انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1008 100 1

remuneration

تلفظ remuneration
تلفظ remuneration به آمریکایی/rəˌmjuːnəˈreɪʃn̩/ تلفظ remuneration به انگلیسی/rɪˌmjuːnəˈreɪʃn̩/

معنی: اجر، پرداخت، پاداش، سزا
معانی دیگر: پاداش دهی، سزادهی، مزدپردازی

بررسی کلمه remuneration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of paying, rewarding, or compensating.
مشابه: outlay

(2) تعریف: pay, reward, or compensation.
مشابه: earnings, hire, outlay, reward, stipend

- He works hard, but his job requires only low-level skill and he therefore receives little remuneration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او سخت کار می‌کند، اما شغلش به مهارت سطح پایین نیاز دارد و بنابراین پاداش کمی دریافت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به سختی کار می کند، اما کار او نیاز به مهارت کم دارد و به همین دلیل او حقوق کمی دریافت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه remuneration در جمله های نمونه

1. Generous remuneration packages are often attached to overseas postings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسته‌های پاداش سخاوتمندانه اغلب به پست‌های خارجی متصل می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسته های پاداش گسترده اغلب به ارسال های خارج از کشور متصل می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They demanded adequate remuneration for their work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار غرامت کافی برای کارشان شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها برای کار خود از حقوق کافی برخوردار بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He received a generous remuneration for his services.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بابت خدمات خود پاداش سخاوتمندانه ای دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای خدمات خود مبلغی عالی دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Remuneration planning remains an activity of growing importance for search firms such as Tyzack, as companies agglomerate and national compensation characteristics clash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه‌ریزی Remuneration به عنوان فعالیتی از اهمیت فزاینده برای شرکت‌های جستجو مانند Tyzack، به عنوان شرکت‌هایی که agglomerate و ویژگی‌های جبران خسارت ملی درگیر هستند، باقی می‌ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ریزی بازنشستگی فعالیت های اهمیت فزاینده ای را برای شرکت های جستجو مانند Tyzack باقی می گذارد، زیرا شرکت ها در حال تطبیق و خصوصیات جبران خسارت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Remuneration offered to children in parish church choirs is usually at the level of pocket money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Remuneration که به کودکان در گروه همسرایان کلیسای بخش تعلق می‌گیرد معمولا در سطح پول توجیبی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقوق و دستمزد ارائه شده برای کودکان در کلیساهای کلیسای فرقه معمولا در سطح پول جیب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Director of remuneration and personnel systems, Safeway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Safeway مدیر پاداش و سیستم‌های پرسنلی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیر سیستم حقوق و دستمزد، Safeway
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Overall the characteristics of the remuneration scheme were shown to exert more consistent effects than were individuals' personal characteristics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور کلی، ویژگی‌های طرح پاداش برای اعمال بیش از حد ثابت نسبت به ویژگی‌های شخصی افراد نشان‌داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور كلي ويژگي هاي طرح هزينه نشان داد كه اثرات سازگاري بيشتري نسبت به ويژگي هاي فردي افراد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. High remuneration, excellent prospects and an immediate cash bonus await the successful applicant who will present himself at twelve noon today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاداش بالا، چشم‌انداز عالی و پاداش نقدی فوری در انتظار متقاضی موفق که امروز ظهر را در ظهر حاضر خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاداش عالی، چشم انداز عالی و جایزه نقدی فوری در انتظار متقاضی موفق است که امروز در ظهر دوازده روزه حضور خواهد داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The fair remuneration for the workforce.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاداش منصفانه برای نیروی کار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاداش عادلانه برای نیروی کار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Petitions to the Admiralty for remuneration for his discovery brought nothing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از طرف وزارت دریاداری به بهای پاداش برای کشف خود هیچ چیز نیاورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقاضا برای اداری دریای مدیترانه برای به دست آوردن هزینه برای کشف او، چیزی به بار آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Not only was John Barnesley's remuneration as bailiff of Hartlebury omitted, he was credited with no landed income at all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نه تنها پاداش جان Barnesley به عنوان مباشر of حذف شد، نه درآمد خشکی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نه تنها جانسون برنزلی بود که به عنوان وکیل دادگستری هارتلیوری اعدام شد، و بدون هیچ گونه درآمد سرپایی به او اعتبار داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. As for its chief executive's remuneration, that should be a matter for market forces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد پاداش اجرایی ارشد آن، این باید موضوعی برای نیروهای بازار باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد اتهام مدیر اجرایی آن، باید برای نیروهای بازار باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Advertisements for Harvard dealers pointed out demurely that remuneration was no obstacle for the right person.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبلیغات برای فروشندگان هاروارد نشان داد که پاداش هیچ مانعی برای طرف راست نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبلیغات نمایندگی مجاز و فروش هاروارد به طرز محسوسی اشاره کرد که پاداش هیچ مانعی برای فرد مناسب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In return for some caretaking duties, we are offering a free flat and a small remuneration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ازای بعضی از وظایف caretaking، ما یک آپارتمان رایگان و یک پاداش کوچک ارائه می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض برای برخی وظایف مراقبتی، ما یک آپارتمان رایگان و یک پاداش کوچک ارائه می دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. With current inflation most wage-earners or salaried employees have regular increases in basic remuneration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با تورم فعلی، اغلب کارگران حقوق‌بگیر و یا کارکنان حقوق‌بگیر مرتبا در پاداش اولیه افزایش پیدا می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تورم فعلی، بیشترین دستمزد یا کارمندانی که حقوق می گیرند، به طور منظم افزایش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف remuneration

اجر (اسم)
award , reward , wage , remuneration , defrayal , punishment
پرداخت (اسم)
finish , expenditure , settlement , emolument , pay , remuneration , polish , burnish , payment , fee , disbursement , outlay , hire , payoff , remittance , remitment
پاداش (اسم)
quittance , gratuity , testimonial , compensation , retaliation , retribution , meed , reward , remuneration , fee , comeuppance , guerdon
سزا (اسم)
requital , retribution , reward , remuneration , punishment

معنی کلمه remuneration به انگلیسی

remuneration
• payment, compensation, reimbursement
• remuneration is the payment that is made to someone for work they have done; a formal word.

remuneration را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی remuneration

روزبه ٢٠:١٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٥
حق الزحمه
|

netpal ١٢:٥٦ - ١٣٩٦/١٢/٠٩
طرح تشویقی
|

مقداد سلمانپور ١٧:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٢٦
در حسابداری قراردادهای نفت و گاز اگر بازپرداخت هزینه های پیمانکار مد نظر باشد آنگاه از واژه reimburse به معنای جبران کردن استفاده میشود اما اگر مقصود پاداش دادن به پیمانکار جهت سود(سوای هزینه ها) مد نظر باشد آنگاه از واژه remunerate به معنای پاداش دادن استفاده میشود.
پاداش.
سود.
بهره.
|

پیشنهاد شما درباره معنی remuneration



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- > درمان ریشه دندان
روشویی های لبه نازک > دور استایل
علیرضااا > Throw a tantrum
روبا > آریانا
میلان > تاوریژ
Abolfaz > Volition
#yasy@ > arrive
ماندانا > senorita

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی remuneration
کلمه : remuneration
املای فارسی : رمونرتین
اشتباه تایپی : قثئعدثقشفهخد
عکس remuneration : در گوگل


آیا معنی remuneration مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )