انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 899 100 1

بررسی کلمه roaster

اسم ( noun )
(1) تعریف: a suitable pan, appliance, or other device for roasting meat.

(2) تعریف: a fowl or other animal esp. suitable for roasting.

(3) تعریف: a person or thing that roasts.

واژه roaster در جمله های نمونه

1. Dry bread at home is better than roast meat abroad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نان خشک در خانه بهتر از گوشت سرخ‌شده در خارج است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نان خشک در خانه بهتر از گوشت قرمز در خارج از کشور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The roasting pan scours better than pot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهی‌تابه سرخ کردن بهتر از گلدان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پخت کوره بهتر از گلدان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Just dig into the roast turkey. Wish you a wonderful Thanksgiving!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بوقلمون سرخ‌شده رو درست کن! آرزو می‌کنم تو یه جشن شکرگزاری عالی داشته باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط به بوقلمون بو داده بچسبانید یک روز شکرگذاری فوق العاده را بخاطر بسپار!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Great boast, small roast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] boast بزرگ، کباب کوچولو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افتخار بزرگ، کباب کوچک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I personally would rather roast a chicken whole.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من شخصا ترجیح میدم یه مرغ سوخاری بخورم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من شخصا ترجیح می دهم کل کل مرغ را بخورم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Are you going to roast the chicken?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میخوای مرغ کبابی درست کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می خواهید مرغ را بخورید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Put the meat into the oven to roast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گوشت را در اجاق بگذار تا برشته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوشت را به کوره بگذارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Sprinkle some roasted chopped nuts on top.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمی گردوی خرد شده را در بالای آن بریزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از آجیل خرد شده را در بالای آن پودر کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. People in England often have roast beef and Yorkshire pudding for lunch on Sundays.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم انگلستان معمولا روزه‌ای یکشنبه گوشت گوساله و پودینگ Yorkshire می‌خورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم انگلستان اغلب گوشت چرخ کرده و پودینگ یورکشایر را برای ناهار در روزهای یکشنبه دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was replete with roast duck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاملا پر از اردک سرخ‌شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با اردک کبابی پر شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We're going to lie in the sun and roast for two weeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرار است دو هفته در آفتاب استراحت کنیم و کباب کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم به مدت دو هفته در خورشید بمانیم و بخوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Roasted garlic with sheep's milk cheese is the quintessential Corsican meal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیر به همراه پنیر شیر گوسفند، غذای اصلی این جزیره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیر پخته شده با پنیر شیر گوشتی، غذای اصلی کورسین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A tantalising aroma of roast beef fills the air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رایحه قوی گوشت بریان هوا را پر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عطر و طعم گوشت گاو کباب پر از هوا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Pork is also the most versatile of meats. It can be roasted whole or in pieces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پو رک یکی از versatile گوشت است می‌تواند به طور کامل یا تکه‌تکه شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوشت خوک نیز از انواع گوشت های متنوع تر است می توان آن را به طور کامل و یا در قطعه برنج
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. She put a leg of mutton into the oven to roast it for supper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ران گوسفند را در تنور گذاشت تا آن را برای شام کباب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک پای گوشت گوسفند را به اجاق گذاشت تا آن را برای شام بخورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف roaster

سرخ کننده (اسم)
frier , fryer , roaster , toaster

معنی عبارات مرتبط با roaster به فارسی

قهوه بوده، اسباب بودادن قهوه

معنی کلمه roaster به انگلیسی

roaster
• person or thing that roasts; oven or other device designed for roasting; any animal fit for roasting

roaster را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی roaster

ebitaheri@gmail.com ١٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
کباب‌کار ، برشته‌کار ، بریان‌کار
|

پیشنهاد شما درباره معنی roaster



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی roaster
کلمه : roaster
املای فارسی : رستر
اشتباه تایپی : قخشسفثق
عکس roaster : در گوگل


آیا معنی roaster مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )