برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

Sequential

/səˈkwent͡ʃl̩/ /sɪˈkwenʃl̩/

معنی: متوالی، دائمی، پی در پی، ترتیبی، پی رفتی
معانی دیگر: رجوع شود به: sequent، مداوم

واژه Sequential در جمله های نمونه

1. The separation into sequential categories of response is merely a means to an end.
[ترجمه ترگمان]تفکیک در دسته‌های ترتیبی پاسخ صرفا وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است
[ترجمه گوگل]جداسازی به دسته های متوالی واکنش صرفا وسیله ای برای پایان دادن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fig. 7 Index sequential files - overflow block Random access offers another way of organising data on disk for quick access.
[ترجمه ترگمان]شکل ۷ فهرست overflow فایل‌های متوالی، دسترسی تصادفی، راه دیگری برای سازمان دهی داده‌ها بر روی دیسک برای دسترسی سریع ارایه می‌دهد
[ترجمه گوگل]شکل 7 فایل های پیوندی فهرست - بلوک overflow دسترسی تصادفی راه دیگری برای سازماندهی داده ها در دیسک برای دسترسی سریع ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The sequential steps in developing quality assurance criteria are summarized in Figure 7-
[ترجمه ترگمان]گام‌های متوالی در توسعه معیارهای تضمین کیفیت در شکل ۷ - ۷ خلاصه شده‌اند
[ترجمه گوگل]مراحل پی در پی توسعه معیارهای تضمین کیفیت در شکل 7-
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Compared with sequential use of single dr ...

مترادف Sequential

متوالی (صفت)
adjacent , following , consecutive , successive , continuous , sequential , long , uninterrupted , succedent
دائمی (صفت)
permanent , constant , perennial , eternal , sequential , continual , ceaseless , first-string
پی در پی (صفت)
incessant , consecutive , successive , sequential , continual , steady , repeated , sequent
ترتیبی (صفت)
sequential , ordinal , serial
پی رفتی (صفت)
sequential

معنی عبارات مرتبط با Sequential به فارسی

دستیابی ترتیبی
مدار ترتیبی
کامپیوتر ترتیبی
کنترل ترتیبی
عمل ترتیبی
فرایند ترتیبی
پردازش ترتیبی

معنی Sequential در دیکشنری تخصصی

sequential
[کامپیوتر] ترتیبی
[ریاضیات] دنباله ای
[آمار] ترتیبی
[کامپیوتر] دستیابی ترتیبی
[کامپیوتر] دستگاه با دستیابی ترتیبی - دستگاه قابل دسترسی ترتیبی - نوعی دستگاه ذخیره ی داده به وسیله ی آن اطلاعات به ترتیب خوانده می شود . از این رو برای خواندن رکودی که در انتهای یک نوار قرار دارد، باید تمام رکودهای قبلی را خواند . دستگاههای نوارخوان نمونه هایی از دستگاه قابل دسترسی با دسترسی ترتیبی هستند. بر خلاف rendom-access device .
[کامپیوتر] روش دستیابی ترتیبی
[نساجی] افزایش متوالی - افزایش پی در پی
[پلیمر] افزایش پی در پی، افزایش متوالی
[کامپیوتر] الگوریتم ترتیبی
[ریاضیات] تحلیل دنباله ای
[آمار] تحلیل دنباله ای
[آمار] خی دوی دنباله ای
[آمار] آزمون خی دوی دنباله ای
[کامپیوتر] مدار ترتیبی
[ریاضیات] مدار ترتیبی
sequential color television; sequential s ...

معنی کلمه Sequential به انگلیسی

sequential
• characterized by a regular sequence, serial; successive, following, subsequent, consecutive
• something that is sequential follows a fixed order and thus forms a pattern; a formal word.
sequential access
• method of reading from secondary memory in which reading and access are performed only by accessing each piece of data in order
sequential couleur avec memoire
• one of the three primary standards for television broadcasts (used primarily in france, the middle east and eastern europe), secam
sequential file
• file in which data is arranged according to a specific key and access to all data required scanning from the beginning of the file
sequential order
• arrangement of data according to a certain key so that access to all data must be made by scanning from the beginning of the file

Sequential را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی حسینی نژاد
زنجیره ای،پیاپی
Angel
[کامپیوتر] ساخت یافته (سبکِ برنامه نویسی ساخت یافته sequential programming )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sequential
کلمه : sequential
املای فارسی : سقونتیل
اشتباه تایپی : سثضعثدفهشم
عکس sequential : در گوگل

آیا معنی Sequential مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )