انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 948 100 1

Seniority

تلفظ seniority
تلفظ seniority به آمریکایی/siˈnjɔːrəti/ تلفظ seniority به انگلیسی/ˌsiːnɪˈɒrɪti/

معنی: ارشدیت
معانی دیگر: مهتری، کیانی، پرسابقگی، مدت خدمت

بررسی کلمه Seniority

اسم ( noun )
حالات: seniorities
(1) تعریف: the state of being senior.

(2) تعریف: position with respect to entitlement to privileges, achieved through service over time, esp. in a workplace.

واژه Seniority در جمله های نمونه

1. age and seniority don't carry any weight with them
ترجمه در نظر آنها سن و ارشدیت مهم نیست.

2. as to rank, the young officer had seniority over the old soldier
ترجمه افسر جوان از نظر درجه برسرباز پیر ارشدیت داشت.

3. He felt that two years' seniority gave him the right to advise his brother.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احساس می‌کرد که دو سال طول می‌کشد تا به برادرش توصیه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس کرد که سنوات دو ساله او را به حق برادرش توصیه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Promotion in the job was by seniority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترفیع شغلی به وسیله ارشدیت انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتقاء در شغل به ترتیب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The officers were listed in order of seniority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افسران به ترتیب ارشدیت در فهرست گنجانده شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افسران به ترتیب اولویت بندی شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I had fifteen years seniority, and they couldn't fire me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من پانزده سال بزرگ‌تر داشتم و آن‌ها نمی‌توانستند مرا اخراج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پنج سال سابقه کار داشتم و نمی توانستم مرا بسازم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Should promotion be based on merit or seniority?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا ترفیع باید براساس شایستگی یا ارشدیت باشد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا ارتقاء باید بر اساس شایستگی یا ارشد باشد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Does seniority give one the right to command?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا seniority حق فرمان دادن رو داره؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا سنوات یک حق را برای فرمان دادن می دهد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The stripes on her uniform proclaimed her seniority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با اونیفورم on، دختر seniority را اعلام کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راهپیمایی ها در لباس او اعلام کرد که او استعداد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They offered him a post befitting his seniority and experience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به او یک پست شایسته برای ارشدیت و تجربه خود پیشنهاد کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به او یک پست مناسب برای استقرار و تجربه او داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Despite her seniority, Margot was never treated with much respect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود seniority، مارگوت هیچ وقت با احترام زیادی رفتار نمی‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود سن و سال او، مارگوت هرگز با احترام برخورد نمی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Analysis of terms of contract and of seniority by ethnic groups suggests that minorities are significantly less well placed within the profession.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحلیل شرایط قرارداد و ارشدیت به وسیله گروه‌های قومی نشان می‌دهد که اقلیت‌ها به میزان قابل‌توجهی در این حرفه قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل شرایط قرارداد و ارشد توسط گروه های قومی نشان می دهد که اقلیت ها به طور قابل توجهی کمتر در حرفه قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I had a lot of seniority, and expertise in a specialized body of nursing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من ارشدیت و تخصص زیادی در یک نهاد تخصصی داشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من تا به حال بسیاری از کارایی و تخصص در بدن تخصصی پرستاری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Seniority does not necessarily denote competence in all procedures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Seniority ضرورتا شایستگی را در همه روش‌ها نشان نمی‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Seniority لزوما به صلاحیت تمام مراحل نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Seniority provides committee chairmen with an independent power base and helps to insulate them from control by party leaders and presidents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Seniority، روسای کمیته را با یک پایه قدرت مستقل قرار می‌دهد و به دور نمودن آن‌ها از کنترل توسط رهبران احزاب و رئسای جمهور کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Seniority رئیس کمیته را با یک پایگاه قدرت مستقل فراهم می کند و کمک می کند تا آنها را از کنترل توسط رهبران حزب و رئیس جمهور از خود محافظت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Seniority

ارشدیت (اسم)
superiority , primogeniture , seniority

معنی کلمه Seniority به انگلیسی

seniority
• rank or status awarded according to the length of service (in a job, union, etc.); priority of birth; state of being older
• a person's seniority in an organization is their degree of importance and power compared to other people.

Seniority را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی Seniority



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید > آچمز
رضاخانی > substituted
منصورامامی.کردستان.سقز > تیام
تارا > یامین
نوال > آچمز
امیرحسین خفن زاده > dance on piano keyboard
AFSANE > گنگ
نازنین > god bless you

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی seniority
کلمه : seniority
املای فارسی : سنیریتی
اشتباه تایپی : سثدهخقهفغ
عکس seniority : در گوگل


آیا معنی Seniority مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )