برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1291 100 1

roller

/ˈroʊlə/ /ˈrəʊlə/

معنی: استوانه، نورد، منگنه، غلتانک، غلتک، غلطک، بام غلتان
معانی دیگر: (شخص یا چیز) غلتنده، غلتش آور (رجوع شود به: roll)، غلتانه، گردونچه، وردنه، نیواره، آسه ی گردان، گردونگر، بیگودی، (چاپ) مهر غلتان، مهر گردان (که با آن به حروف جوهر می مالند)، باند زخم بندی (پیچیده شده دور قرقره)، موج خیزان، موج غلتان (که روی ساحل پیش می رود)، (پرنده) معلق زن، چرخ زن (به ویژه انواع پرندگان استوایی که هنگام پرواز در هوا غلت می زنند مثلا تیره ی coraciidae)، قناری چهچه زن

بررسی کلمه roller

اسم ( noun )
(1) تعریف: a wheel or caster attached to the bottom of a heavy object, for ease in moving.

- The piano is on rollers.
[ترجمه ترگمان] پیانو روی غلطک است
[ترجمه گوگل] پیانو بر روی غلطک ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a cylinder or similar object around which something is rolled.
مشابه: roll

(3) تعریف: a cylinder used to flatten, spread, or crush something.
مشابه: roll

- a paint roller
[ترجمه ترگمان] یک roller رنگ
[ترجمه گوگل] یک غلتک رنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- rollers for pressing tin
[ترجمه ترگمان] rollers را به سوی قوطی حلبی هل می‌دادند
[ترجمه گوگل] غلطک برای فشار دادن قلع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: a small tube a ...

واژه roller در جمله های نمونه

1. cam roller
غلطک بادامک

2. paint roller
غلتک رنگ زنی

3. we flattened the ruts with a roller
گودی‌های زمین را با غلتک هموار کردیم.

4. Apply the wallpaper paste with a roller.
[ترجمه ترگمان]خمیر کاغذدیواری را با یک roller اعمال کنید
[ترجمه گوگل]رول کاغذ دیواری را با یک غلتک اعمال کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's great to go on the roller coaster five times and not be sick.
[ترجمه ترگمان]خیلی عالیه که پنج بار سوار ترن هوایی بشیم و مریض نباشیم
[ترجمه گوگل]این فوق العاده است که پنج بار در غلتک بمانید و بیمار نباشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A steam roller is used in making and repairing roads.
[ترجمه ترگمان]یک roller بخار در ساخت و تعمیر جاده‌ها به کار می‌رود
[ترجمه گوگل]یک غلتک بخار برای ساخت و تعمیر جاده ها استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف roller

استوانه (اسم)
shaft , cannon , cylinder , roller
نورد (اسم)
roll , carriage , roller
منگنه (اسم)
vice , punch , roller , press
غلتانک (اسم)
rocker , roller
غلتک (اسم)
roll , roller , trundle , sledge
غلطک (اسم)
roller
بام غلتان (اسم)
roller

معنی عبارات مرتبط با roller به فارسی

نواردرازپیچیده که برای زخم بندی بکارمیرود، زخم بند پیچیده
(مکانیک) بلبرینگ غلتکی، رولر برینگ، یاتاقان غلتک دار، یاتاقان غلتکی، یاتاقانی که میله ان با چند غلتک دیگر بگردش اید
پرده فنردارقرقره ایی
(در فانفار و غیره) رولر کوستر، قطار غلتان، غلتانه، راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاه های کودکان و غیره
در کرکره ای
کفش چرخک دار، کفش بلبرینگی، اسکیتینگ، اسکتینگ، کفش بلبرینگ دار، اسکیت کردن
حوله ی ماسوره ای (حوله ای که دور قرقره پیچیده شده و در جاهای عمومی مورد استفاده است)
غلطک بادامک
غلتک پیش بر
(آمریکا - خودمانی)، قمارباز کلان، کسی که مبالغ هنگفتی قمار می کند
(امریکا - ناخوشایند) مذهبی پرسروصدا، مذهبی دو آتشه و موعظه گر
نورد
غلتک رنگ زنی
road roll ...

معنی roller در دیکشنری تخصصی

roller
[عمران و معماری] غلتک
[مهندسی گاز] غلطک
[زمین شناسی] غلتک - میله ای (در رسوب شناسی): رجوع شود به ساختار ستونی.
[نساجی] رول - نورد - غلتک - استوانه گردان
[نفت] غلتک
[آب و خاک] غلطک، غلطاب
[عمران و معماری] تکیه گاه غلتکی و میله ای
[زمین شناسی] تکیه گاه غلطکی و میله ای
[نساجی] شاسی غلتکهای کشش در ماشین ریسندگی
[عمران و معماری] تکیه گاه غلتان
[مهندسی گاز] یاتاقان ، غلطکدار
[زمین شناسی] یاتاقان ناسایشی غلتان -تکیه گاه غلتان
[عمران و معماری] سرمته چرخنده
[زمین شناسی] سرمته چرخنده
[زمین شناسی] پیاله غلطابی ، جام غلتابی
[سینما] لوحه گردان - لوحه گردان
[عمران و معماری] زنجیر غلتکدار
[نساجی] پوشش دادن غلتکی منسوج با مواد - پوشش دادن منسوج بات مواد توسط غلتک
[عمران و معماری] بتن متراکم شده با غلتک
[زمین شناسی] بتن متراکم شده با غلتک
[نساجی] پوشش غلتک
Anvil roller ...

معنی کلمه roller به انگلیسی

roller
• person or thing that rolls; heavy cylindrical tool used to flatten or compress (i.e. steamroller); large sea wave; cylindrical object around which a material is wrapped (i.e. hair roller)
• a roller is a cylinder that turns round in a machine or device.
• rollers are hollow tubes that women use in their hair to make it curly.
roller bearing
• ring of small balls that is used to support an axis that revolves inside the ring
roller blade race
• competition on roller-blades
roller blades
• roller skates whose wheels are arranged in two columns
roller coaster
• amusement ride in which small cars move quickly on tracks that curve and dip sharply
• at a fairground, a roller-coaster is a small railway that goes up and down steep slopes and which people ride on for pleasure.
roller coaster ride
• ride on an amusement ride that is like a small train that goes over large hills and upside-down loops
roller skate
• shoe with wheel on the bottom used for skating; skate on roller skates
• roller-skates are shoes with four small wheels on the bottom.
• if you roller-skate, you move over a flat surface wearing roller-skates.
roller skates
• type of shoes with wheels on the bottoms used for sports
roller skating
• gliding on roller skates, skating on special shoes with wheels
road roller
• vehicle or machine with wide heavy smooth wheels used for rolling flat or compacting roads and pavements; one who rolls roads

roller را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

S.....p
غلتیدن
محمد حسین رفیعی
roller bed در صنعت هندلینگ بار هوایی به معنی "استند غلتک دار" می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی roller
کلمه : roller
املای فارسی : رولر
اشتباه تایپی : قخممثق
عکس roller : در گوگل

آیا معنی roller مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )