برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

respectively

/rəˈspektɪvli/ /rɪˈspektɪvli/

معنی: بترتیب
معانی دیگر: به ترتیب

بررسی کلمه respectively

قید ( adverb )
• : تعریف: with regard to each of two or more persons or things in the order named.

- Their son and daughter are aged ten and twelve respectively.
[ترجمه ترگمان] دخترشان و دخترشان به ترتیب ده و دوازده سال سن دارند
[ترجمه گوگل] پسران و دختران آنها به ترتیب ده و دوازده ساله هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- American casualties in World War I and World War II are estimated at over 300,000 and one million respectively.
[ترجمه ترگمان] تلفات آمریکا در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم به ترتیب بیش از ۳۰۰،۰۰۰ و یک میلیون برآورد شده‌است
[ترجمه گوگل] تلفات آمریكا در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم به ترتیب بیش از 300 هزار و 1 میلیون نفر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه respectively در جمله های نمونه

1. the first and second prizes went to mehri and julie respectively
جایزه‌ی اول و دوم به ترتیب به مهری و جولی تعلق گرفت.

2. Metal, oil and soap contains foreign matter, respectively.
[ترجمه ترگمان]متال، روغن و صابون به ترتیب حاوی مواد خارجی هستند
[ترجمه گوگل]فلز، روغن و صابون به ترتیب حاوی ماده خارجی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cups and saucers cost £5 and £3 respectively.
[ترجمه ترگمان]فنجان‌ها و نعلبکی‌ها به ترتیب ۵ و ۳ پوند بود
[ترجمه گوگل]فنجان ها و بشقاب ها به ترتیب 5 و 3 پوند هزینه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lorenz and Ardrey suggest, respectively, that aggression and territoriality form a deep-lying part of people's biological and psychic constitution.
[ترجمه ترگمان]لورنز و Ardrey به ترتیب نشان می‌دهند که aggression و territoriality نقشی عمیق و عمیق در قانون اساسی زیستی و روانی مردم شکل می‌دهند
[ترجمه گوگل]لورنز و آردري به ترتيب پيشنهاد مي كنند كه تجاوز و سرزمينگي بخشي عميق از قانون اساسي بيولوژيك و روان شناختي مردم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف respectively

بترتیب (قید)
respectively

معنی respectively در دیکشنری تخصصی

respectively
[صنایع غذایی] بترتیب
[ریاضیات] به ترتیب، به تناظر، در پی یکدیگر

معنی کلمه respectively به انگلیسی

respectively
• correspondingly, relatively; separately, individually, singly
• respectively means in the same order as the items you have just mentioned.

respectively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

jamshid
متناظر
dream
به ترتیب
سعید صفاری مقدم
بترتیبی که ذکرشد.بترتیب مذکور، به ترتیب
لعیا ناجی
A list with an equal numbers of items(2_3(
in order of first list matches with the order of second list
این کلمه وقتی می خواهیم دو تا لیست رو با هم مچ کنیم که تعداد آن دو یا سه موضوع است ، استفاده میشود ، می گوییم� به ترتیب �

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی respectively
کلمه : respectively
املای فارسی : رسپکتیولی
اشتباه تایپی : قثسحثزفهرثمغ
عکس respectively : در گوگل

آیا معنی respectively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )