برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1279 100 1

run for

واژه run for در جمله های نمونه

1. Mr Brown did not want to run for governor of the state last year.
[ترجمه علیرضا قدیمی] آقای براون سال گذشته نمی خواست برای فرمانداری ایالت رقابت کند.
|
[ترجمه ترگمان]آقای براون سال گذشته نمی‌خواست به عنوان فرماندار ایالت اداره شود
[ترجمه گوگل]آقای براون در سال گذشته نمی خواست که برای فرمانداری ایالت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The local council has organized a two-mile fun run for charity.
[ترجمه علیرضا قدیمی] شورای محل یک رقابت تفریحی دو کیلومتری را برای خیریه تدارک دیده است.
|
[ترجمه ترگمان]شورای محلی یک رقابت دو کیلومتری را برای خیریه سازماندهی کرده‌است
[ترجمه گوگل]شورای محلی یک برنامه سرگرم کننده دو مایل برای خیریه سازماندهی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The agency is voluntary and not ru ...

معنی run for در دیکشنری تخصصی

run for
[ریاضیات] تقلا کردن، کوشش کردن

معنی کلمه run for به انگلیسی

run for
• be a candidate in an election
run for cover
• run for shelter from the elements; escape or get out of a difficult situation
run for elections
• be a candidate in an election

run for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهام
نامزد شدن
a.r
to compete to be elected to some office or position
Anna
شرکت کردن در انتخابات، در انتخابات نامزد شدن
اردوان طالبي
نامزد شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی run for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )