برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1347 100 1

replenish

/riˈplenɪʃ/ /rɪˈplenɪʃ/

معنی: دوباره پر کردن، باز پر کردن، ذخیره تازه دادن
معانی دیگر: دوباره تکمیل کردن، باز تهیه کردن، دوباره سوخت دادن

بررسی کلمه replenish

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: replenishes, replenishing, replenished
مشتقات: replenisher (n.), replenishment (n.)
• : تعریف: to make complete or full again; refill.
مترادف: refill, reload, restock
متضاد: drain, empty, exhaust
مشابه: brim, re-equip, recharge, refurnish, renew, replace, restore

- We are replenishing our supply of firewood.
[ترجمه امین] ما داریم ذخیرهٔ هیزم خودمان را دوباره تکمیل می‌کنیم.
|
[ترجمه ترگمان] ما داریم supply را باز می‌کنیم
[ترجمه گوگل] ما عرضه هیزم خود را دوباره پر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه replenish در جمله های نمونه

1. to replenish a stock of goods
موجودی کالا را دوباره تکمیل کردن

2. be fruitful and multiply and replenish the earth
(انجیل) پرثمر باش و تکثیر شو و دنیا را پرکن.

3. we need more oil to replenish our pool
برای پر کردن ذخیره‌ی خود احتیاج به نفت بیشتر داریم.

4. Let me replenish your glass with some more wine.
[ترجمه ترگمان] بذار glass رو پر کنم با شراب بیشتر
[ترجمه گوگل]بگذارید شیشه شما را با برخی از شراب دیگر دوباره پر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Allow me to replenish your glass.
[ترجمه ترگمان]اجازه بدهید glass را پر کنم
[ترجمه گوگل]اجازه بدهید که شیشه شما را دوباره پر کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The fire is going to go out,please replenish it at once.
[ترجمه ترگمان]آتش می‌خواهد از اتاق بیرون برود، لطفا فوری آن را پر کنید
[ترجمه گوگل]آتش سوزی می رود، لطفا دوباره آن را دوباره پر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف replenish

دوباره پر کردن (فعل)
refill , replenish
باز پر کردن (فعل)
replenish
ذخیره تازه دادن (فعل)
replenish

معنی replenish در دیکشنری تخصصی

[حقوق] ترمیم کردن موجودی (حساب یا جنس)
[حسابداری] تجدید کردن (تنخواه گردان)

معنی کلمه replenish به انگلیسی

replenish
• fill again, resupply, reload, restock
• to replenish something means to make it full or complete again by adding a quantity of a substance that has gone; a formal word.

replenish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
بازسازی
محمد
شارژ کردن حساب بانکی (مثلا اگر چک داشته باشید و حساب شما خالی باشد بانک این پیام را به شما می دهد-تجارت بین الملل)
مجید
احیاکردن
عنایت
بازسازی
احسان حیدری
پول گذاری و شارژ دستگاه خودپرداز
I’m responsible to replenish the ATMs every week
رهگذر
بازپرسازی کردن
دوباره پر کردن
مرضیه ابراهیمی
جان دوباره دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی replenish
کلمه : replenish
املای فارسی : رپلنیش
اشتباه تایپی : قثحمثدهسا
عکس replenish : در گوگل

آیا معنی replenish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )