برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

Science

/ˈsaɪəns/ /ˈsaɪəns/

معنی: معرفت، علم، دانش
معانی دیگر: چیستا، فرهنج، فن، مهارت، شگرد، شیوه، (در اصل) دانستگی، (مخفف) christian science، جمع علوم

بررسی کلمه Science

اسم ( noun )
(1) تعریف: systematic observation and testing of natural phenomena in a search for general laws and conclusive evidence.
مترادف: natural science, physical science

(2) تعریف: a particular branch of this activity, such as physics or biology.

(3) تعریف: any disciplined, systematized area of study.
مترادف: discipline, study
مشابه: theory

واژه Science در جمله های نمونه

1. each science has its own valid methods
هر علمی روش‌های موثر خودش را دارا است.

2. popularized science which everyone can understand
علوم ساده شده که قابل فهم همه است

3. space science has introduced many new words
علم فضا واژه‌های تازه‌ی فراوانی را رایج کرده است.

4. the science of cooking
فن آشپزی

5. the science of physics
علم فیزیک

6. they perverted science to cause war and destruction
از علم برای ایجاد جنگ و ویرانی سو استفاده کردند.

7. writing popular science is a difficult task
نگارش مطالب علمی (به طور قابل فهم عوام) کار دشواری است.

8. demography is a science that deals with the distribution, density and income of human populations
جمعیت‌شناسی دانشی است که با انبوهی و گستردگی و درآمد گروه‌های مردم سر و کار دارد.

9. different fields of science
زمینه های گوناگون علوم

10. geology or the science of the earth's crust
زمین‌شناسی یا دانش پوسته‌ی کره‌ی زمین

11. myths parading as science
اسطوره‌هایی در نقاب علم

12. recent advances in science
...

مترادف Science

معرفت (اسم)
knowledge , awareness , learning , comprehension , wisdom , cognition , education , science , osmose , kenning
علم (اسم)
knowledge , sign , banner , flag , standard , ensign , science , symbol
دانش (اسم)
knowledge , learning , witting , letter , scholarship , wisdom , science , kenning , lore

معنی عبارات مرتبط با Science به فارسی

رمان علمی، داستان علمی، داستان علمی - تخیلی، داستان تخیلی علمی، افسانه علمی
علم زمین شناسی
علم حساب، حساب
فرقه ی مسیحی که توسط ماری بیکرادی آغاز شد و باورش این است: بیماری و گناه و مرگ از راه درک تعالیم عیسی و انجیل قابل نفی است
علم کامپیوتر، علوم کامپیوتر
علم آفرینش (که نظریه داروین و زیست شناسی و زمین شناسی نوین را رد کرده و معتقد است شرح خلقت جهان که در انجیل آمده از نظر علمی قابل توجیه است)
علم ثروت، اقتصادسیاسی
رجوع شود به: home economics
(هر یک از علومی که با خاک و کره ی زمین سروکار دارند مانند زمین شناسی و هواشناسی) علوم زمینی، دانش های زمینی، زمین شناسی، خاک شناسی
(کامپیوتر و مخابرات - دانش گرداوری و ذخیره و بازیابی اطلاعات) داده شناسی، آگهداشت شناسی، علم اطلاعات (information technology هم می گویند)
دانش کتابداری، (در دانشگاه ها) رشته ی کتابداری، علم کتابداری، علم تنظیم ومحافظت از کتب
...

معنی Science در دیکشنری تخصصی

Science
[حسابداری] علم
[ریاضیات] علم، دانش
[نساجی] روش علمی
[روانپزشکی] علم شناختی. بر چسبی تازه برای مجموعه رشته های علمی مطالعه کننده روان انسان. علم شناختی یک اصطلاح چتری برای در برگرفتن رشته های گوناگون از قبیل روان شناسی شناختی، معرفت شناسی، علوم کامپیوتری، هوش مصنوعی، ریاضیات و روان شناسی عصبی است.
[آب و خاک] کمیته علوم جوی (وابسته به سازمان جهانی هواشناسی)
[کامپیوتر] علوم کامپیوتر ؛ علم کامپیوتر - علم کامپیوتر - مطالعه ی ریاضی و علمی و کارایی های احتمالی کامپیوتر . علم کامپیوتر زمینه ی بسیار گسترده ای است که شامل ریاضیات محض ( نگاه کنید به helting problem , complexity theory ) ، مهندسی ( نگاه کنید به computer architecture) ، مدیریت ( نگاه کنید به software engineering ) و حتی مطالعه ی فکر بشر ( نگاه کنید به artificial intelligence) است . در حقیقت متخصصان علم کامپوتر ، غالباً در هر زمینه ای که کامپیوتر کابرد داشته باشد ، فعالیت می کند . امروزه علم کامپیوتر از آموزش صرف فراتر رفته است ، و حتی درک تکنولوژی آینده به کمک علم کامپیوتر امکان پذیر است .
[ریاضیات] علم کامپیوتر
[ریاضیات] علم قیاسی
[زمین شناسی] علم سیستم زمین یک روش جامع برای مطالعه زمین که رسیدگی موکدی روی فعل و انفعالات متقابل اجزاء زمین به منظور توضیح پویایی و تحو ل زمین و تغییرات جهانی دارد.
Ex ...

معنی کلمه Science به انگلیسی

science
• system of knowledge gained by systematic research and organized into general laws; specific field of systematic knowledge; skill, proficiency
• science is the study of the nature and behaviour of natural things and the knowledge that we obtain about them.
• a science is a particular branch of science, for example physics or biology.
• see also social science.
science based
• concerned mainly with science and scientific knowledge
science corps
• corps that works to develop technology for military purposes
science council of japan
• council established in japan in january 1949 as a special agency under the the prime minister 's jurisdiction to promote and further science in government and industry and in the day-to-day life representing japanese scientists at home and abroad having the philosophy that science is the basis upon which a civilized nation is constructed
science fiction
• highly imaginative fiction involving some actual or projected scientific phenomenon
• science fiction consists of stories and films about events that take place in the future or in other parts of the universe.
science of numbers
• mathematics
science reporter
• writer that specializes in scientific topics, columnist who writes about science
science stream
• course of studies with a concentration in the sciences
applied science
• science that can be used in in real-life situations
bachelor of agricultural science
• graduate with a bachelor's degree in agriculture science, b.ag.
...

Science را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m
علوم
قطب الدینی
علوم-عالمیت-عرفان-معلومات
محمدرضا فیروزجایی
در پای متون علمی پیش از نام نویسندگان و پژوهشگران به همراه : یعنی گزارش، پژوهش: (توسط فلانی)
Fateme
دانش - علم - علوم

Knowledge
tina
the study of natural world
parvane
درس علوم تجربي
Neymarjt
the study of natural word
shiva_sisi‌
the study of natural world
Adrina
The study of natural world : I interested in scince
مثال و توضیح دیکشنری آکسفورد المنتری لرنز سال 2018
Mlin
The study of natural
دانش
Ali
به معنی علوم تجربی می باشد یعنی شامل زمین شناسی،زیست شناسی،فیزیک و شیمی
تعریف:the study of natural world(کتاب supplementary)
یعنی چیزی که درباره ی طبیعت جهان مطالعه می کنید.
Lee shin hye
The study of natural world
معنیش میشه علوم

جمله : Let's learn science to know, to do, to be and to live together
مهران
Consciousness
آگاهی و فهم هوشیاری
اسم

Conscious:هوشیار

آدم باید هوشیار باشه کاه نسوز نیست خطرناکه آتیش میگیره.

science=معرفت و علم و دانش

scienter=دانسته . عمدا


Sci
به کلمه معنی علم و دانش میده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی science
کلمه : Science
املای فارسی : ساینس
اشتباه تایپی : سزهثدزث
عکس Science : در گوگل

آیا معنی Science مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )