برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1354 100 1

retracted

واژه retracted در جمله های نمونه

1. When questioned on TV, the minister retracted his allegations.
[ترجمه ترگمان]وقتی در تلویزیون مورد سوال قرار گرفت، وزیر ادعاهای خود را پس گرفت
[ترجمه گوگل]هنگامی که در تلویزیون پرسید، وزیر اتهامات خود را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He made a false confession which he later retracted.
[ترجمه ترگمان]اعتراف اشتباهی کرد که بعدا هم پس گرفته بود
[ترجمه گوگل]او اعتراف دروغی را که او بعدا رد کرد، ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He confessed to the murder but later retracted his statement.
[ترجمه ترگمان]او به قتل اعتراف کرد اما بعدا بیانیه خود را پس گرفت
[ترجمه گوگل]او به قتل اعتراف کرد اما بعدا بیانیه خود را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The animal retracted into its shell.
[ترجمه ترگمان]حیوان به پوسته خود رسید
[ترجمه گوگل]حیوان به داخل آن پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه retracted به انگلیسی

retracted
• pulled back and in

retracted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
پس گرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی retracted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )