برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

retime

بررسی کلمه retime

فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: combined form of time.

retime را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق جباری
زمانبندی مجدد، برنامه‌ریزی مجدد برای کارها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی retime مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )