برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1348 100 1

resolution

/ˌrezəˈluːʃn̩/ /ˌrezəˈluːʃn̩/

معنی: ثبات قدم، تحلیل، دقت، تجزیه، نیت، قصد، تصویب، نتیجه، تصمیم، عزم، عزیمت، حل، رفع، تفکیک پذیری، عزم راسخ
معانی دیگر: جداسازی، جدایش، واکافت، اراده، خواست، گزیر، قطعنامه، بازفرمود، مصوبه، تصویب نامه، گزیرش، (مشکل و غیره) حل، برطرف سازی، گزرد، تفکیک، گسست، واجدایی، واگشایی، (داستان یا نمایشنامه و غیره) گره گشایی، رفع اشکال، (پزشکی) برطرف شدن نشانه های بیماری، بهبود

بررسی کلمه resolution

اسم ( noun )
(1) تعریف: mental firmness, determination, or resolve.
مترادف: decision, determination, firmness, resolve
مشابه: purpose, will

- Without strong resolution, she would not have risen to the top of her profession.
[ترجمه محمد م] بدون عزم قاطع (قوی) او نمیتوانسته است که به بالاترین سطح حرفه اش برسد.
|
[ترجمه ترگمان] بدون تصمیم قاطع، حاضر نبود به حرفه خود ادامه دهد
[ترجمه گوگل] بدون قطعنامه قوی، او نمیتواند به بالاترین حرفه اش برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a personal decision to do something made with sincere determination.
مشابه: commitment, pledge, promise, vow

- He made a resolution to get more exercise, and so far he has stuck to it.
[ترجمه ترگمان] او تصمیم گرفت که ورزش بیشتری به عمل آورد و تا به حال به آن چسبید
[ترجمه گوگل] او برای انجام تمرین بیشتر وضوح گرفته است، و تا کنون او به آن گیر کرده است
[ترجمه شما] ...

واژه resolution در جمله های نمونه

1. a resolution on the floor to censure the government
لایحه‌ی مورد بحث (در مجلس) درباره‌ی استیضاح از دولت

2. conflict resolution
حل اختلافات

3. his resolution is not to resign, but to remain and fight
قصد او این نیست که‌استعفا بدهد بلکه می‌خواهد بماند و مبارزه کند.

4. the resolution of a compound into simple substances
تجزیه‌ی یک ترکیب به مواد ساده

5. a draft resolution
پیش‌نویس قطعنامه (که می‌توان با مذاکره آن را تعدیل کرد).

6. a final resolution for this problem
راه حل نهایی برای این مسئله

7. a u. n. resolution concerning human rights
قطعنامه‌ی سازمان ملل درباره‌ی حقوق بشر

8. make a newyear resolution
به مناسبت سال نو با خود عهد کردن (مثلا درباره‌ی ترک سیگار)

9. a man of iron resolution
مردی دارای اراده‌ی آهنین

10. nothing could shake their resolution
هیچ چیز اراده‌ی آنها را متزلزل نمی‌کرد.

11. An affirmative resolution of both Houses of Parliament is needed.
[ترجمه ترگمان]یک راه‌حل مثبت برای هر دو گروه پارلمان مورد نیاز است ...

مترادف resolution

ثبات قدم (اسم)
abidance , grittiness , perseverance , loyalty , resolution
تحلیل (اسم)
resolution , erosion , absorbency , analysis , lysis , corrosion
دقت (اسم)
resolution , accuracy , precision , attention , punctuality , exactitude , severity , delicacy , nicety , certitude , definitude , double precision , finesse
تجزیه (اسم)
resolution , dissolution , analysis , decomposition , parsing , disintegration , dissociation , catalysis , anatomy , dissection , breakup , shakedown , sequestration , refraction , dialysis , severance
نیت (اسم)
resolution , effect , will , sentiment , purpose , intent , animus , idea , tenor
قصد (اسم)
resolution , will , assumption , pretension , purpose , intent , intention , animus , thought , purport , design , attempt , determination
تصویب (اسم)
resolution , imprimatur , ratification , approbation , passage , okay , approval , enactment , sanction , okey
نتیجه (اسم)
resolution , rest , growth , conclusion , success , effect , hatch , result , sequence , sequel , corollary , consequence , outcome , upshot , harvest , outgrowth , sequela
تصمیم (اسم)
resolution , decision , intent , intention , pluck , resolve , ruling , determination
عزم (اسم)
resolution , decision , purpose , intention , determination , impetus
عزیمت (اسم)
departure , resolution , going , intention , flight , determination , outgo
حل (اسم)
resolution , dissolution , solution , resolvent
رفع (اسم)
resolution , elimination , removal , resolving , obviation
تفکیک پذیری (اسم)
resolution , separability
عزم راسخ (اسم)
resolution

معنی عبارات مرتبط با resolution به فارسی

(امریکا) مصوبه ای که از یکی از مجلسین گذشته است و مورد تایید مجلس دیگر نیز هست (ولی رسما به تصویب آن نرسیده است)
شیمى : تفکیک بالا
(در کشورها یا ایالاتی که دو مجلس دارند) تصمیم مشترک مجلسین، تصمیم مشترک
به مناسبت سال نو با خود عهد کردن (مثلا درباره ی ترک سیگار)

معنی resolution در دیکشنری تخصصی

resolution
[شیمی] تفکیک
[کامپیوتر] وضوح ؛ دقت ؛ تفکیک پذیری - وضوح - اندازه ی مدار جزئیاتی که در تصاویر تولید شده توط چاپگر یا صفحه ی نمایش می توان نشان داد. مثلاً بسیاری از چاپگرهای لیزری وضوحی به اندازه ی300 نقطه در هر اینچ ( 300 DPI) دارند ، یعنی آنها کاراکترها را بااستفاده از شبکه ای از مربع های سیاه و سفید با اندازه ی 1 بر روی 300 اینچ نشان می دهند؛ به این معنا که وضوح آنها 150 خط در هر اینچ است. چشم انسان در فاصله ی طبیعی ، حدود 150 خط در هر اینچ را تجزیه کرده و تشخیص می دهد اما کسی که یک صفحه را با دقت تمام بررسی می کند، میتواند دو یا سه برابر دقیق تر از این تشخیص دهد. وضوح صفحه به صورت تعداد سلولهای تصویری کل صفحه ارائه می شود. ( مثلاً 480×640 سلول تصویری در طول کل صفحه ) . تعداد نقاط هر اینچ به اندازه ی صفحه بستگی دارد. صفحه های ویدیویی امروزی ، 80 نقطه در در اینچ دارند. وضوح آنها تقریباً به اندازه ی جوهر روی کاغذ هم نیست . امتاز بزرگ برنامه های ترسیم ، بر خلاف برنامه های نقاشی ، این است که آنها می توان وضوح کامل چاپگر را به کار گیرند. آنها محدود به چاپ آنچه که روی صفحه نمایش موجود است : نمی شوند. با این حال ، بعضی از برنامه های نقاشی می توانند به وسیله ی نمایش قسمتی از تصویر در یک زمان ، تصاویر بسیار دقیق تری را به کار بگیرند. نگاه کنید به draw program ; vector graphics; paint program.
[برق و الکترونیک] وضوح ، تفکیک
[زمین شناسی] قطعنامه - یا فاصله حداقل میان دو عارضه که میتواند توسط حس یاب (sensor) تشخیص داده شود.
[صنعت] تفکیک پذیری ، دقت ، وضوح ‏، قدرت تمایز ‏؛ قطعنامه - تفکیک پذیری عبارتست از مقدار تغییر از یک مقدار مرجع که یک ابزار اندازه گیری می تواند آن را شناسایی کرده و به درستی نشان دهد. همچنین اغلب این کلمه به عنوان قدرت تمایز و خوانایی نیز شناخته می شود.
[حقوق] حل و فصل، فیصله، تصمیم، قطعنامه
[نساجی] جداسازی - قدرت تفکیک - تحلیل - تجزیه
[ریاضیات] حل، تفکیک پذیری، دقت، تجزیه، جدا سازی
[خاک شناسی] تفکیک پذیری
[پلیمر] تفکیک
[آمار] وضوح
[برق ...

معنی کلمه resolution به انگلیسی

resolution
• decisiveness, determination; (computer graphics) level of detail on a computerized image (measured in dots per inch); level of detail provided by a television or computer screen (electronics)
• ruling, decision; solution, answer; analysis, breakdown
• a resolution is a formal decision taken at a meeting by means of a vote.
• if you make a resolution to do something, you decide to try hard to do it.
• resolution is determination to do something or not do something.
• the resolution of a problem or difficulty is the solving of it; a formal use.
resolution 242
• decision of the united nation which requests that israel will withdraw from the west bank and the gaza strip
resolution 338
• united nations resolution calling for a cease-fire between egypt syria and israel and the implementation of un resolution 242
resolution enhancement technology
• technology which enables smoothing of an image created by a laser printer
resolution into factors
• breaking down into factors, factoring (mathematics)
address resolution
• conversion of addresses between methods of addressing
adopt a resolution
• adopt a decision, adopt a ruling
adopting a resolution
• make a decision, decide, make a choice
alternative dispute resolution
• adr, method of conflict resolution which involves intervention by a third party mediator and strives to find an agreeable solution for both sides of the conflict
dynamic host resolution
• connection to the internet using the method of allotment of dynamic addresses ...

resolution را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
حل‌وفصل

[نمایشگر رایانه و تلویزیون]

خوانایی ، دقت نمایش ، جدانمایی

فاطمه
تصمیم برای تغییر عادت
مجتبي
قطعنامه
مجتبي
در اصطلاح حقوقي به معناي قطعنامه مي باشد .

ECOSOC Resolution about childs rights: قطعنامه ecosoc در مورد حقوق كودك
فاطمه رستگارمقدم
رفع حالت بیماری ، فرونشینی حالت مرضی (پزشکی)
Safari
وضوح صفحه. وضوح لنز
رضا
مصوبه هیات مدیره
سعیدی
رزولوشن/وضوح تصویر(مربوط به تلویزیون/دوربین/میکروسکوپ
مرتضی
در حقوق : حل و فصل کردن اختلافات
پژواک
سیاست راهبری- راهکار
دکتر غلامی
در رشته های مهندسی،خصوصا شیمی، عمران و...به معنای دقت عمل و صحت کار(برای شبیه سازی)
شهاب
راه حل
عاطفه موسوی
وضوح ، شفافیت
نیما
دقت تفکیک [بالاتر]
منوچهر
دقت تفکیک
حسین
چاره
jahanaks.blog.ir
گره گشایی
فرناز واصلی
توی یه فیلم به معنی شعر به کار رفته بود !
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، قطعنامه
statement , declaration هر دو واژه نیز مترادفند.
با تشکر
محدثه فرومدی
راه‌حل، راه چاره، راهکار
زینب زرمسلک
تفکیک، اختلاف، وضوح، دقت، تراکم
سعیده
فروکش کردن و از بین رفتن علائم جسمی
بهمن عنایتی کاریجانی
کاربر محترم خانم سعیده ، چه ربطی دارد. منبع ذکر فرمایید.
مهدی
در مراحل رفتار جنسی که اخرین مرحله فرونشینی است برای بیان مرحله فرونشینی در کتب روان شناسی مثل کتاب روان پرستاری دکتر کوشان از این اصطلاح استفاده شده است
یاسمن قدسی
مشکل گشایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resolution
کلمه : resolution
املای فارسی : رزولوشن
اشتباه تایپی : قثسخمعفهخد
عکس resolution : در گوگل

آیا معنی resolution مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )