انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1009 100 1

report card

تلفظ report card
تلفظ report card به آمریکایی/riˈpɔːrtˈkɑːrd/ تلفظ report card به انگلیسی/rɪˈpɔːtkɑːd/

(آموزش) کارنامه، کارنامه

بررسی کلمه report card

اسم ( noun )
• : تعریف: a written report of the progress of a school student, usu. sent to the student's guardian or parent.

واژه report card در جمله های نمونه

1. The President today issued his final report card on the state of the economy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور امروز آخرین کارت گزارش خود را در مورد وضعیت اقتصادی منتشر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور امروز کارت گزارش نهایی خود را در مورد وضعیت اقتصادی صادر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. His report card can point up his talent for maths.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت گزارش او می‌تواند به استعداد خود برای ریاضیات کمک کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارت گزارش او می تواند استعداد خود را برای ریاضیات نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A week after the 1907 report card, the school boiler burst and school was dismissed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک هفته پس از کارت گزارش ۱۹۰۷، دیگ بخار مدرسه منفجر شد و مدرسه اخراج شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک هفته پس از گزارش کارت 1907، مدرسه دیگ بخار و مدرسه اخراج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Jacinta's report card showed a definite improvement in math.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت گزارش Jacinta یک پیشرفت مشخصی در ریاضی نشان می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش کارت Jacinta نشان داد که بهبود قطعی در ریاضی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Despite all the adversity, when the first report card came out, Casey had actually made some progress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علی‌رغم تمام مشکلات، وقتی اولین کارت گزارش منتشر شد، کیسی در واقع پیشرفت‌هایی داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علی رغم همه ی بدبختی ها، هنگامی که اولین گزارش کارت خارج شد، کیسی اصلا پیشرفتی نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I handed them the report card, parents are seeing smiles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من کارت گزارش را به آن‌ها دادم، والدین لبخند می‌زنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من آنها کارت گزارش را دادم، والدین لبخند می زنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Transcript and report card - courses transferable credit, and report card for records of past performance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Transcript و کارت گزارش - دوره‌های اعتبار قابل انتقال، و کارت گزارش برای سوابق عملکرد گذشته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رونوشت و گزارش کارت - دوره اعتبار قابل انتقال و گزارش کارت برای سوابق عملکرد گذشته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The report card points up his talent for math.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت گزارش استعداد خود را برای ریاضی نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارت گزارش استعداد خود را برای ریاضی نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His father signed his report card.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش کارت گزارشش رو امضا کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرش کارت گزارش را امضا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I always get nervous when I see the report card.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همیشه وقتی کارت گزارش رو می‌بینم عصبی میشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی کارت گزارش را می بینم همیشه عصبی هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Well, he just saw my report card.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خب، اون همین الان کارت گزارشم رو دیده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوب، او فقط کارت گزارش من را دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Her report card points up her talent for maths.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت گزارش او استعداد ریاضی او را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش کارت او استعداد خود را برای ریاضی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They study my report card the same way they scrutinize the newspaper's stock market page.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها کارت گزارش من را همان طور که صفحه بازار سهام روزنامه را مورد بررسی قرار می‌دهند، مورد مطالعه قرار می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها کارت گزارش من را به همان شیوه ای که صفحات بازار سهام روزنامه را بررسی می کنند مطالعه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. His father let him show him his report card.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش اجازه داده کارت گزارشش رو بهش نشون بده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدرش اجازه داد او کارت گزارشش را به او نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه report card به انگلیسی

report card
• regular report of a students progress
• a report card is a written or spoken account of how well or badly someone is doing, especially an account that describes a child's progress at school; used in american english.

report card را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی report card

Negar ١٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢
کارنامه آخر سال

تعریف:a written statement about the work of a student
|

پرنیا ٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧
برگه ای که نشان دهنده ی اوضاع درسی دانش آموز است
|

karina ١٢:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
کارنامه یا کارت گزارش
|

درسا ١١:٤٨ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠
گزارش
|

...... ٢١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
کارت گزارش ، کارنامه
|

Neymarjt ١٣:٢٣ - ١٣٩٧/١٠/١٥
تعریف:a written statement about the work of a student
|

Yelkta ١٢:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/١٦
A written statement about the work of a student
|

Ali ١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
کارنامه
|

امیررضا فرهید ١٨:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
کارنامه …… گزارش …… برگه ی نشاندهنده ی وضعیت تحصیلی
|

Sana ١٢:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
کارت گزارش /کارنامه
|

shiva_sisi‌ ٢٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢
کارنامہ،گزارش تحصیلے
|

پیشنهاد شما درباره معنی report card



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- > درمان ریشه دندان
روشویی های لبه نازک > دور استایل
علیرضااا > Throw a tantrum
روبا > آریانا
میلان > تاوریژ
Abolfaz > Volition
#yasy@ > arrive
ماندانا > senorita

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی report card
کلمه : report card
املای فارسی : گزارش کارد
اشتباه تایپی : قثحخقف زشقی
عکس report card : در گوگل


آیا معنی report card مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )