انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1099 100 1

retire

تلفظ retire
تلفظ retire به آمریکایی/rəˈtaɪr/ تلفظ retire به انگلیسی/rɪˈtaɪə/

معنی: کناره گیری کردن، با تعظیم خارج شدن، کنار کشیدن، استراحت کردن، پس رفتن، منزوی شدن، بازنشسته کردن یا شدن
معانی دیگر: (به جای خلوت یا دورافتاده) رفتن، (مجازی) پناه بردن، به بستر رفتن، (ارتش - عمدا) پس کشیدن، عقب نشینی کردن، پسروی کردن، برگشتن، بازنشسته شدن یا کردن، متقاعد کردن یا شدن، کناره گرفتن، (ورزش) کنار رفتن، بازی را ادامه ندادن، (از مسابقه) بیرون رفتن، (پول) از گردش خارج کردن، (مبلغ اوراق قرضه یا وام و غیره را) مسترد کردن، پس دادن، (ماشین آلات یا کشتی و هواپیما و غیره) کنار گذاشتن، به کار نبردن، استراحتگاه

بررسی کلمه retire

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: retires, retiring, retired
(1) تعریف: to cease work or active life.
مشابه: abdicate, leave, quit, resign, vacate

- She retired from teaching at age sixty-five.
ترجمه کاربر [ترجمه سید محمد حسین میر جلیلی] او در سن شصت وپنج سالگی از درس دادن بازنشسته شد .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در سن شصت و پنج‌سالگی از تدریس کناره گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در سن شصت و پنج سالگی از تحصیل بازنشسته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They're trying to save money so that they can retire comfortably.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ان‌ها تلاش می‌کنند تا پول را نجات دهند تا بتوانند راحت استراحت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها در حال تلاش برای صرفه جویی در هزینه هستند تا بتوانند به راحتی بازنشسته شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to withdraw to seek shelter or seclusion.
مترادف: retreat, withdraw
مشابه: depart, estivate, repair, rusticate, shelter

- Tired of making small talk with the guests, he retired to his study.
ترجمه کاربر [ترجمه ER] او از گپ کوتاهی که با مهمانان زد خسته شد و به درس خواندن بازگشت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از گپ زدن با مهمانان خسته شد و به اتاق کارش رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خسته از بحث کوچک با مهمانان، او به مطالعه خود بازنشسته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to go to bed.
مترادف: rest
متضاد: rise, stir
مشابه: hit the sack, relax, repose, sack out, sleep

- The adults had all retired, but the children were still up talking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بزرگ‌ترها دور شده بودند، اما بچه‌ها هنوز حرف می‌زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بزرگسالان همه بازنشسته بودند، اما بچه ها هنوز حرف زده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: to remove oneself from a particular place or situation, esp. one of danger.
مترادف: depart, leave, withdraw
متضاد: advance
مشابه: evacuate, quit, retreat, vacate

- The remaining soldiers retired for safety into the mountains.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سربازان باقیمانده برای امنیت در کوهستان بازنشسته شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سربازان باقی مانده برای ایمنی به کوه بازمی گردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to remove (money or bonds) from circulation.
مشابه: pay off, reclaim, redeem, repay, requite

- These coins were retired some years ago and are no longer in use.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این سکه‌ها چند سال پیش بازنشسته شده و دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این سکه چند سال پیش بازنشسته شد و دیگر در حال استفاده نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to cause to cease work or active service.
مترادف: discharge, dismiss, pension off
مشابه: rest

- The company retired her after thirty years of service.
ترجمه کاربر [ترجمه فهیمه] موسسه او را بعد از 30 سال خدمت بازنشسته کرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این شرکت پس از سی سال خدمت بازنشسته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این شرکت پس از سی سال خدماتش بازنشسته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The horse had to be retired from racing after the injury.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اسب ناچار بود پس از زخمی شدن بازنشسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اسب پس از مصدومیت باید از مسابقه اخراج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: in baseball, to put out.

- That catch will make the third out and retire the side.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این گرفتن سوم باعث خواهد شد که نفر سوم خارج شود و کناره بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این گرفتن سومین و خارج شدن از کنار آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The pitcher easily retired the first two batters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پارچ به راحتی دو بار اول را خالی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جادوگر به راحتی دو برادر نخست را باز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه retire در جمله های نمونه

1. to retire old machinery
ترجمه ماشین‌آلات کهنه را کنار گذاشتن

2. i decided to retire early with a newspaper
ترجمه تصمیم گرفتم زودتر به بستر بروم و روزنامه بخوانم.

3. my decision to retire
ترجمه تصمیم من برای بازنشستگی

4. he couldn't wait to retire and be rid of his many responsibilities
ترجمه او صبر نداشت که بازنشسته شود و از شر مسئولیت‌های فراوانش راحت گردد.

5. someday he too will retire
ترجمه روزی او هم بازنشسته خواهد شد.

6. the hurt boxer had to retire from the contest
ترجمه مشت‌باز مصدوم مجبور شد از مسابقه کنار برود.

7. for norooz, i would like to retire to a quiet place in the mountains
ترجمه برای نوروز دوست دارم به جای دنجی در کوهستان پناه ببرم.

8. the mountain heaven to which i hope to retire someday
ترجمه بهشت کوهستانی که امیدوارم روزی در آن بازنشسته شوم.

9. The chase was mad, mad now retire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکار دیوانه و دیوانه شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعقیب دیوانه بود، دیوانه اکنون بازنشسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Once people retire they automatically cease to be union members.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که افراد بازنشسته شوند، به طور خودکار از عضویت در اتحادیه دست بردارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که مردم بازنشسته می شوند، به طور خودکار متعهد به عضویت در اتحادیه می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He is hoping to retire early on medical grounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این امید هست که زود بازنشسته بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او امیدوار است به زودی از نظر پزشکی بازنشسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. At the age when most people retire, he is ready to face a new career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سنی که اغلب افراد بازنشسته می‌شوند، او آماده است تا با یک شغل جدید روبرو شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سن که بسیاری از مردم بازنشسته می شوند، او آماده است تا با یک حرفه جدید روبرو شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. My dream is to retire to a villa in France.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آرزویم این است که به یک ویلای در فرانسه بروم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رویای من این است که به ویلا در فرانسه بازنشسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He had to retire due to ill health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مجبور بود که به خاطر سلامت خود بازنشسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مجبور به بازنشسته شدن به علت بیماری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Professor Johnson has indicated his intention to retire at the end of next year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروفسور جانسون به قصد خود برای بازنشستگی در پایان سال آینده اشاره کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروفسور جانسون قصد دارد در پایان سال آینده بازنشسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She is to retire as from 1 October.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرار است از اول اکتبر بازنشسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از 1 اکتبر بازنشسته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. He is going to retire next winter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمستون بعد می ره بازنشسته می شه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در زمستان آینده بازنشسته خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. He is planning to retire from politics next year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قصد دارد سال آینده از سیاست بازنشسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قصد دارد در سال آینده از سیاست خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف retire

کناره گیری کردن (فعل)
abdicate , secede , retire
با تعظیم خارج شدن (فعل)
retire , withdraw , bow out
کنار کشیدن (فعل)
retire , withdraw , bow out , recede
استراحت کردن (فعل)
retire , rest , lair , lie up , outstretch , lie off , lie down , unbuckle , lie by
پس رفتن (فعل)
retire , regress , recede , retrograde , pull back , retrogress
منزوی شدن (فعل)
retire , seclude
بازنشسته کردن یا شدن (فعل)
retire

معنی کلمه retire به انگلیسی

retire
• withdraw from a position (usually due to old age); go into seclusion, withdraw; remove oneself from a particular situation; go to bed
• when older people retire, they leave their job and stop working.
• to retire also means to go to bed; a formal use.
• see also retired, retiring.
retire for the night
• go to bed, go to sleep
retire from public office
• leave a public position
retire from the army
• complete one's time of service in the army
retire into one's shell
• go into seclusion, isolate oneself
retire on pension
• leave a place of employment and receive a pension

retire را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

_ihwasti ١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٦
Stope going to work
|

hananeh ١٧:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٠٣
بازنشسته، stop working
|

sh ٠٢:٠٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٥
یعنی quit یا همون ول کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی retire
کلمه : retire
املای فارسی : رتیر
اشتباه تایپی : قثفهقث
عکس retire : در گوگل


آیا معنی retire مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )