انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه resume

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: resumes, resuming, resumed
(1) تعریف: to start or go on with again after an interruption.
مترادف: continue, recommence
متضاد: suspend
مشابه: pick up, pursue, reinitiate, renew

- We gave our orders to the waiter and then resumed our conversation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما دستورها را به پیشخدمت دادیم و بعد گفتگوی خود را ادامه دادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما دستورات خود را به پیشخدمت دادیم و سپس گفتگویمان را از سر گرفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- After you've had lunch, you can resume playing your game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بعد از ناهار، می‌توانید بازی خود را ازسر بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پس از ناهار، می توانید بازی خود را از سر بگیرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to take back or return to.
مترادف: reassume, reoccupy
متضاد: leave
مشابه: recapture, recover, regain, repossess, retake

- He went to grab another item from the shelf and then resumed his place in line.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او برای برداشتن یک مورد دیگر از قفسه رفت و سپس جای خود را در صف گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او رفت تا یک مورد دیگر را از قفسه بیرون بیاورد و سپس جای خود را به سمت خط خود باز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- After the divorce, she resumed her maiden name.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بعد از طلاق، او نام maiden را ازسر گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پس از طلاق، او نام خانوادگی خود را از سر گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: resumable (adj.)
(1) تعریف: to start again after a pause or interruption.
مترادف: continue, proceed, recommence
متضاد: suspend
مشابه: renew, revive

- After a week's recess, the trial resumed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بعد از یک هفته استراحت، محاکمه دوباره شروع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بعد از گذشت یک هفته، دادگاه از سر گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The speaker was distracted for a moment by a heckler but then resumed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سخنران یک لحظه حواسش پرت شد، اما بعد دوباره شروع به صحبت کرد:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سخنرانی برای یک لحظه توسط هیکلر هیجان زده شد اما بعد از آن دوباره شروع شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to begin afresh.
مترادف: recommence
مشابه: begin

واژه resume در جمله های نمونه

1. Resume reading where we left off.
ترجمه خواندن خود را از جایی که قطع کردیم ادامه دهید

2. Those standing may resume their seats.
ترجمه آنهایی که ایستاده اند، می توانند دوباره سر جای خود بنشینند

3. The violinist resumed playing after the intermission.
ترجمه نوازنده ویولن، بعد از آنتراکت، دوباره شروع به نواختن ویولن کرد

4. please resume reading
ترجمه لطفا به خواندن ادامه بدهید.

5. to resume one's seat
ترجمه صندلی خود را دوباره اشغال کردن

6. we are willing to resume cease-fire parleys
ترجمه ما به ادامه‌ی مذاکرات آتش بس تمایل داریم.

7. Will you please resume your seat?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میشه لطفا بشینین؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما صندلی خود را باز می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She hopes to resume work after the baby is born.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او امیدوار است بعد از تولد نوزاد کارش را ازسر بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او امیدوار است پس از تولد نوزاد، کار خود را ادامه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Please send your resume to the personnel department.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لطفا رزومه خود را به بخش پرسنل ارسال کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا رزومه خود را به بخش پرسنل ارسال کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Your resume should highlight your skills and achievements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رزومه شما باید مهارت‌ها و دستاوردهای شما را مشخص کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رزومه شما باید مهارت ها و دستاوردهای خود را برجسته نماید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It symptomatizes that they will resume their relations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که آن‌ها روابط خود را ازسر خواهند گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نشان می دهد که روابط خود را از سر می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They thought that he should resume his kingly duties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها فکر می‌کردند که باید وظایف شاهوار خود را ازسر بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فکر کردند که او باید وظایف پادشاهی خود را از سر بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Stephen will resume sole charge for the time being.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استفن تنها مسئول آن زمان خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استفان بار دیگر تنها شارژ را از دست خواهد داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Resume reading where you left off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رزومه ای که در آن رها کرده‌اید را بخوانید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رزومه خوانی که در آن شما را ترک کردید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The Supreme Council resolved to resume control over the national press.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شورای عالی تصمیم گرفت تا کنترل بر روی مطبوعات ملی را ازسر بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورای عالی تصمیم گرفت تا کنترل رسانه های ملی را از سر بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. We'll take a break now and resume in half an hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حالا استراحت می‌کنیم و تا نیم ساعت دیگه ادامه میدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک بار در حال شکستن هستیم و نیم ساعت دیگر به سر می بریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The talks are due to resume today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مذاکرات قرار است امروز ازسر گرفته شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گفتگوها امروز به سر می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Diplomatic efforts to reach a settlement resume today after a two-week hiatus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش‌های دیپلماتیک برای رسیدن به یک منطقه مسکونی امروز پس از دو هفته وقفه ادامه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش های دیپلماتیک برای رسیدن به حل و فصل امروز پس از یک تعطیلات دو هفته ای
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف resume

خلاصه (اسم)
compendium , summary , short , abridgment , epitome , abstract , synopsis , substance , digest , compend , extract , adumbration , essence , review , condensation , upshot , sketch , gist , outline , resume , wrap-up
حاصل (اسم)
growth , result , outcome , upshot , resultant , product , yield , heir , fruitage , harvest , outgrowth , perquisite , resume
خلاصه تجربیات (اسم)
resume
چکیده کلام (اسم)
resume
ادامه یافتن (فعل)
resume
دوباره بدست اوردن (فعل)
recover , retrieve , regain , recoup , resume
باز یافتن (فعل)
recover , retrieve , regain , resume
از سر گرفتن (فعل)
renovate , resume

معنی resume در دیکشنری تخصصی

resume
[کامپیوتر] خلاصه تجربیات ؛ از سر گرفتن
[ریاضیات] خلاصه، سابقه ی کار، از سر گرفتن، ادامه یافتن، دوباره به دست

معنی کلمه resume به انگلیسی

resume
• summary, synopsis, abstract; cv, curriculum vitae
• recommence, begin again; retake, take back; continue, go on
• if you resume an activity or if it resumes, it begins again; a formal word.
• if you resume your former place or position, you return to it; a formal word.
resume a tradition
• start practicing a custom again, renew a tradition
resume fighting
• begin fighting again
resume production
• start manufacturing again
resume talks
• continue discussions after a recess

resume را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی resume

Sara ١٢:٥٧ - ١٣٩٦/٠٨/١٧
سوابق کاری
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٤٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٩
کارنامه ، کارنامه کاری ، پیشینه کاری
|

غزال ١٤:٢١ - ١٣٩٦/١١/١٥
کارنامک-
معادل فارسی کلمۀ رزومه، به معنای سوابق کاری‌ست که برای استخدام شدن به کارفرما و مانند آن ارسال می‌شود.
|

اکرم ١١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٢/٠٦
Resuming duties as =قبول مسئولیتهای
|

پیشنهاد شما درباره معنی resume



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resume
کلمه : resume
املای فارسی : رزومه
اشتباه تایپی : قثسعئث
عکس resume : در گوگل


آیا معنی resume مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )