انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 950 100 1

reliability

تلفظ reliability
تلفظ reliability به آمریکایی/riˌlaɪəˈbɪləti/ تلفظ reliability به انگلیسی/rɪˌlaɪəˈbɪlɪti/

معنی: اعتبار، قابلیت اعتماد، قابلیت اطمینان

بررسی کلمه reliability

اسم ( noun )
• : تعریف: the quality of being dependable.

- Reliability is an important quality for a babysitter to have.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قابلیت اطمینان یک ویژگی مهم برای یک پرستار کودک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] قابلیت اطمینان یک کیفیت مهم برای یک مهد کودک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه reliability در جمله های نمونه

1. Our goods compete in terms of product quality, reliability and above all variety.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کالاهای ما از لحاظ کیفیت محصول، قابلیت اطمینان و بالاتر از همه رقابت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محصولات ما با توجه به کیفیت محصول، قابلیت اطمینان و بالاتر از همه انواع رقابت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We mustn't presume too much upon the reliability of such sources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما نباید بیش از حد بر قابلیت اطمینان چنین منابعی تمرکز کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نباید بیش از حد اعتبار این منابع را باور داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You must not presume too much on the reliability of such sources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما نباید بیش از حد بر قابلیت اطمینان چنین منابعی تمرکز کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نباید بیش از حد اعتبار چنین منابع را باور داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Changes in design will ensure the quality and reliability of the printer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییرات در طراحی، کیفیت و قابلیت اطمینان چاپگر را تضمین خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییرات در طراحی کیفیت و قابلیت اطمینان چاپگر را تضمین می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I can assure you of the reliability of this.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به شما اطمینان می‌دهم که از این قابلیت اطمینان دارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم اطمینان از قابلیت اطمینان این
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He's not at all worried about his car's reliability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اصلا نگران قابل‌اعتماد بودن اتومبیل نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد قابلیت اطمینان ماشینش نگران نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He wrote a reference for him, describing his reliability and trustworthiness as "above questioning".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای او مرجعی نوشت و قابلیت اعتماد و قابل‌اعتماد بودن او را به عنوان \"سوال بالا\" توصیف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک مرجع برای او نوشت و توصیف قابلیت اطمینان و اعتماد او را به عنوان 'سوال بالا'
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I can assure you of the reliability of the information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من می‌توانم قابلیت اطمینان این اطلاعات را به شما اطمینان دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم اطمینان از اطمینان از اطلاعات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I can assure you of the reliability of the news.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من می‌توانم قابلیت اطمینان این خبر را به شما اطمینان بدهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم اطمینان از اطمینان از اخبار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His geniality, reliability and ability made him a popular figure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]geniality، قابلیت اعتماد و کفایت او او را به صورت یک شخصیت محبوب درآورده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنبش او، قابلیت اطمینان و توانایی او را به یک شخصیت محبوب تبدیل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Car buyers are more interested in safety and reliability than speed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خریداران خودرو نسبت به سرعت بیشتر به ایمنی و قابلیت اعتماد علاقه دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خریداران خودرو بیشتر به ایمنی و قابلیت اطمینان نسبت به سرعت علاقه دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The camera combines rugged reliability with unequalled optical performance and speed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دوربین قابلیت اطمینان ناهموار را با عملکرد نوری بینظیر و سرعت ترکیب می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دوربین قابلیت اعتماد ناپذیری با عملکرد و سرعت نوری بی نظیر دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Both questioned the reliability of recent opinion polls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دوی آن‌ها قابلیت اعتماد به نظرسنجی‌های اخیر را زیر سوال بردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو پرسشنامه اعتبار سنجی نظرسنجی اخیر را مورد بررسی قرار دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The company has a name for reliability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت دارای نامی برای قابلیت اطمینان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت نامی برای قابلیت اطمینان دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. His muddled evidence casts doubt on his reliability as a witness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شواهد غیرقابل فهم او به عنوان شاهد قابل اعتمادی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شواهد متزلزل شده او، اعتماد به نفس خود را به عنوان یک شاهد تردید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف reliability

اعتبار (اسم)
estimate , authenticity , validity , influence , authority , trust , reputation , validation , credit , reliability , credibility , importance , esteem , reputability , prestige
قابلیت اعتماد (اسم)
reliability , dependability , trustiness
قابلیت اطمینان (اسم)
reliability

معنی reliability در دیکشنری تخصصی

reliability
[حسابداری] قابلیت اتکاء
[عمران و معماری] ایمنی
[کامپیوتر] قابلیت اطمینان ؛ اطمینان ؛ قابلیت اعتماد
[زمین شناسی] اطمینان پذیری ، دوام ، پایایی
[بهداشت] قابلیت اطمینان
[صنعت] اعتبار ، قابلیت اطمینان ، قابلیت اعتماد ، پایایی ، اعتماد پذیری
[ریاضیات] قابلیت اطمینان، قابلیت اعتماد، اعتبار، ثبات، اعتماد، قابلیت دوام، اطمینان، اعتمادپذیری، پایابی، قابلیت اعتماد
[آمار] قابلیت اطمینان
[زمین شناسی] ارزیابی پایایی
[ریاضیات] ضریب ثبات
[آمار] ضریب قابلیت اعتماد
[عمران و معماری] ضابطه قابلیت اعتماد
[زمین شناسی] نمودار معتبر ، نقشه ورودی که فراهم کننده شاخص ناحیه ای از دقت مورد انتظار منابع به کار رفته برای تدوین نقشه است
[برق و الکترونیک] مهندسی قابلیت اعتماد شاخه ای از مهندسی که به جلو گیری و تصحیح عملکرد نادرست تجهیزات می پردازد .
[حسابداری] فاکتور قابلیت اعتماد
[برق و الکترونیک] شاخص قابلیت اعتماد عدد کوانتایی شاخص مربوط به قابلیت اعتماد قسمتی از تجهیزات ، مانند تعداد خطاها به ازای 1000 بار عملکرد یا تعداد اشکال ها در تعداد ساعت کاری معین .
[برق و الکترونیک] آزمون قابلیت اعتماد آزمون طراحی شده برای بر آورد سطح و یکنواختی قابلیت اعتماد تجهیزات تحت شرایط محیطی مختلف .
[زمین شناسی] قابلیت اعتماد داخلی ، اعتماد پذیری داخلی
[عمران و معماری] قابلیت اطمینان از سیستم روشنایی
[حسابداری] قابلیت اعتماد یکطرفه
[حسابداری] دقت و قابلیت اعتماد
[آمار] قابلیت اعتماد احتمالاتی
[آمار] قابلیت اعتماد نرم افزار
[زمین شناسی] قابلیت اعتماد سیستم
[آمار] قابلیت اعتماد سیستم

معنی کلمه reliability به انگلیسی

reliability
• credibility, dependability, trustworthiness
reliability level
• odds that the correct result will be found within a certain range (statistics)
level of reliability
• probability that the correct result will occur within a confidence interval, reliability rank (statistics)

reliability را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی reliability

فریماه رفیعی ٢٢:١١ - ١٣٩٦/٠٨/١١
پایایی
|

ف ٢٢:٥٩ - ١٣٩٦/٠٩/١٥
قابلیت اطمینان
|

ح ٢٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦
اعتباریابی
|

پیشنهاد شما درباره معنی reliability



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی reliability
کلمه : reliability
املای فارسی : ریلیتی
اشتباه تایپی : قثمهشذهمهفغ
عکس reliability : در گوگل


آیا معنی reliability مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )