انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1070 100 1

Science

تلفظ science
تلفظ science به آمریکایی/ˈsaɪəns/ تلفظ science به انگلیسی/ˈsaɪəns/

معنی: معرفت، علم، دانش
معانی دیگر: چیستا، فرهنج، فن، مهارت، شگرد، شیوه، (در اصل) دانستگی، (مخفف) christian science، جمع علوم

بررسی کلمه Science

اسم ( noun )
(1) تعریف: systematic observation and testing of natural phenomena in a search for general laws and conclusive evidence.
مترادف: natural science, physical science

(2) تعریف: a particular branch of this activity, such as physics or biology.

(3) تعریف: any disciplined, systematized area of study.
مترادف: discipline, study
مشابه: theory

واژه Science در جمله های نمونه

1. each science has its own valid methods
ترجمه هر علمی روش‌های موثر خودش را دارا است.

2. popularized science which everyone can understand
ترجمه علوم ساده شده که قابل فهم همه است

3. space science has introduced many new words
ترجمه علم فضا واژه‌های تازه‌ی فراوانی را رایج کرده است.

4. the science of cooking
ترجمه فن آشپزی

5. the science of physics
ترجمه علم فیزیک

6. they perverted science to cause war and destruction
ترجمه از علم برای ایجاد جنگ و ویرانی سو استفاده کردند.

7. writing popular science is a difficult task
ترجمه نگارش مطالب علمی (به طور قابل فهم عوام) کار دشواری است.

8. demography is a science that deals with the distribution, density and income of human populations
ترجمه جمعیت‌شناسی دانشی است که با انبوهی و گستردگی و درآمد گروه‌های مردم سر و کار دارد.

9. different fields of science
ترجمه زمینه های گوناگون علوم

10. geology or the science of the earth's crust
ترجمه زمین‌شناسی یا دانش پوسته‌ی کره‌ی زمین

11. myths parading as science
ترجمه اسطوره‌هایی در نقاب علم

12. recent advances in science
ترجمه پیشرفت‌های اخیر در علم

13. the compartmentalization of science into physics and chemestry, etc. is sometimes misleading
ترجمه تقسیم بندی علم به فیزیک و شیمی و غیره گاهی گمراه کننده است.

14. the domain of science
ترجمه زمینه‌ی دانش،قلمرو علم

15. the march of science
ترجمه پیشرفت علم

16. the realm of science
ترجمه قلمرو علم

17. the truths of science
ترجمه حقایق علمی

18. to articulate a science program for all grades
ترجمه برنامه‌ی آموزش علوم را برای همه‌ی کلاس‌ها تنظیم کردن

19. a doctorate in political science
ترجمه دکترا در علوم سیاسی

20. a project that weds science and art
ترجمه طرحی که علم و هنر را تلفیق می‌کند

21. the bewildering expansion of science in the last fifty years
ترجمه توسعه‌ی گیج کننده‌ی علم در پنجاه سال اخیر

22. the elements of a science
ترجمه اصول یک علم

23. their fantastic progerss in science
ترجمه پیشرفت باور نکردنی آنها در علوم

24. this play involves more science than luck
ترجمه این بازی بیشتر مستلزم مهارت است تا شانس.

25. most of the effects of science have been really quite beneficial to people
ترجمه بیشتر پیامدهای علوم واقعا برای مردم سودمند بوده است.

26. she has a hunger for science
ترجمه او تشنه‌ی علم است.

27. the elementary principles of each science
ترجمه اصول آغازین هر علم

28. you can't divorce religion from science
ترجمه مذهب را نمی‌شود از علم جدا کرد.

29. cosmic laws are the foundations of the science of physics
ترجمه قوانین کیهانی پایه‌های علم فیزیک را تشکیل می‌دهند.

30. the greatest name in the history of science
ترجمه بزرگترین شخصیت تاریخ علم

31. they enlisted in the argument raging between science and theology
ترجمه آنان در مباحثه‌ای که با شور و هیجان درباره‌ی علوم و الهیات جریان داشت شرکت کردند.

32. in the last few decades, the growth of science has been exponential
ترجمه در چند دهه‌ی اخیر گسترش علوم تصاعدی بوده است.

33. petrochemistry is one of the branches of the science of chemistry
ترجمه پتروشیمی یکی از شاخه‌های علم شیمی است.

34. the men who essayed the path of natural science
ترجمه مردانی که راه علوم طبیعی را پیمودند

35. an inspiring teacher was the occasion for her great achievements in science
ترجمه یک معلم الهام گر سبب دستیابی‌های عظیم او در علوم شد.

مترادف Science

معرفت (اسم)
knowledge , awareness , learning , comprehension , wisdom , cognition , education , science , osmose , kenning
علم (اسم)
knowledge , sign , banner , flag , standard , ensign , science , symbol
دانش (اسم)
knowledge , learning , witting , letter , scholarship , wisdom , science , kenning , lore

معنی عبارات مرتبط با Science به فارسی

رمان علمی، داستان علمی، داستان علمی - تخیلی، داستان تخیلی علمی، افسانه علمی
علم زمین شناسی
علم حساب، حساب
فرقه ی مسیحی که توسط ماری بیکرادی آغاز شد و باورش این است: بیماری و گناه و مرگ از راه درک تعالیم عیسی و انجیل قابل نفی است
علم کامپیوتر، علوم کامپیوتر
علم آفرینش (که نظریه داروین و زیست شناسی و زمین شناسی نوین را رد کرده و معتقد است شرح خلقت جهان که در انجیل آمده از نظر علمی قابل توجیه است)
علم ثروت، اقتصادسیاسی
رجوع شود به: home economics
(هر یک از علومی که با خاک و کره ی زمین سروکار دارند مانند زمین شناسی و هواشناسی) علوم زمینی، دانش های زمینی، زمین شناسی، خاک شناسی
(کامپیوتر و مخابرات - دانش گرداوری و ذخیره و بازیابی اطلاعات) داده شناسی، آگهداشت شناسی، علم اطلاعات (information technology هم می گویند)
دانش کتابداری، (در دانشگاه ها) رشته ی کتابداری، علم کتابداری، علم تنظیم ومحافظت از کتب
دانش زیستی (مانند گیاه شناسی و جانور شناسی و غیره)، (جمع) علوم زیستی، علوم طبیعی

معنی Science در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] علم
[ریاضیات] علم، دانش
[نساجی] روش علمی
[روانپزشکی] علم شناختی. بر چسبی تازه برای مجموعه رشته های علمی مطالعه کننده روان انسان. علم شناختی یک اصطلاح چتری برای در برگرفتن رشته های گوناگون از قبیل روان شناسی شناختی، معرفت شناسی، علوم کامپیوتری، هوش مصنوعی، ریاضیات و روان شناسی عصبی است.
[آب و خاک] کمیته علوم جوی (وابسته به سازمان جهانی هواشناسی)
[کامپیوتر] علوم کامپیوتر ؛ علم کامپیوتر - علم کامپیوتر - مطالعه ی ریاضی و علمی و کارایی های احتمالی کامپیوتر . علم کامپیوتر زمینه ی بسیار گسترده ای است که شامل ریاضیات محض ( نگاه کنید به helting problem , complexity theory ) ، مهندسی ( نگاه کنید به computer architecture) ، مدیریت ( نگاه کنید به software engineering ) و حتی مطالعه ی فکر بشر ( نگاه کنید به artificial intelligence) است . در حقیقت متخصصان علم کامپوتر ، غالباً در هر زمینه ای که کامپیوتر کابرد داشته باشد ، فعالیت می کند . امروزه علم کامپیوتر از آموزش صرف فراتر رفته است ، و حتی درک تکنولوژی آینده به کمک علم کامپیوتر امکان پذیر است .
[ریاضیات] علم کامپیوتر
[ریاضیات] علم قیاسی
[زمین شناسی] علم سیستم زمین یک روش جامع برای مطالعه زمین که رسیدگی موکدی روی فعل و انفعالات متقابل اجزاء زمین به منظور توضیح پویایی و تحو ل زمین و تغییرات جهانی دارد.
[نساجی] علم دقیق - علم ریاضی
[شیمی] علم غذا
[زمین شناسی] علوم زمین
[کامپیوتر] علوم اطلاعاتی ؛ علوم آگاهی ؛ علم اطلاعات
[برق و الکترونیک] دانش اطلاعات ، علم اطلاعات دانشی که با ویژگیها و کنترل اطلاعات ، از جمله ذخیره نابازیابی و انتشار آن سروکار دارد .
[کامپیوتر] علم مدیریت

معنی کلمه Science به انگلیسی

science
• system of knowledge gained by systematic research and organized into general laws; specific field of systematic knowledge; skill, proficiency
• science is the study of the nature and behaviour of natural things and the knowledge that we obtain about them.
• a science is a particular branch of science, for example physics or biology.
• see also social science.
science based
• concerned mainly with science and scientific knowledge
science corps
• corps that works to develop technology for military purposes
science council of japan
• council established in japan in january 1949 as a special agency under the the prime minister 's jurisdiction to promote and further science in government and industry and in the day-to-day life representing japanese scientists at home and abroad having the philosophy that science is the basis upon which a civilized nation is constructed
science fiction
• highly imaginative fiction involving some actual or projected scientific phenomenon
• science fiction consists of stories and films about events that take place in the future or in other parts of the universe.
science of numbers
• mathematics
science reporter
• writer that specializes in scientific topics, columnist who writes about science
science stream
• course of studies with a concentration in the sciences
applied science
• science that can be used in in real-life situations
bachelor of agricultural science
• graduate with a bachelor's degree in agriculture science, b.ag.
bachelor of applied science
• graduate with a bachelor's degree in the practical sciences, b.a.s.
bachelor of business science
• one who holds a bachelor's degree in the field of business science, b.b.s.
bachelor of chemical science
• one who holds a bachelor's degree in chemical science, b.c.s.
bachelor of science
• one who holds a bachelor's degree in the sciences, b.s.
• a bachelor of science is a person with a degree in a science subject.
computer science
• field which studies the performance and function of computers
dismal science
• economics (slang term); "political economy" (humorous british term)
doctor of science
• academic doctoral degree, equal status or level of ph.d.; honorary degree in science
domestic science
• domestic science is the study of cooking, needlework, and other household skills, usually learned at school.
donated his body to science
• agreed to let his body be used in medical research following his death
empiric science
• science based on experiment and observation
forensic science
• application of extensive range of sciences to solve questions of interest to the legal system (relating to a crime, etc.)
library science
• study of the administration and organization of a library, study of the doctrine and practices of library administration and services
life science
• the life sciences are sciences such as zoology, botany, and anthropology, which are concerned with human beings, animals, and plants.

Science را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

m ١٤:١٦ - ١٣٩٦/٠٦/٢١
علوم
|

قطب الدینی ١٥:٣٤ - ١٣٩٦/١٠/١٧
علوم-عالمیت-عرفان-معلومات
|

محمدرضا فیروزجایی ٠٠:١١ - ١٣٩٦/١٢/١٢
در پای متون علمی پیش از نام نویسندگان و پژوهشگران به همراه : یعنی گزارش، پژوهش: (توسط فلانی)
|

Fateme ١٣:١٨ - ١٣٩٧/٠٤/٣١
دانش - علم - علوم

Knowledge
|

tina ٢٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
the study of natural world
|

parvane ١٥:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠
درس علوم تجربي
|

Neymarjt ١٣:٣١ - ١٣٩٧/١٠/١٥
the study of natural word
|

امیررضا فرهید ١٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
علوم
|

shiva_sisi‌ ٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢
the study of natural world
|

Adrina ٠١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
The study of natural world : I interested in scince
مثال و توضیح دیکشنری آکسفورد المنتری لرنز سال 2018
|

Mlin ١٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
The study of natural
دانش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

وحید طاهری > المان
پریسا > financial transaction
رضا > hip hop
پارسا > واج ارایی
احسان > Dire consequences
اروشا > آروشا
امین جهانگرد > is that so
رامین سعیدی > رامین

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی science
کلمه : science
املای فارسی : ساینس
اشتباه تایپی : سزهثدزث
عکس science : در گوگل


آیا معنی Science مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )