medicare در حال حاضر بعید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Adtranz argues that California law allows the reimbursement if the action conferred a significant benefit to the public.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Adtranz استدلال می‌کند که اگر عمل سود قابل‌توجهی را به مردم اعطا کند، قانون کالیفرنیا اجازه بازپرداخت را می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آدترانس استدلال می کند که قانون کالیفرنیا به بازپرداخت کمک می کند، اگر این عمل منافع عمومی را به همراه داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف reimbursement

باز پرداخت (اسم)
kickback , reimbursement

معنی کلمه reimbursement به انگلیسی

reimbursement
• act of paying back, repayment; compensation for a loss, repayment for an expense
• reimbursement is the repayment to someone of money that they have spent or lost while doing something for you or because of something you have done; a formal word.
reimbursement agreement
• agreement to provide compensation

reimbursement را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی reimbursement

مرجان ١١:٣٩ - ١٣٩٦/١٠/١٦
بازپرداخت يا استرداد
|

مجید ٢١:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
پوشش
reimbursement authorizations
مجوزهای پوشش،
|

مقداد سلمانپور ١٧:٤٢ - ١٣٩٧/١٢/٢٦
در حسابداری قراردادهای نفت و گاز اگر بازپرداخت هزینه های پیمانکار مد نظر باشد آنگاه از واژه reimburse به معنای جبران کردن استفاده میشود اما اگر مقصود پاداش دادن به پیمانکار جهت سود(سوای هزینه ها) مد نظر باشد آنگاه از واژه remunerate به معنای پاداش دادن استفاده میشود.
جبران
بازپرداخت
|

پیشنهاد شما درباره معنی reimbursement



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی reimbursement
کلمه : reimbursement
املای فارسی : ریمبورسمنت
اشتباه تایپی : قثهئذعقسثئثدف
عکس reimbursement : در گوگل


آیا معنی reimbursement مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )