برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1277 100 1

repressed

/riˈprest/ /rɪˈprest/

سرکوب شده، واپس رانده، سرکوفته، فروداشته، جلوگیری شده

واژه repressed در جمله های نمونه

1. repressed conflicts
ناسازگاری‌های سرکوب شده

2. repressed desires
امیال سرکوب شده

3. It is anger that is repressed that leads to violence and loss of control.
[ترجمه ترگمان]این خشم است که منجر به خشونت و از دست دادن کنترل می‌شود
[ترجمه گوگل]این خشم است که سرکوب می شود که منجر به خشونت و از دست دادن کنترل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He repressed his natural sexual desires as sinful.
[ترجمه ترگمان]امیال شهوانی خود را به عنوان گناه سرکوب می‌کرد
[ترجمه گوگل]او میل جنسی طبیعی خود را به عنوان گناهکار تحمیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She repressed her desire to mention his name.
[ترجمه گلی افجه ] او تمایل خود به دانستن اسم ان مردرا سرکوب کرد|
[ترجمه ترگمان]او از این که نام خود را در میان بگذا ...

معنی کلمه repressed به انگلیسی

repressed
• suppressed, restrained, controlled; subdued, quelled, quashed
• repressed people try to stop themselves having natural feelings and desires, especially sexual ones.
• a person's repressed feelings are the ones they do not allow themselves to know about consciously.
• see also repress.
repressed hatred
• strong inhibited hatred, extremely powerful dislike which has been suppressed
repressed his anger
• controlled his anger, restrained himself, calmed himself down

repressed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فتوحی
در ژنتیک مهار شدن
سرداری
خودمانی:آدم عقده ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی repressed
کلمه : repressed
املای فارسی : رپرسد
اشتباه تایپی : قثحقثسسثی
عکس repressed : در گوگل

آیا معنی repressed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )