برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

retrofit

/ˈretroʊfɪt/ /ˈretrəʊfɪt/

(هواپیما یا موشک یا ماشین آلات مستعمل وغیره - انجام دادن تغییر و تبدیل در ساختمان یا طرز کار و غیره و افزودن تجهیزات نوین تر) بازجور کردن، بازجوری کردن، بازجوری کردن بازجوری، بازجورسازی

بررسی کلمه retrofit

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: retrofits, retrofitting, retrofit, retrofitted
• : تعریف: to modify design, construction, or equipment (of an aircraft, automobile, or the like) that is already in service in order to include later improvements.
اسم ( noun )
• : تعریف: an instance or act of retrofitting.

واژه retrofit در جمله های نمونه

1. A retrofit may involve putting in new door jambs.
[ترجمه ترگمان]یک بهینه‌سازی ممکن است شامل قرار دادن در جدید در jambs باشد
[ترجمه گوگل]یک سیستم تکمیلی ممکن است شامل قرار دادن درب های درب جدید باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some manufacturers are already offering to retrofit old models with catalytic converters.
[ترجمه ترگمان]برخی از تولید کنندگان در حال حاضر ارائه مدل‌های قدیمی را با مبدل‌های کاتالیزور ارائه می‌کنند
[ترجمه گوگل]برخی از تولیدکنندگان در حال حاضر پیشنهاد مدلهای قدیمی با مبدل کاتالیزوری را به روز می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was not a retrofit, though it was more of an adaptation of a copying lathe than an original design.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این یک طرح اصلاحی نبود، با این حال، این یک انطباق با a بود تا یک طرح اصلی
[ترجمه گوگل]این یک مدرن نبود، هرچند که سازگاری با ماشینکاری کپی از طراحی اصلی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Obviously a retrofit should move as far as possible toward a coal designed boiler.
[ترجمه ...

معنی retrofit در دیکشنری تخصصی

retrofit
[کامپیوتر] بروز در آوردن یا اضافه نمودن به یک سیستم موجود به منظور بهبود آن
[پلیمر] طرح بازسازی

معنی کلمه retrofit به انگلیسی

retrofit
• install new equipment or technology into older existing machines or equipment; modify something by adding newer and more advanced equipment (i.e. retrofit an old building with earthquake-safe materials)

retrofit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mahan7
تکمیل
Ghazal
بازسازی، بازسازی کردن
خشایار نوروزی
خوراندن و افزودن لوازم و وسایل به یک وسیله که پیش از این نداشته تا برای یک هدف ویژه بکار گرفته شود
نرگس هاشمی
بازسازی

Historical buildings retrofit in the Mediterranean area

بازسازی ساختمان های تاریخی در منطقه مدیترانه ای
شایان
مقاوم سازی (در متون سازه ای)
mohammad mahbobyan
بهسازی-ترمیم-تقویت
مزدک
بهسازی، بهسازی کردن
این واژه در اصل بوده:
...Renovation throught fiting new
S-moqaddam
بهسازی
مقاوم سازی
ترمیم کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی retrofit
کلمه : retrofit
املای فارسی : رترفیت
اشتباه تایپی : قثفقخبهف
عکس retrofit : در گوگل

آیا معنی retrofit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )