برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1331 100 1

Seizure

/ˈsiːʒər/ /ˈsiːʒə/

معنی: ربایش، تصرف، مصادره، غصب، حمله ناگهانی مرض
معانی دیگر: (بیماری یا عطسه و غیره) حمله، خلع ید، فروگیری، توقیف، دستگیری، بازداشت، دستگیر شدگی، ضبط، حمله ناگهانی مر­

بررسی کلمه Seizure

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sudden and violent disruption of usual brain activity, such as that which occurs in epilepsy, which affects the nervous system temporarily and renders the body out of control.
مشابه: fit

- She had a seizure and injured herself as she fell to the floor.
[ترجمه h] او تشنج کرد و وقتی زمین خورد صدمه دید
|
[ترجمه ترگمان] وقتی به زمین افتاد دچار تشنج شد و به خودش صدمه زد
[ترجمه گوگل] او به حال تشنج و مجروح شدن به عنوان او به طبقه سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a taking, esp. of property, by legal force.
مشابه: levy, raid, take

(3) تعریف: any act of seizing.
مشابه: capture, catch, clutch, grab, take

واژه Seizure در جمله های نمونه

1. epileptic seizure
حمله‌ی صرعی

2. an illegitimate seizure of power
در دست گرفتن نامشروع قدرت

3. Customs have made their biggest ever seizure of heroin.
[ترجمه ترگمان]گمرک بزرگ‌ترین محموله هروئین خود را به دست آورده‌است
[ترجمه گوگل]گمرک بزرگترین مجروح هروئین خود را به دست آورده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The court ordered the seizure of his assets.
[ترجمه ترگمان]دادگاه دستور توقیف اموالش را صادر کرد
[ترجمه گوگل]دادگاه به تصرف دارایی های خود دستور داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A court ordered the seizure of two ships for non-payment of the debt.
[ترجمه ترگمان]دادگاه دستور توقیف دو کشتی برای پرداخت بدهی را صادر کرد
[ترجمه گوگل]یک دادگاه دستور داد تا دو کشتی را برای عدم پرداخت بدهی صادر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Act confers powers of entry, search and seizure on the police.
...

مترادف Seizure

ربایش (اسم)
snatch , grab , abduction , kidnapping , abstraction , rapine , rapture , seizure , ravishment
تصرف (اسم)
inhabitancy , possession , modification , change , seizing , tenure , occupation , seizure , occupancy
مصادره (اسم)
impressment , seizure , confiscation , expropriation , sequestration
غصب (اسم)
seizure , confiscation , expropriation , usurpation , deforcement , detinue
حمله ناگهانی مرض (اسم)
seizure , paroxysm

معنی Seizure در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه Seizure به انگلیسی

seizure
• sudden attack of disease (such as epilepsy); expropriation, confiscation; instance of taking control
• if there is a seizure of drugs, weapons, or stolen goods, they are taken away by the authorities.
• if there is a seizure of power in a place, a group of people suddenly take control of the place, using force.
• if someone has a seizure, they have a sudden violent attack of illness, especially a heart attack or an epileptic fit.

Seizure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
پزشکی) تشنج، نوعی حمله مغزی که در اثر آن امواج غیرطبیعی مغز زیاد میشوند و باعث تغییر در فعالیتهای مغزی، وضعیت روانی و بروز تونيک کولونيک عضلات میشود!
مثل تشنج ناشی از تب بالا در کودکان، تشنج ناشی از ضربه مغزی یا دیابت
(تشنج با صرع یا اپی لپسي فرق دارد هر کسی که تشنج میکند لزوما صرع ندارد ولی هر کسی که صرع دارد حتما تشنج هم میکند!)
She had a seizure and injured herself as she fell to the floor
او یک حمله تشنجی داشت/او تشنج کرد و موقعی که به کف اتاق افتاد آسیب دید!
Sara_kavoosi

One very odd function of the temporal lobe is what some have called the God spot. Stimulation here gives people intense feelings of joy and the sense of being close to some greater power. Some epileptic patients get these intense feelings just before seizures, and it is believed that some famous saints and other religious figures may have likewise suffered from such disorders.
در این جا به معنای حمله مرضی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی seizure
کلمه : seizure
املای فارسی : سیزور
اشتباه تایپی : سثهظعقث
عکس seizure : در گوگل

آیا معنی Seizure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )