برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1351 100 1

rinse

/ˈrɪns/ /rɪns/

معنی: شستشو، با آب پاک کردن، با آب شستن
معانی دیگر: شستشو دادن یا کردن، زیر آب گرفتن، در آب فروکردن، (معمولا بدون صابون و غیره و فقط با آب) شستن، آبشور کردن، (مثلا پس از شستن با صابون) آب کشیدن، (پارچه و غیره را) در رنگ فرو کردن، رزیدن، آبکشی، وضو، آبشوری، (آب یا آبگونه ای که با آن آبشوری می کنند) محلول، آبگونه، مایع، شویه، موشویه، رنگ مو، با اب شستن، با اب پاک کردن

بررسی کلمه rinse

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rinses, rinsing, rinsed
(1) تعریف: to dip or spray with water in order to remove soap or superficial dirt or food.
مشابه: flush

- There is still dish soap on these plates; you'll need to rinse them again.
[ترجمه ترگمان] هنوز یک قالب صابون روی این بشقاب‌ها هست، باید دوباره آن‌ها را تمیز کنی
[ترجمه گوگل] هنوز روی این صفحات صابون ظرف وجود دارد؛ شما باید آنها را دوباره شستشو دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I always rinse my hair well after I use the shampoo.
[ترجمه ترگمان] من همیشه بعد از اینکه از شامپو استفاده می‌کنم موهام رو تمیز می‌کنم
[ترجمه گوگل] من بعد از استفاده از شامپو، همیشه موهایم را شستشو می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to wash (soap, dirt, or the like) off something with water.
مشابه: wash

- It took time to rinse all the soap off the dog.
[ترجمه ترگمان] زمان آن رسیده بود که تمام صابون را با آب بشویید
[ترجمه گوگل] وقت آن رسیده است که تمام صابون را از سگ بشوید
[ترجمه شما] ...

واژه rinse در جمله های نمونه

1. to rinse an empty bottle
بطری خالی را شستن

2. to rinse clothes
لباس‌ها را آب کشیدن

3. my father used to rinse his mouth after each meal
پدرم پس از هر خوراک دهانش را شستشو می‌داد.

4. After you've washed your shirt, you have to rinse it twice with clean warm water.
[ترجمه ترگمان]بعد از این که you را شست، باید آن را دو بار با آب‌گرم بشویید
[ترجمه گوگل]بعد از اینکه پیراهن خود را شسته اید، باید آن را دو بار با آب گرم تمیز شستشو دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I'll just rinse these glasses out and leave them to dry.
[ترجمه ترگمان]من این عینکش را تمیز می‌کنم و آن‌ها را خشک می‌کنم تا خشک شوند
[ترجمه گوگل]من فقط این عینک ها را شستشو داده و آنها را خشک می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. First apply shampoo to hair and then rinse thoroughly.
[ترجمه ترگمان]ابتدا شامپو بزنید تا مو و سپس به طور کامل آبکشی کنید
[ترجمه گوگل]ابتدا شامپو را به موها اضافه کنید و سپس کاملا شستشو دهید
[ترجمه شما] تر ...

مترادف rinse

شستشو (اسم)
ablution , wash , rinse , laundering , washout , bathing , souse , purification , embrocation , bath , elution , lavation , lotion
با آب پاک کردن (فعل)
rinse
با آب شستن (فعل)
rinse

معنی عبارات مرتبط با rinse به فارسی

نرابشوییدیا ب بکشید

معنی rinse در دیکشنری تخصصی

[نساجی] آبکشی کردن - شستن با آب - آب کشیدن
[نساجی] آبکشی با آب سرد - شستن با آب سرد
[نساجی] آبکشی با صابون - شستن با صابون
[نساجی] آب کشیدن - آب کشی - شستشو دادن
[نساجی] آبکشی با آب گرم

معنی کلمه rinse به انگلیسی

rinse
• act of washing or cleansing with a liquid (as with water)
• wash, cleanse (as with water); soak in water to remove soap or dirt
• when you rinse something that you have washed, you use clean water to get rid of the soap.
• when you rinse something, you wash it quickly, often without using soap. verb here but can also be used as a count noun. e.g. just give these a quick rinse.
• when you rinse out something that you have washed, you use clean water to get rid of the soap.
• when you rinse something out, you wash it quickly, often without using soap.
rinse away
• wash away, clear away with water
final rinse
• last rinse in a washing cycle

rinse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهره شعبان
در پزشکی بمعنی پاک کننده یک بیماری از بدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rinse
کلمه : rinse
املای فارسی : رینس
اشتباه تایپی : قهدسث
عکس rinse : در گوگل

آیا معنی rinse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )