انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 981 100 1

run out of

تلفظ run out of
تلفظ run out of به آمریکایی تلفظ run out of به انگلیسی

(موجودی چیزی را) به اتمام رساندن، دیگر نداشتن

بررسی کلمه run out of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to use up the entire amount of.
مترادف: consume, eat, exhaust, finish, use up
مشابه: drain

واژه run out of در جمله های نمونه

1. They have run out of ideas.
ترجمه کاربر [ترجمه Amin] ایده هایشان تمام شده است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از ایده‌ها بیرون کشیده شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از ایده ها فرار کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Fears that the world was about to run out of fuel proved groundless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترس از اینکه دنیا در حال خارج شدن از سوخت بوده‌است، بی‌اساس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترس از اینکه جهان از سوخت خارج شود، بی اساس شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I have run out of patience with her.
ترجمه کاربر [ترجمه Amin] صبرم با او تمام شده است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من دیگر طاقتم طاق شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من با او صبر کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I've run out of milk/money/ideas/patience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از شیر \/ پول \/ صبر \/ صبر متنفرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از شیر / پول / ایده / صبر و تحمل دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Local authorities will run out of money part way through the financial year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات محلی از طریق سال مالی از بخش پولی خارج خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات محلی در طول سال مالی به صورت بخشی از پول به سر می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. All the students run out of the classrooms as soon as the bell rings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه دانش آموزان به محض این که زنگ به صدا درامد از کلاس‌ها خارج شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه دانش آموزان از کلاس های درس به زودی به زنگ زنگ می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He's run out of excuses for not tidying his room.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مرتب کردن اتاقش بهانه می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای اتمام اتاق خود از بی عدالتی خسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. That's done it. We've run out of petrol. We'll never be in time for the train now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار را کردم بنزین تموم کردیم ما هیچ وقت برای قطار وقت نخواهیم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار انجام شده است ما از بنزین بیرون ریختیم ما در حال حاضر برای قطار هم نخواهیم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I've run out of milk - would you like some creamer instead?
ترجمه کاربر [ترجمه مهسا] شیر را تمام کرده ام. آیا بجای آن خامه میخواهید؟
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من شیر از شیر بیرون اوردم - به جای آن، خامه را دوست داری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از شیر بیرون زده ام - آیا شما بعضی از شیرینی ها را دوست دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. My worst fear was that we would run out of food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدترین ترسم این بود که از غذا فرار کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدترین ترس من این بود که از غذا بیرون بریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Teachers refused to run out of hours sports matches because they weren't being paid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلمان از رفتن به خارج از مسابقات ورزشی خودداری کردند، زیرا حقوق آن‌ها پرداخت‌نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلمان پس از پرداخت هزینه های ورزشی از ساعتهای ورزشی اجتناب کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The team seemed to have run out of gas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که تیم از گاز خارج‌شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تیم به نظر می رسید که از گاز خارج شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The peace talks seem to have run out of steam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که مذاکرات صلح از بین رفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که مذاکرات صلح به پایان رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A few of the jeeps had run out of ammunition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند نفر از the از مهمات فرار کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعداد کمی از جیپ ها از مهمات خارج شده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه run out of به انگلیسی

run out of
• use up the supply, exhaust an inventory
run out of steam
• run out of power or energy, run out of fuel

run out of را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی run out of

Drsaraabd ١٦:٤٧ - ١٣٩٦/٠٣/٣١
تمام كردن
|

رضا ٢٣:٢٢ - ١٣٩٦/٠٦/٠٤
تمام کردن
|

امین برزگر ٠٠:٠١ - ١٣٩٧/١١/٢١
کم آوردن
|

امین حسن زاده ٢٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
تمام کردن چیزی
To be running out of something
|

😊 ١٤:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢
به پایان رسیدن یا رساندن
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
ته کشیدن ، به ته رسیدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی run out of



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی run out of
کلمه : run out of
املای فارسی : ران آوت اوف
اشتباه تایپی : قعد خعف خب
عکس run out of : در گوگل


آیا معنی run out of مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )