برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

Scold

/skoʊld/ /skəʊld/

معنی: عفریته، ادم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، اوقات تلخی کردن، چوبکاری کردن، بدحرفی کردن
معانی دیگر: (با بدخلقی یا خشم) سرزنش کردن، عتاب و خطاب کردن، پرخاش کردن، نکوهیدن، عیبجویی کردن، غر زدن، (به ویژه زن) نق نقو، غرغرو، ناسزا گفتن، ناسزاگویی کردن، بددهانی کردن، فحاشی کردن، اوقات تلخی کردن به

بررسی کلمه Scold

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: scolds, scolding, scolded
• : تعریف: to speak to with angry disapproval; reprimand; chastise.
مترادف: bawl out, chastise, objurgate, reprimand, upbraid
متضاد: praise
مشابه: abuse, berate, blast, blister, castigate, chide, criticize, lambaste, lecture, rate, rebuke, reproach, reprove, revile, take to task

- She scolded the child for hitting the dog.
[ترجمه ترگمان] او بچه را به خاطر کتک زدن به سگ سرزنش کرد
[ترجمه گوگل] او کودک را برای ضربه زدن به سگ سرزنش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to speak to someone with angry disapproval; use harsh language.
مشابه: carp, chide, complain, criticize, nag, reprove

- I know what I did was wrong, but please don't scold.
[ترجمه ترگمان] می‌دانم کاری که کردم اشتباه بود، اما خواهش می‌کنم سرزنش نکن
[ترجمه گوگل] من می دانم که من انجام دادم اشتباه بود، اما لطفا نپسندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: scoldingly (adv.), scolder (n.)
• : تعریف: a person ...

واژه Scold در جمله های نمونه

1. his wife is a terrible scold
زن او خیلی نق نقو است.

2. If he finds out, he'll scold me.
[ترجمه ترگمان]اگر او بفهمد، مرا سرزنش خواهد کرد
[ترجمه گوگل]اگر او متوجه می شود، او مرا می ترساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't scold her, she's nothing but a child.
[ترجمه ترگمان]او را سرزنش نکن، او فقط یک بچه است
[ترجمه گوگل]او را سرزنش نکنید، او چیزی جز یک کودک نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I couldn't bear that Mother should scold me in the face of my friends.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانستم تحمل کنم که مادر مرا در چهره دوستانم سرزنش کند
[ترجمه گوگل]من نمی توانستم تحمل کنم که مادر باید در مقابل دوستانم ترسو باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Don't scold the child. It's not his fault.
[ترجمه ترگمان]او را سرزنش نکن تقصیر اون نیست
[ترجمه گوگل]کودک را سرزنش نکنید این تقصیر او نیست
[ترجمه شما] ...

مترادف Scold

عفریته (اسم)
afreet , sorceress , witch , hecate , hag , beldam , hellcat , harridan , carline , scold
ادم بد دهان (اسم)
scold
زن غرولندو (اسم)
scold
سرزنش کردن (فعل)
snub , snap , blame , reproach , haze , censure , trounce , rebuke , berate , scold , upbraid , chide , twit , reprove , call down , taunt , jack , objurgate , dispraise , vituperate , reprimand , reprehend , tongue-lash
اوقات تلخی کردن (فعل)
exasperate , huff , scold
چوبکاری کردن (فعل)
scold
بدحرفی کردن (فعل)
scold

معنی کلمه Scold به انگلیسی

scold
• one who frequently reprimands others with abusive language; rude woman who fights often and is considered a public nuisance
• reprimand, rebuke; upbraid, berate; use loud and abusive language
• if you scold someone, you speak angrily to them because they have done something wrong.

Scold را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

kimiaaa
blame with angry words
فحاشی کردن بد دهانی کردن
tinabailari
don't scold him for doing badly at school he's doing his best
⬅️ برای انجام دادن بدش تو مدرسه سرزنشش نکن ، اون بهترینش رو داره انجام میده
ملیکا
دعوا کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scold
کلمه : scold
املای فارسی : سکلد
اشتباه تایپی : سزخمی
عکس scold : در گوگل

آیا معنی Scold مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )