انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1013 100 1

Scenario

تلفظ scenario
تلفظ scenario به آمریکایی/səˈnerioʊ/ تلفظ scenario به انگلیسی/sɪˈnɑːrɪəʊ/

معنی: متن یانمایشنامه فیلم سینمایی، زمینه یا طرح راهنمای فیلم صامت
معانی دیگر: فیلمنامه، سناریو، (نمایش و اپرا و غیره) خلاصه داستان و شرح شخصیت ها، کوته نوشت، درجمع دستور نوشته ورود وخروج بازیگران نمایش

بررسی کلمه Scenario

اسم ( noun )
حالات: scenarios
(1) تعریف: a detailed outline or summary of a play, film, or book.
مشابه: sketch

- I'm working on a scenario for a new play.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من روی یک سناریو برای یک نمایش جدید کار می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من در یک سناریوی برای یک بازی جدید کار می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a shooting script for the making of a film; screenplay.

- The director wanted some last-minute changes to the scenario before the start of filming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کارگردان قبل از شروع فیلم برداری چند دقیقه به سناریو نیاز داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مدیر پیش از شروع فیلمبرداری، برخی از تغییرات در آخرین لحظه را به سناریوی خواند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a hypothesized set of events or actions.

- What is the most likely scenario if an earthquake should strike?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به احتمال زیاد اگر یک زلزله رخ دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اگر زلزله باید اعتصاب کند، احتمالا سناریو چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She proposed three different scenarios for the completion of the project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او سه سناریوی مختلف برای تکمیل پروژه پیشنهاد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او سه سناریوی متفاوت برای تکمیل پروژه پیشنهاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Scenario در جمله های نمونه

1. Imagine a scenario where only 20% of people have a job.
ترجمه کاربر [ترجمه امیر] یک سناریوی تصور کنید که تنها 20 درصد مردم شاغل هستند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سناریو را تصور کنید که در آن تنها ۲۰ % از مردم شغل دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصور کنید یک سناریو که فقط 20 درصد از مردم کار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The more likely scenario is that the president will resign and an election will be held.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محتمل‌ترین سناریوی این است که رئیس‌جمهور استعفا خواهد داد و انتخابات برگزار خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سناریو احتمالا این است که رئیس جمهور استعفا داده و انتخابات برگزار خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Discovering your child takes drugs is a nightmare scenario for most parents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشف یک کودک برای اغلب والدین یک سناریوی کابوس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشف فرزند شما مواد مخدر سناریوی کابوس برای اکثر والدین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Under a likely scenario, world population will double by 2050.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]براساس سناریوی احتمالی، جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ دوبرابر خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک سناریوی احتمال، جمعیت جهان تا سال 2050 دو برابر خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In a worst - case scenario, the disease will reach epidemic proportions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بدترین حالت، این بیماری به نسبت‌های همه‌گیر خواهد رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک بدترین حالت، این بیماری به میزان اپیدمی رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Let me suggest a possible scenario .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بگذارید یک سناریوی ممکن را پیشنهاد کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه دهید یک سناریوی احتمالی را پیشنهاد کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The study concludes that in a worst case scenario there might be up to 80, 000 human infections in Britain arising from BSE beef.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مطالعه نتیجه می‌گیرد که در بدترین حالت ممکن است تا ۸۰ % عفونت‌های انسانی در بریتانیا ناشی از گوشت گاوی نوترکیب شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مطالعه نشان می دهد که در بدترین حالت ممکن در انگلیس 80 و 000 عفونت انسانی ناشی از گوشت گاو BSE وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The worst-case scenario was that he would have to have an operation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدترین حالت این بود که او مجبور بود یک عمل جراحی انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدترین حالت سناریو این بود که او باید یک عملیات داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The worst-case scenario would be for the factory to be closed down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدترین حالت ممکن برای این کارخانه خواهد بود که بسته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدترین حالت ممکن است برای کارخانه بسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In the worst-case scenario more than ten thousand people might be affected.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بدترین حالت ممکن است بیش از ده هزار نفر تحت‌تاثیر قرار بگیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بدترین حالت، بیش از ده هزار نفر ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is difficult to imagine a scenario in which most companies will enthusiastically promote affirmative action as a matter of policy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصور یک سناریو که در آن بیشتر شرکت‌ها مشتاقانه اقدام ایجابی را به عنوان یک موضوع سیاست ترویج می‌کنند، دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشوار است تصور کنید که یک سناریو که اکثر شرکت ها با مشتاقانه اقدامات مثبت را به عنوان سیاستی ترویج می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In this scenario, capital flows tend towards areas with high technology and high productivity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این سناریو، جریان‌های سرمایه به سمت مناطقی با فن‌آوری بالا و بهره‌وری بالا گرایش دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این سناریو، جریان سرمایه تمایل به مناطق با تکنولوژی بالا و بهره وری بالا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Brier bases his scenario on several pieces of evidence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Brier سناریو خود را براساس چندین مدرک از شواهد نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بریج سناریوی خود را بر اساس چندین شواهد پایه گذاری می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Beane explained his scenario for success.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Beane سناریوی خود را برای موفقیت شرح داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیین سناریوی خود را برای موفقیت توضیح داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Scenario construction begins with the identification of predetermined elements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساخت سناریو با شناسایی عناصر از پیش تعیین‌شده آغاز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساختن سناریو با شناسایی عناصر از پیش تعیین شده آغاز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Scenario

متن یانمایشنامه فیلم سینمایی (اسم)
scenario
زمینه یا طرح راهنمای فیلم صامت (اسم)
scenario

معنی Scenario در دیکشنری تخصصی

scenario
[سینما] سناریو - فیلمنامه
[کامپیوتر] سناریو
[سینما] ویراستار

معنی کلمه Scenario به انگلیسی

scenario
• script, storyline, synopsis of a plot
• if you talk about a likely or possible scenario, you are talking about the way in which a situation may develop.
• the scenario of a film is a piece of writing that gives an outline of the story; a technical use.
fixed scenario
• sequence of events which is predictable, situation that repeats itself
possible scenario
• future series of events that could possibly happen
pre arranged scenario
• series of events that have been arranged ahead of time
testing scenario
• detailed outline of the conditions under which testing will be carried out

Scenario را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Scenario

ebitaheri@gmail.com ١٦:٢٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٧
داستان فیلم
|

مقداد سلمانپور ١١:٢٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
وضعیت های محتمل
معمولا خوشبینانه، متوسط و بدبینانه
|

شاهین حسینی راد ١٦:٥٩ - ١٣٩٧/١٠/١٦
مورد، موارد
|

کاربر آبادیس ١٥:١٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٤
سناریو
|

نقوی ١٧:١٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
داستان‌واره
|

حسین رحمانی ٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
موقعیت
|

پیشنهاد شما درباره معنی Scenario



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی scenario
کلمه : scenario
املای فارسی : سناریو
اشتباه تایپی : سزثدشقهخ
عکس scenario : در گوگل


آیا معنی Scenario مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )