برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1334 100 1

risk

/ˈrɪsk/ /rɪsk/

معنی: مخاطره، خطر، ریسک، احتمال زیان و ضرر، گشاد بازی، بخطر انداختن
معانی دیگر: سیج خواهی، احتمال خطر، دل به دریا زنی، سیج گری، به مخاطر انداختن، خطر کردن، سیج کردن، سیج گری کردن، به خطر انداختن، دل به دریا زدن

بررسی کلمه risk

اسم ( noun )
(1) تعریف: the possibility of suffering injury or loss; dangerous chance.
مترادف: danger, hazard, jeopardy, peril
متضاد: impossibility, safety
مشابه: chance

- The explorers faced many risks as they made their way across the ice.
[ترجمه ترگمان] وقتی که راهشان را از روی یخ باز کردند، explorers با خطرات زیادی روبرو شدند
[ترجمه گوگل] اکتشافات با خطرات زیادی روبرو شدند که از طریق یخ ساخته می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Life is filled with risks, but we must carry on nonetheless.
[ترجمه ترگمان] زندگی پر از خطر است، اما با این وجود ما باید ادامه دهیم
[ترجمه گوگل] زندگی با خطرات پر شده است، اما با این وجود ما باید ادامه دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a person or thing that involves possible danger, injury, or loss.
مترادف: danger, gamble, hazard, peril, venture

- This kind of investment is always a risk.
[ترجمه ترگمان] این نوع سرمایه‌گذاری همیشه یک ریسک است
[ترجمه گوگل] این نوع سرمایه گذاری همیشه خطر است
[ترجمه شما ...

واژه risk در جمله های نمونه

1. risk one's neck
شهرت (یا شغل یا جان و غیره) خود را به خطر انداختن

2. the risk of another earthquake
خطر یک زلزله‌ی دیگر

3. at risk
در معرض خطر (یا خسارت و غیره)

4. a calculated risk
مخاطره‌ی پیش بینی شده

5. at one's own risk
به مسئولیت یا مخاطره‌ی خود،با احتمال خطر برای خود شخص

6. take (or run) a risk
مخاطره کردن،خطر کردن

7. if you go,you run the risk of being shot
اگر بروی خطر تیر خوردن را به خود هموار می‌کنی.

8. she is running an instant risk of suffocating
او در خطر فوری خفه شدن است.

9. unless you overcome your present muddle, your job is at risk
اگر بر سردرگمی فعلی خود فائق نشوی شغلت در خطر است.

10. Only those who will risk going too far can possibly find out how far one can go.
[ترجمه ترگمان]تنها کسانی که ریسک خواهند کرد احتمالا تا حد زیادی می‌توانند بفهمند که تا چه حد می‌تواند راه برود
[ترجمه گوگل]شاید تنها کسانی که در معرض خطر بیش از حد قرار گیرند، احتمالا می توانند دریابند که چقدر می توان از آن گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف risk

مخاطره (اسم)
adventure , risk , hazard , venture , jeopardy , peril , menace
خطر (اسم)
risk , hazard , jeopardy , peril , dignity , importance , danger
ریسک (اسم)
risk , venture
احتمال زیان و ضرر (اسم)
risk
گشاد بازی (اسم)
risk , straddle
بخطر انداختن (فعل)
risk , hazard , jeopardize , imperil , jeopard

معنی عبارات مرتبط با risk به فارسی

رجوع شود به: venture capital
اضافه حقوق بابت کسرصندوق، کسرصندوق
شهرت (یا شغل یا جان و غیره) خود را به خطر انداختن
روانشناسى : خطرجویى
هنگامی که شخص فرصت کافی دارد، به مسئولیت یا مخاطره ی خود، با احتمال خطر برای خود شخص
در معرض خطر (یا خسارت و غیره)
دل به دریا زدم
مخاطره کردن، خطر کردن، ... take risks and seek it in a lion's mouth، ... رو خطر کن زکام شیر به جوی

معنی risk در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مخاطره
[برق و الکترونیک] خطر کردن ، ریسک
[صنعت] خطر ، ریسک ، به خطر انداختن
[حقوق] به مخاطره انداختن، خطر، مخاطره، احتمال خسارت، مورد بیمه
[ریاضیات] احتمال خسارت، احتمال زیان، ریسک، احتمال خطر، مخاطره، خطر، مورد بیمه، بیم، به خطر انداختن
[آمار] مخاطره
[آب و خاک] خطر، ریسک
[ریاضیات] تحلیل مخاطره
[آمار] تحلیل مخاطره
[آب و خاک] تحلیل ریسک
[حسابداری] برآورد احتمال خطر
[ریاضیات] ریسک ناپذیر، محافظه کار، ریسک ناطلب
[آب و خاک] تجزیه و تحلیل مبتنی بر ریسک
[صنعت] ساختار شکست ریسک پروژه - ساختاری سلسله مراتبی از ریسک های شناخته شده پروژه که با توجه به طبقه بندی ریسک ها چیده شده و ریسک ها را به فعالیتهای پروژه متصل می کند.
[ریاضیات] نرخ بهره ی بدون ریسک
[ریاضیات] تابع مخاطره
[آمار] تابع مخاطره
[حسابداری] گروههای مخاطره
[صنعت] مدیریت ریسک - عبارتست از فرآیند شناسایی و ارزیابی خطرات (ریسک ها) و انتخاب و مدیریت تکنیک مناسب برای رویارویی با آن خطرات با ایمن ترین مسیر ممکن.
...

معنی کلمه risk به انگلیسی

risk
• danger, peril, hazard; possibility of injury, possibility of harm
• endanger, put in peril, jeopardize
• if there is a risk of something unpleasant, there is a possibility that it will happen.
• if something is a risk, it might have dangerous or unpleasant results.
• if you risk something unpleasant, you do something knowing that the unpleasant thing might happen as a result.
• if you risk doing something, you do it, even though you know that it might have undesirable consequences.
• if you risk someone's life, you put them in a dangerous position.
• to be at risk means to be in a situation where something unpleasant or dangerous might happen.
• if you are doing something at your own risk, it will be your own responsibility if you are harmed.
• if you run the risk of doing or experiencing something undesirable or dangerous, you do something knowing that this thing might happen as a result.
• if you take a risk, you do something which you know might be dangerous.
risk addition
• additional cost due to the special dangers involved in an activity
risk analysis
• use of various techniques to create a function of probability that will help in making decisions
risk charge
• fee paid for taking a risk in providing a customer with credit
risk evaluation
• estimation of the dangers hidden in a particular activity
risk factor
• something that helps or increases risk to disease or infection (medicine)
risk factors
• (medicine) factors that have been proven to raise a person's probabilities of developing a disease or infection
risk free rate
• interest rate for a propert ...

risk را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نجفی
عبارت risk همان ریسک ترجمه شود مناسبتر است
Silver girl
خطر
نیازعلی شمس
خطر واژه‌ای عربی و بر وزن فعل است و برابر پارسی ان : آسیب زا است،
خطرآور یا تهدید کننده :آسیب زا،آسیب زننده ولی باز در چم این واژه کمی اگر بیندیشیم می ‌بینیم بدین روی است هر کنشگری که درونمایه ترس داشته باشد. پس بهتر است واژه آسیب پذیری را برابر ریسک(risk) نهاد.
با نگرش به دهخدا و معین واژه کهن سیج که برخی دوستان به کار برده ‌اند این واژه همان بلا و رنج را نشان می‌دهد.
با سپاس
رسول
معادل علمی و تخصصی ریسک، خطرپذیری است.
بهروز .بویری
خطر در برآورد (آینده )پیش بینی مخاطره انگیز سود
مهسان
مخاطره آمیز
مهدیه
ریسک
محدثه فرومدی
خطر چیزی را به جان خریدن، تن به خطر دادن
fateme
سودا
این کلمه ریشه فارسی داره
tinabailari
I don't want to risk losing my home
من نمیخواهم خطر از دست دادن خانه ام را بپذیرم 9️⃣
Siyavash
خطرناک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی risk
کلمه : risk
املای فارسی : ریسک
اشتباه تایپی : قهسن
عکس risk : در گوگل

آیا معنی risk مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )