برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1289 100 1

root out

/ˈruːtˈaʊt/ /ruːtaʊt/

معنی: ریشه کن کردن
معانی دیگر: برانداختن، up root ریشه کن کردن

واژه root out در جمله های نمونه

1. The generals have to root out traitors.
[ترجمه ترگمان]ژنرال‌ها باید خائنین را ریشه‌کن کنند
[ترجمه گوگل]ژنرال ها باید خائنان را ریشه کن کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is impossible to root out this disease in a few years.
[ترجمه ترگمان]ریشه‌کن کردن این بیماری در عرض چند سال غیر ممکن است
[ترجمه گوگل]چند سال است که این بیماری را ریشه کن می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We need to root out inefficiencies in the production process.
[ترجمه ترگمان]ما باید ناکارآمدی در فرآیند تولید را ریشه‌کن کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید ناکارآمدی در روند تولید را ریشه کن کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'll root out the photo for you.
[ترجمه ترگمان]من عکس رو برات درست می‌کنم
[ترجمه گوگل]من عکس را برای شما ریشه میکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف root out

ریشه کن کردن (فعل)
root , eradicate , root out , uproot , root up , extirpate

معنی کلمه root out به انگلیسی

root out
• remove by the roots

root out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
(معنی غیر رسمی) جستجو کردن و یافتن چیزی یا شخصی که برای یافتن مشکل می باشد.
سید محمود حسینی
گشتن و پیدا کردن
پیدا کردن و ازبین بردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی root out
کلمه : root out
املای فارسی : روت آوت
اشتباه تایپی : قخخف خعف
عکس root out : در گوگل

آیا معنی root out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )