برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1226 100 1

remover

/rəˈmuːvər/ /rɪˈmuːvə/

برنده، پاک ساز، زایل کننده، - بر، - زدا، اسباب کش، رنگ بر، چیزیکه رنگ راحل میکند

واژه remover در جمله های نمونه

1. paint remover
رنگ زدا

2. stain remover
محلول برای پاک کردن لکه،لک زدا

3. We got some paint remover and scrubbed it off.
[ترجمه ترگمان] یه کم \"پاک‌کن\" داریم و تمیزش کردیم
[ترجمه گوگل]ما برخی از پاک کننده های رنگی را برداشتیم و آنرا پاک کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do you have any nail-varnish remover?
[ترجمه ترگمان]you nail نداری؟
[ترجمه گوگل]آیا شما هر گونه پاک کننده ناخن و لاک ناخن دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This stain remover really works - it's amazing!
[ترجمه ترگمان]این پاک‌کننده کثیف واقعا کارساز است - فوق‌العاده است!
[ترجمه گوگل]این پاک کننده لکه واقعا کار می کند - شگفت انگیز است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Hand savers Too much varnish remover can make nails brittle.
[ترجمه ترگمان]محافظ‌های دستی زیاد روغن و روغن را ترد می‌کنند ...

معنی عبارات مرتبط با remover به فارسی

محلول برای پاک کردن لکه، لک زدا

معنی remover در دیکشنری تخصصی

remover
[کوه نوردی] گُوِه کِش
[نساجی] لکه گیر فرار - ماده فرار برطرف کننده لک
[نساجی] ماده رنگبر - ماده رنگزا
[نساجی] ماده پارافین زا
[عمران و معماری] زنگ گیر

معنی کلمه remover به انگلیسی

remover
• person or thing which removes
• a remover is a substance that you use for removing unwanted stains, marks, and so on.
mildew remover
• substance used to remove mold
stain remover
• special chemical material used to remove stains that do not come out with water

remover را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

na
پاک کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی remover
کلمه : remover
املای فارسی : رمور
اشتباه تایپی : قثئخرثق
عکس remover : در گوگل

آیا معنی remover مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )