انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 894 100 1

بررسی کلمه reversible

صفت ( adjective )
(1) تعریف: able to be reversed.
متضاد: irreversible

(2) تعریف: capable of being corrected.
متضاد: irreversible

- a reversible error
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خطای بازگشتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک خطای برگشت پذیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: of clothing, able to be worn either side out.
متضاد: nonreversible
اسم ( noun )
مشتقات: reversibly (adv.), reversibility (n.), reversibleness (n.)
• : تعریف: a reversible article of clothing.

واژه reversible در جمله های نمونه

1. a reversible raincoat
ترجمه پالتو بارانی دورو

2. A lot of chemical reactions are reversible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واکنش‌های شیمیایی زیادی قابل‌بازگشت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از واکنش های شیمیایی برگشت پذیر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Is the trend towards privatization reversible?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا گرایش به سمت خصوصی‌سازی است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا روند رو به سوی خصوصی سازی برگشت پذیر است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Heart disease is reversible in some cases, according to a study published last summer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]براساس مطالعه‌ای که تابستان گذشته منتشر شد، بیماری قلبی در برخی موارد قابل‌بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طبق یک مطالعه منتشر شده در تابستان گذشته، بیماری قلب در بعضی موارد برگشت پذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The binding is reversible so that factors that decrease the protein concentration will increase the ionized fraction of calcium in the blood.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتصال برگشت‌پذیر است به طوری که عواملی که غلظت پروتیین را کاهش می‌دهند مقدار یونیزه شده کلسیم را در خون افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتصال، برگشت پذیر است به طوری که عوامل کاهش غلظت پروتئین، یونیزه کسر کلسیم در خون را افزایش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Concrete operational thought is reversible thought.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفکر عملیاتی بتون یک تفکر برگشت‌پذیر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفکر عملیاتی بتن تفکر برگشت پذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Cot quilts £ 9 reversible duvet cover £ 9 wallpaper £ 99 a roll, borders £ 99 a roll, curtains from £4
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]cot quilts ۹ ۹ \/ ۹ reversible £ ۹، ۹ پوند به قیمت ۹۹ پوند، با ۹۹ پوند برای یک رول، پرده از ۴ پوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلاه زمستون 9 پوند برگشتی پوشش روپوش 9 پیکاپ 99 پوند رول، محدودیت 99 پوند رول، پرده از 4 پوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The operation is easily reversible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عمل به راحتی قابل‌بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این عملیات به راحتی قابل برگشت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. However, with a currency board, the process is reversible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، با یک بورد ارزی، این فرآیند قابل‌بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، با یک هیئت مدیره ارز، این روند برگشت پذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In other words oxygen binding is reversible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عبارت دیگر اتصال اکسیژن قابل‌بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، اتصال اکسیژن قابل برگشت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A dynamic equilibrium exists when two reversible or opposite processes are balanced.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعادل دینامیکی زمانی وجود دارد که دو فرآیند برگشت‌پذیر و یا برعکس متعادل باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تعادل پویا وجود دارد زمانی که دو فرآیند برگشت پذیر یا مخالف متعادل می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Benches with reversible tops give the option of either a smooth surface or recessed gravel trays for summer and are particularly useful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Benches با tops برگشت‌پذیر امکان استفاده از یک سطح صاف و یا چند سینی را برای تابستان فراهم می‌کنند و به طور خاص مفید هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیمکت ها با بال های برگشت پذیر می توانند از یک سطح صاف و یا سینی های سقفی در فصل تابستان استفاده کنند و به ویژه مفید هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It is a very reliable reversible type of non-hormonal contraceptive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک نوع قابل‌بازگشت بسیار قابل‌اطمینان برای جلوگیری از بارداری غیر هورمونی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نوع ضد بارداری غیر هورمونی بسیار قابل اعتماد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The attainment of reversible operations is extremely difficult for a child.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستیابی به عملیات‌های قابل‌بازگشت برای یک کودک بسیار مشکل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دست یابی به عملیات برگشت پذیر برای یک کودک بسیار دشوار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. In the winter, reversible ceiling fans can help circulate warm air and make furnace use more efficient.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زمستان، طرفداران سقف قابل‌بازگشت می‌توانند به گردش هوای گرم کمک کنند و استفاده از کوره را کارآمدتر کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در زمستان، طرفداران سقف برگشت پذیر می توانند به گردش هوا گرم و استفاده از کوره کارآمد تر کمک کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف reversible

دو رو (صفت)
double-faced , hypocritical , disingenuous , insincere , reversible , januslike , janus-faced , two-faced
برگرداندنی (صفت)
reversible , eversible
برگشت پذیر (صفت)
reversible
پشت و رو کردنی (صفت)
reversible
لغو کردنی (صفت)
reversible
قابل نقض (صفت)
reversible

معنی reversible در دیکشنری تخصصی

reversible
[شیمی] برگشت پذیر
[عمران و معماری] برگشت پذیر - دو طرفه - قابل برگشت - واگشت پذیر - قابل بازگشت
[برق و الکترونیک] قابل برگشت
[مهندسی گاز] دوطرفه ، قابل برگشت
[نساجی] دوطرفه - دوجانبه - برگشت پذیر ( واکنش شیمیایی ) - برگشتنی - پارچه دولای دو رو - لباس دورو
[ریاضیات] وارونه پذیر
[آب و خاک] فرآیند بی دررو برگشت پذیر
[برق و الکترونیک] شمارنده برگشت پذیر شمارنده ای که قادر به شمارش از راست به چپ یا از چپ به راست ، معمولاً بدون تغییر وضعیت شمارش در هنگام معکوس مغناطیس از مقدار کم .
[عمران و معماری] خزش برگشت پذیر
[نساجی] فر و موج برگشت پذیر
[عمران و معماری] زانوی 90 درجه
[ریاضیات] تردی برگشت پذیر
[ریاضیات] ماشین برگشت پذیر
[نساجی] پارچه دو رو
[نساجی] عینکی دولبه
[عمران و معماری] خط عبوری جهتگرد - مسیر جهتگرد
[نساجی] برگشت ناپذیر

معنی کلمه reversible به انگلیسی

reversible
• can be overturned, can be inverted; can be performed forwards or backwards; (about clothing or fabric) can be used with either side facing outward
• if a process or decision is reversible, it can be stopped or changed at any time.
• clothing that is reversible has been made so that it can be worn with either side on the outside.

reversible را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی reversible



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی reversible
کلمه : reversible
املای فارسی : رورسیبل
اشتباه تایپی : قثرثقسهذمث
عکس reversible : در گوگل


آیا معنی reversible مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )