برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1355 100 1

Security

/sɪˈkjʊrəti/ /sɪˈkjʊərɪti/

معنی: اطمینان، ضامن، تضمین، ضمانت، وثیقه، ضمانتنامه، گرو، سلامت، سلامتی، امان، اسایش خاطر، امنیت، ایمنی، تامین
معانی دیگر: ارمندی، امن و امان بودن، خاطر جمعی، بی هراسی، نا نگرانی، پشت گرمی، اطمینان خاطر، پایندان، گردن گیر، حفاظت، پاسداری، وابسته به امنیت، امنیتی، حفاظتی، تامینی، اداره ی حفاظت، اداره ی پاسوری، (معمولا جمع) اوراق قرضه، اوراق مالکیت، اوراق بهادار، مصونیت

بررسی کلمه Security

اسم ( noun )
حالات: securities
(1) تعریف: freedom from danger; safety; protection.
مترادف: preservation, protection, safekeeping, safety
متضاد: danger, jeopardy
مشابه: ease

(2) تعریف: freedom from doubt or anxiety.
مترادف: assurance, certainty, confidence
متضاد: insecurity
مشابه: ease

(3) تعریف: something that makes one secure.
مترادف: defense, guard, protection, safeguard, shield
متضاد: anxiety
مشابه: anchor

(4) تعریف: freedom from want or poverty.
مشابه: ease

(5) تعریف: the securing of buildings, valuables, government secrets, and the like from intrusion or theft.

(6) تعریف: (usu. pl.) stocks and bonds.
مترادف: bonds, stocks
صفت ( adjective )
• : تعریف: serving to make secure.
مترادف: protective
مشابه: defensive, guardian

- security agents
[ترجمه ترگمان] عوامل امنیتی
[ترجمه گوگل] عوامل امنیتی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Security در جمله های نمونه

1. Our janitor likes the security of having all doors locked at night.
سرایدار ما امنیت ناشی از قفل بودن همه درها در شب را دوست دارد

2. When the President travels, strict security measures are taken.
به هنگام سفر های رئیس جمهور، اقدامات شدید امنیتی اعمال می شود

3. Pablo wanted to preserve the security of his life style.
پابلو می خواست امنیت سبک زندگی اش را حفظ کند

4. security clearance of those with access to secret atomic information
تایید صلاحیت امنیتی کسانی که به اطلاعات محرمانه‌ی اتمی دسترسی دارند

5. security guard
شبگرد،پاسدار حفاظتی

6. security measures
اقدامات امنیتی

7. security police at a college
ماموران انتظامی در دانشگاه

8. financial security during retirement
تامین مالی در دوران بازنشستگی

9. national security
امنیت ملی

10. what security will you offer against this loan?
در مقابل این وام چه وثیقه‌ای خواهید داد؟

11. a maximum security prison
زندان تحت حفاظت شدید

12. a false sense of security
...

مترادف Security

اطمینان (اسم)
persuasion , certainty , surety , affiance , confidence , assurance , trust , security , certitude , fideism
ضامن (اسم)
sponsor , guarantor , bondsman , surety , bailsman , security , guarantee , latch , depositary , voucher , warranter , warrantor
تضمین (اسم)
seal , assurance , security , embodiment , warranty , guaranty , collateral
ضمانت (اسم)
assurance , security , bond , guarantee , warranty , guaranty , bail , pledge , sponsorship
وثیقه (اسم)
surety , earnest , gage , gauge , assurance , security , guarantee , guaranty , pledge , caution , premium , pawn , hostage
ضمانتنامه (اسم)
security , bond , warranty , bail bond , surety bond
گرو (اسم)
surety , gage , gauge , security , deposit , stake , pledge , pawn , mortgage , encumbrance , hostage
سلامت (اسم)
peace , security , health , safety
سلامتی (اسم)
peace , security , health
امان (اسم)
security , mercy , respite
اسایش خاطر (اسم)
security , relief , tranquility , tranquillity
امنیت (اسم)
security , safety
ایمنی (اسم)
security , safety
تامین (اسم)
securement , security , securance

معنی عبارات مرتبط با Security به فارسی

پتوی بچه، پتو یا هر چیزی که کودک به آن خو گرفته
شورای امنیت (سازمان ملل)، شورای امنیت سازمان ملل متحد
امنیت گروهی (اتحادیه چند کشور و مقابله ی دسته جمعی آنها با کشوری که یکی از آنها را تهدید کند)، تامین دسته جمعی، تامین اجتماعی
تامین اجتماعی، بیمه وبازنشستگی همگانی

معنی Security در دیکشنری تخصصی

security
[حسابداری] وثیقه
[کامپیوتر] تضمین ؛ مصونیت ؛ تامین ؛ امنیت
[حقوق] تضمین، وثیقه، تأمین، ضامن، گرو، امنیت، تأمین شغلی
[نساجی] ضمانت - تضمین
[ریاضیات] تأمین، ضمانت، امنیت، وثیقه، تضمین، گرو
[حقوق] عقد رهن، قرارداد امنیتی
[حسابداری] کارگزاران بورس
[برق و الکترونیک] طبقه بندی حفاظتی طبقه بندی تخصیص یافته به اطلاعات دفاعی یا مطالبی که در صورت دسترسی افراد تایید نشدهبه آنها می توانند برای امنیت ملی خطرناک باشند . دسته بندی معمول شامل محرمانه ، بسیار محرمانه و فوق محرمانه است .
[برق و الکترونیک] مجوز حفاظتی مجوزی که به اشخاص اجازه دسترسی به اطلاعات یا مطالب طبقه بندی شده تا طبقه ی معینی می دهد به شرط آن که شخص بتواند نیاز به دانستن را ثابت کند .
[کامپیوتر] کنترلهای حفاظتی
[حقوق] شورای امنیت (سازمان ملل)
[حسابداری] معامله گران اوراق بهادار
[کامپیوتر] فایلهای حفاظتی
[حقوق] تضمین هزینه دادرسی توسط خواهان (پژوهشخواه)
security intere ...

معنی کلمه Security به انگلیسی

security
• safety; protection, defense; act of making safe; pledge, guarantee; stock, bond; freedom from danger; serenity, tranquility
• pertaining to safety
• security refers to all the precautions that are taken to protect a place.
• security is legal protection against possible harm or loss.
• a feeling of security is a feeling of being safe.
• if you give something valuable to someone as security, you promise to give it to them if you fail to pay back some money that you owe them.
• securities are stocks, shares, bonds, or other certificates bought as an investment; a technical use.
• see also social security.
security and exchange commission
• board that regulates the public offering and sale of securities
security apparatus
• defense system
security arrangement
• security agreement, agreement on issues of safety
security arrangements
• arrangements intended to protect the security of a country's residents from both sides of the border
security bill
• promissory note which will only be used if other obligations have not been fulfilled
security cabinet
• government cabinet of ministers in charge of matters related to security
security capital
• money that has specific guarantees placed against it
security check
• process in which people or baggage are checked for security purposes (as in an airport)
security classification
• rank of a person that determines how much sensitive military information can be revealed to them
security clearance
...

Security را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خاطره قره داغی
در رشته حسابداری به معنی اوراق بهادار, اسناد ملکی قابل انتقال
heidari
وثیقه، ضمانت
Setayesh-Arya
freedom from danger
یزدان
امنیت، امنیتی
دانیال
تامین
ایمان نجیمی
محافظ،مامور امنیت،حراصت
Sajad
به معنی پلیس هم هست و یکی از شاخه های پلیس هست
سجاد صالحی
بجز امنیت، سلامت هم معادل خوبی است.
Security of test =سلامت آزمون،
در متون روان شناسی؛ واژه "سلامت" ترجمه بهتری از" امنیت" به نظر می آید.
uSER
ورقه بهادار
Securities = اوراق بهادار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی security
کلمه : security
املای فارسی : سکوریتی
اشتباه تایپی : سثزعقهفغ
عکس security : در گوگل

آیا معنی Security مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )