برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1280 100 1

rooftop

/ˈruːfˌtɑːp/ /ˈruːftɒp/

پشت بام، بالای بام، سربام

بررسی کلمه rooftop

اسم ( noun )
• : تعریف: the roof of a building, esp. its upper surface.

واژه rooftop در جمله های نمونه

1. We stood on the rooftop and watched the parade on the street below.
[ترجمه ترگمان]روی پشت‌بام ایستاده بودیم و رژه رژه در خیابان را تماشا می‌کردیم
[ترجمه گوگل]ما روی پشت بام ایستاده بودیم و رژه را در خیابان زیر تماشا می کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The prisoners staged a rooftop protest.
[ترجمه ترگمان]این زندانیان یک اعتراض بر روی پشت‌بام بر روی پشت‌بام برگزار کردند
[ترجمه گوگل]زندانیان اعتراض به پشت بام را انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our patrol came under fire from rooftop gunmen.
[ترجمه ترگمان]نیروهای گشتی ما از بالای پشت‌بام به زیر آتش کشیده شدند
[ترجمه گوگل]گشت زنی ما از مردان مسلح پشت بام آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There's also a good restaurant, bar and rooftop fitness centre with sauna, solarium and jacuzzi.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک رستوران خوب، رستوران و مرکز تناسب اندام با سونا، solarium و jacuzzi وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین یک رستوران، بار و مرکز تناسب اندام روباز با سونا، س ...

معنی کلمه rooftop به انگلیسی

rooftop
• roof, external upper covering on a building
• rooftops are the outside parts of roofs.

rooftop را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
the roof of a building, especially the outer surface of a roof

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rooftop
کلمه : rooftop
املای فارسی : روفتپ
اشتباه تایپی : قخخبفخح
عکس rooftop : در گوگل

آیا معنی rooftop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )