انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1097 100 1

repertoire

تلفظ repertoire
تلفظ repertoire به آمریکایی/ˈrepərˌtwɑːr/ تلفظ repertoire به انگلیسی/ˈrepətwɑː/

(نمایش ها یا نقش ها یا آوازها یا آهنگ ها و غیره ای که هنرمند یا دسته ی هنرمندان برآن مسلط اند و می توانند با کمی تمرین انجام دهند) مجموعه، اندوزه، گردآورد، رپرتوار، (کلیه ی روش ها و ترفندها و ابزار و غیره ی رشته ی بخصوصی از دانش یا فرد بخصوص) مجموعه، خزانه، (کلیه ی آثار نوع بخصوصی از هنر مثلا نمایش یا کنسرت که برای اجرا در دسترس اند) رپرتوار، گردآوره، افزانه، فهرست نمایش های اماده برای نمایش دادن

بررسی کلمه repertoire

اسم ( noun )
(1) تعریف: the stock or list of artistic pieces, such as dramatic or operatic roles, that a player or company of players is prepared to perform.

- Oscar Wilde's famous play "The Importance of Being Earnest" is part of the repertoire of many theater companies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بازی معروف اسکار وایلد \"اهمیت جدی بودن\" بخشی از مجموعه بسیاری از شرکت‌های تئاتری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] معروف ترین بازی اسکار وایلد 'اهمیت داشتن خالق' بخشی از مجموعه ی بسیاری از شرکت های تئاتر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the collection of special skills or abilities of a person or group of people.

- I can do many things, but sewing is not in my repertoire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کاره‌ای زیادی می‌توانم بکنم، اما دوخت و دوز در فهرست من نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من می توانم چیزهای زیادی را انجام دهم، اما خیاطی در رپرتوار من نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه repertoire در جمله های نمونه

1. an experienced wrestler's repertoire of tricks
ترجمه مجموعه‌ی ترفندهای یک کشتی‌گیر پرسابقه

2. a singer with a large repertoire of songs
ترجمه آوازخوانی که آوازهای بسیاری را می‌تواند بخواند

3. she is a fine pianist but her repertoire is limited
ترجمه او پیانو نواز خوبی است ولی قطعات محدودی را می‌تواند بزند.

4. He has added considerably to his piano repertoire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به طور قابل‌توجهی به گنجینه پیانو خود افزوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور قابل توجهی به رپرتوار پیانو اضافه کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His repertoire encompassed everything from Bach to Schoenberg.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجموعه او شامل همه چیز از باخ گرفته تا Schoenberg بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رپرتویوی او همه چیز را از باخ به شوئنبرگ در بر می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. That tune is not in my repertoire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آهنگ توی لیست من نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آهنگ در رپرتوار من نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Meredith D'Ambrosio has thousands of songs in her repertoire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"مردیث D\" هزاران آهنگ تو لیست خودش داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Meredith D'Ambrosio هزاران آهنگ در رپرتوار خود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His repertoire includes a large number of Scottish folk songs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجموعه او شامل تعداد زیادی از ترانه‌های عامیانه اسکاتلندی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رپرتوار او شامل تعداد زیادی از آهنگ های محلی اسکاتلند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She has a rather limited repertoire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجموعه نسبتا محدود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک رپرتیور نسبتا محدود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She needs to build up a repertoire of pieces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او باید یک مجموعه از قطعات را بسازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نیاز به ساخت یک مجسمه سازی قطعات دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This demands a rich diversity of repertoire and great versatility on the part of our musicians.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر تنوع غنی از مجموعه و تنوع زیادی را در بخشی از نوازندگان ما طلب می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بخاطر نوازندگان ما تنوع غنی از رپرتویور و تطبیق پذیری بزرگ را می طلبد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The singers entertained members with a wide repertoire, both modern and old, and they were warmly thanked by Elizabeth Lawrence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوانندگان با یک گنجینه بزرگ، هم جدید و هم قدیمی، سرگرم شدند، و الیزابت لاورنس به گرمی از آن‌ها تشکر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوانندگان اعضا را با یک رپرپرایز گسترده و مدرن و قدیمی سرگرم کردند و از الیزابت لارنس به شدت تشکر کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Daniel Oates has invented a repertoire of three-dimensional cartoon characters to populate his work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانیل اوتس، مجموعه‌ای از شخصیت‌های کارتونی سه بعدی را برای جمع‌آوری آثار خود اختراع کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانیل اویتز یک مجسمه سازی از شخصیت های کارتونی سه بعدی اختراع کرده است تا کار خود را پر کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The police officer dips into a repertoire of previous cases available for connections to be tested.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افسر پلیس به مجموعه‌ای از پرونده‌های قبلی که برای اتصال در دسترس هستند، رسیدگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افسر پلیس به مجموعه ای از پرونده های قبلی موجود برای ارتباطات مورد آزمایش قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی repertoire در دیکشنری تخصصی

repertoire
[کامپیوتر] مجموعه ؛ مخزن ؛ موجودی
[کامپیوتر] موجودی دستورالعمل

معنی کلمه repertoire به انگلیسی

repertoire
• list of works that a person or group is ready to perform; collection of skills required for a particular profession; collection including all existing artistic works of a specific kind
• a performer's repertoire is all the pieces of music or parts in plays he or she has learned and can perform.
• the repertoire of a person or thing is all the things that person or thing is capable of doing.
rich repertoire
• wide selection of artistic pieces that an artist can perform

repertoire را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

S.A. ٠٨:٢٤ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
(مجازی) کلکسیون، انبار، ذخیره
|

یوسف ٢٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٢
a stock of skills or types of behaviour that a person habitually uses.
"his repertoire of denigratory gestures"
خصلت و خلق و خو،عادات روزانه.
مهارتی و یا رفتاری که فرد از روی عادت انجام میدهد.
|

سۆران ١٦:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠
در روانشناسی و علوم رفتاری - خزانه
|

حسام رضازاده ٠٨:٥٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
در زیست شناسی مجموعه معنی میدهد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی repertoire
کلمه : repertoire
املای فارسی : رپرتوار
اشتباه تایپی : قثحثقفخهقث
عکس repertoire : در گوگل


آیا معنی repertoire مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )