برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1292 100 1

run in


1- (به عنوان چیز اضافی) افزودن، شامل کردن، گنجاندن 2- (عامیانه) توقف کوتاه کردن 3- (عامیانه) بازداشت کردن

بررسی کلمه run in

اسم ( noun )
حالات: run-ins
(1) تعریف: (informal) a clash or quarrel.

- She had a run-in with her boss and quit her job.
[ترجمه sayara] او با رئیسش بحثش شد و کارش را ترک کرد
|
[ترجمه ترگمان] اون با رئیسش رفت و کارش رو ول کرد
[ترجمه گوگل] او با سرپرستش فرار کرد و کارش را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: printed matter inserted in a text.

واژه run in در جمله های نمونه

1. We don't have any choice, only run in opposite directions.
[ترجمه ترگمان]ما هیچ انتخابی نداریم، فقط در جهت‌های مخالف حرکت می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما هیچ انتخابی نداریم، فقط در جهت مخالف اجرا کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Would you run in and bring my ball?
[ترجمه ترگمان]میشه بری تو و توپم رو بیاری؟
[ترجمه گوگل]آیا شما در اجرا و توپ من را به ارمغان بیاورد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. How many trains run in an hour?
[ترجمه ترگمان]چند تا قطار در یک ساعت حرکت می‌کنند؟
[ترجمه گوگل]چند قطار در یک ساعت اجرا می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You have a run in your stocking.
[ترجمه ترگمان] تو یه فراری توی stocking داری
[ترجمه گوگل]شما در جوراب شلواری دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The bank must be run in ...

معنی run in در دیکشنری تخصصی

[نساجی] رانین - طول نخ جاری - مقدار نخ مصرف شده هر شانه در بافت 480رج

معنی کلمه run in به انگلیسی

run in
• if you have a run-in with someone, you argue or quarrel with them; an informal use.
• a run-in is also a violent struggle or a short armed conflict.
• a run-in is also a rehearsal which takes place just before the actual performance or just before a more important performance.
• the run-in to an event is the period of time or the journey before it.
run in a stocking
• tear through the length of a nylon stocking
run in primaries
• run in the early elections, compete in the first round of elections

run in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

yasaman
دعوا كردن
افشین حاجی طرخانی
اختلاف نظر یا درگیری،‌خصوصا با کسی که مقام رسمی دارد.

https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/run-in
Artist
جروبحث
محمدرضا قریشی
نزاع، مجادله، مشاجره، جر و بحث
Pinar
.an argument
Pinar
an argument
Matin
(در عموم ) بازداشت کردن
Angel
بحث، جدال، دعوا یا مخالفت
YRMAG
fighting =an argument
بحث ،گفت و گو، جدال و دعوا کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی run in
کلمه : run in
املای فارسی : ران این
اشتباه تایپی : قعد هد
عکس run in : در گوگل

آیا معنی run in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )