انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه removal

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of removing.
متضاد: installation
مشابه: abolition, purge, remove, repair

(2) تعریف: the process of dismissing someone from office or employment.
متضاد: appointment
مشابه: ouster

واژه removal در جمله های نمونه

1. his removal from that job did not take place easily
ترجمه برداشتن (عزل) او از آن شغل آسان صورت نگرفت.

2. the removal of all obstacles on the road to progress
ترجمه برداشتن کلیه‌ی موانع بر سر راه ترقی

3. the removal of an obstacle in the throat
ترجمه رفع آنچه که راه گلو را بسته است

4. the removal of obstructions in our path
ترجمه برداشتن موانع از سر راه ما

5. the secret removal of the jewels
ترجمه برداشتن مخفیانه جواهرات

6. the dilapidation of the caravanseray caused by the farmers' removal of the stones and bricks
ترجمه ویرانی کاروانسرا به خاطر آنکه روستاییان سنگ‌ها و آجرهای آن را می‌کنند و می‌برند

7. Clearance of the site required the removal of a number of trees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاک‌سازی منطقه مستلزم حذف تعدادی از درختان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاکسازی سایت نیاز به حذف تعدادی از درختان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Allegations of abuse led to the removal of several children from their families.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتهامات سو استفاده منجر به حذف چندین کودک از خانواده‌هایشان شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتهام سوء استفاده منجر به از بین بردن چندین فرزند از خانواده هایشان شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. What they expected to be the removal of a small lump turned out to be major surgery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که آن‌ها انتظار داشتند حذف یک برآمدگی کوچک باشد، جراحی بزرگ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه که آنها انتظار داشتند برداشتن یک توده کوچک بود، جراحی اصلی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The removal of petty restrictions has made life easier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حذف محدودیت‌های کوچک زندگی را آسان‌تر کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حذف محدودیت های کوچک باعث ساده تر شدن زندگی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They rejected a demand for the removal of all nuclear weapons from UK soil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها درخواست حذف همه سلاح‌های هسته‌ای از خاک انگلستان را رد کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها خواستار حذف همه سلاح های هسته ای از خاک انگلیس شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Don't worry. The removal men will pack everything up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگران نباش The همه چیز رو جمع می کنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگران نباش مردان حذف همه چیز را بسته خواهند کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Demonstrators demanded the removal of foreign bases.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تظاهرکنندگان خواستار حذف پایگاه‌های خارجی شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تظاهرکنندگان خواستار حذف پایگاه های خارجی شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The local council does not allow the removal of sand from the beach.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شورای محلی اجازه خروج ماسه از ساحل را نمی‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورای محلی به حذف شن و ماسه از ساحل اجازه نمی دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The programme required the removal of government subsidies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه نیاز به حذف یارانه‌های دولتی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه مورد نیاز حذف یارانه های دولتی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The book was castrated by removal of the last two chapters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کتاب با حذف دو فصل آخر، عقیم شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کتاب با حذف دو فصل گذشته کاسترو شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف removal

عزل (اسم)
discharge , dismissal , deposal , removal
رفع (اسم)
resolution , elimination , removal , resolving , obviation
برداشت (اسم)
removal
ازاله (اسم)
removal

معنی removal در دیکشنری تخصصی

removal
[عمران و معماری] تفکیک - جدا کردن - برداشتن
[فوتبال] حذف کردن-پاک کردن
[مهندسی گاز] عمل جداکردن ، رفع
[ریاضیات] حذف، رفع، انتقال، جابجائی
[پلیمر] برداشت
[حقوق] برکناری، عزل
[ریاضیات] حذف یک جمله از یک معادله
[حقوق] انتقال دعوی از دادگاهی به دادگاه دیگر قبل از خاتمه دادرسی
[نفت] تخلیه ی تراشه ها
[عمران و معماری] قالب برداری
[عمران و معماری] برکشاندن آهک آزاد
[حسابداری] برچیدن کارگاه
[سینما] حذف لایه پشتی
[بهداشت] زدایش BOD
[آب و خاک] لایروبی
[نفت] تراشه گیری
[کامپیوتر] حذف خط پنهان .
[زمین شناسی] فرآیند حذف نمایش گرافیکی، پارهخطهایی که پروژکشن دو بعدی یک عارضه سه بعدی از نظر پنهان میمانند.
[نساجی] عامل چرک زدا
[نساجی] لکه زدایی
[نساجی] برطرف سازی کلی - زدایش کلی
[نساجی] بر طرف نمودن واکس وچربی از کالای نساجی

معنی کلمه removal به انگلیسی

removal
• act of taking off, act of shedding; act of taking away; elimination; ejection, dismissal
• the removal of something is the act of removing it.
• a removal company transports furniture from one building to another, for example when people move house.
removal of immunity
• taking away of exemption from legal prosecution
stain removal
• removal of dirt, taking out spots on a garment which won't come off with the use of water
stone removal
• taking away of stones, removal of rocks

removal را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی removal

Sima ٢١:٠٦ - ١٣٩٦/٠٦/١١
شركت حمل وسايل منزل باربري
|

star ١٥:٢٠ - ١٣٩٦/١١/٠٨
(شیمی) :تفکیک
|

Dictionary ٠٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
(پزشکی) :برداشتن و حذف کردن یک بخش
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٢:١٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
از ميان برداشتن
|

پیشنهاد شما درباره معنی removal



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی removal
کلمه : removal
املای فارسی : رمول
اشتباه تایپی : قثئخرشم
عکس removal : در گوگل


آیا معنی removal مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )