برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

restrained

/riˈstreɪnd/ /rɪˈstreɪnd/

خود دارانه، خویشتن دارانه، آرام، ملایم، لگام کرده، مهار شده

بررسی کلمه restrained

صفت ( adjective )
• : تعریف: showing or marked by restraint; not yielding to excess or extremity.

- the artist's restrained use of color
[ترجمه ترگمان] استفاده محدود هنرمند از رنگ‌ها
[ترجمه گوگل] هنرمند استفاده محدود از رنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه restrained در جمله های نمونه

1. the reaction of the police was restrained
واکنش پلیس ملایم بود.

2. he went mad and had to be restrained around the clock
دچار جنون گردید و لازم شد که بیست و چهار ساعته او را تحت قید و بند قرار بدهند.

3. i was close to shouting in protest, but i restrained myself
نزدیک بود که از روی اعتراض فریاد بزنم ولی خویشتنداری کردم.

4. The greater the man, the more restrained his anger.
[ترجمه ترگمان]مرد بزرگ‌تر، بیشتر خشم خود را مهار کرد
[ترجمه گوگل]هرچه مرد بیشتر باشد، خشم او بیشتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. With an effort, he restrained himself.
[ترجمه ترگمان]با تلاش فراوان خود را مهار کرد
[ترجمه گوگل]با تلاش، او خود را محکوم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I barely restrained myself from hitting him.
[ترجمه ترگمان]به سختی می‌توانستم خودم را از ضربه زدن به او خودداری کنم
[ترجمه گوگل]من به سختی خودم را از ضربه زدن به او محاصره کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنو ...

معنی restrained در دیکشنری تخصصی

restrained
[عمران و معماری] گیردار - مقید - با قید - مهار شده - ثابت - وابسته
[عمران و معماری] عضو مقید در مقابل دوران - عضو درگیر - عضو گیردار
[عمران و معماری] جمع شدگی گیرداری
[عمران و معماری] دستگاه مقاوم گیردار
[عمران و معماری] نیمه گیردار

معنی کلمه restrained به انگلیسی

restrained
• curbed, hindered; under arrest, deprived of liberty; repressed, subdued
• someone who is restrained is calm and unemotional.
• if a speech or piece of writing is restrained, it argues its points less forcefully than people might have expected.
• see also restrain.
restrained himself
• controlled himself

restrained را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

kamyar
منع كردن. معناي حقوقي واژه
David
خویشتن دار
عاطفه انارکی
کنترل شده
عباس محمدی
محدود تر
Arian
مُضَیَّق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی restrained
کلمه : restrained
املای فارسی : رستریند
اشتباه تایپی : قثسفقشهدثی
عکس restrained : در گوگل

آیا معنی restrained مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )