انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 894 100 1

واژه revealed در جمله های نمونه

1. he revealed his conceit by comparing his own poem with sa'di's
ترجمه او با مقایسه‌ی شعر خود با شعر سعدی خودپسندی خود را آشکار کرد.

2. his behavior revealed his gentility
ترجمه رفتارش نجابت خانوادگی او را نشان می‌داد.

3. his bumptiousness revealed his ignorance more clearly
ترجمه اظهار نظرهای بیجای او جهالت او را نمایانتر کرد.

4. his speech revealed an appreciation of shakespeare's works
ترجمه نطق او گویای تبحر او در آثار شکسپیر بود.

5. a nearer prospect revealed him to be no other than a coward
ترجمه بررسی دقیق‌تر نشان داد که ترسویی بیش نیست.

6. her wrinkled face revealed no remnant of her former beauty
ترجمه چهره‌ی پر چین و چروک او اثری از زیبایی گذشته‌ی او را نشان نمی‌داد.

7. his impatience was revealed by his visage and his trembling hands
ترجمه ناشکیبایی او از قیافه و دستان لرزانش پیدا بود.

8. his trembling voice revealed his anxiety
ترجمه صدای لرزانش نگرانی او را نشان می‌داد.

9. the rising curtain revealed a street scene
ترجمه پرده در حال بالا رفتن منظره‌ی یک خیابان را ظاهر کرد.

10. the short sleeves revealed his arms
ترجمه آستین کوتاه بازوان او را آشکار می‌کرد.

11. our investigations have thoroughly revealed their corruption
ترجمه بازرسی‌های ما فساد آنها را کاملا آفتابی کرده است.

12. the curtain rose and revealed a beautiful scene
ترجمه پرده بالا رفت و صحنه‌ی زیبایی را آشکار کرد.

13. in an unguarded moment he revealed his secrets
ترجمه در یک لحظه بی‌احتیاطی اسرار خود را فاش کرد.

14. the entries for that month revealed his increasing anxiety
ترجمه یادداشت‌های آن ماه حاکی از دلهره‌ی فزاینده‌ی او بود.

15. the ice in her voice revealed her unwillingness
ترجمه سردی صدای او بی‌میلی او را آشکار می‌کرد.

16. his identity has not yet been revealed
ترجمه هنوز هویت او افشا نشده است.

مترادف revealed

لخت (صفت)
picked , bare , naked , nude , lumpish , revealed

معنی کلمه revealed به انگلیسی

revealed his secret
• told his secret, disclosed his secret
revealed the secret
• told the secret, disclosed the secret
revealed the truth
• told the truth, exposed the truth of the matter

revealed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی revealed

زهرا ٢١:١٧ - ١٣٩٦/٠١/١٤
فاش كردن
|

B ٢٢:٠٢ - ١٣٩٦/٠٢/١٧
نشان دادن
|

y ٢٠:١٠ - ١٣٩٦/٠٦/٠٥
فاش شدن
|

Vahid ١٢:٤٤ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
فاش شدن
|

مرتضی ١٩:٤٢ - ١٣٩٦/٠٦/٣٠
نشان دادن
|

سبحان ١٩:٢٦ - ١٣٩٦/٠٨/٢٦
پرده از روی چیزی برداشتن، مکشوف ساختن
|

زهراروشندل ٢٠:٣١ - ١٣٩٦/٠٨/٢٦
ناپسند
|

حامد ٢٢٣٣٥ ١٩:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
آزاد كردن
|

میرمحمد موسوی ٠٩:٣٤ - ١٣٩٧/٠٥/٠١
آشکار کردن
|

Melika ١٨:٤٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٥
برملا کردن
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:١٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
revealed religion: دين وحياني
|

پیشنهاد شما درباره معنی revealed



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی revealedکلمه : revealed
املای فارسی : روالد
اشتباه تایپی : قثرثشمثی
عکس revealed : در گوگل


آیا معنی revealed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )