برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1356 100 1

Series

/ˈsɪriz/ /ˈsɪəriːz/

معنی: دنباله، صف، رشته، رده، سلسله، ردیف
معانی دیگر: ریسه، زنجیره، سری، رجه، همایند، دوره، رج واره، (برق) روش هم پیوند، (ریاضی) رشته، (بولینگ) سه دست بازی، (زمین شناسی) زیر چینه، زیر لایه، مجموعه

واژه Series در جمله های نمونه

1. series of functions
رشته‌ی توابع

2. a series of arrests and executions silenced the opposition
یک سلسله بازداشت و اعدام مخالفان را مجبور به سکوت کرد.

3. a series of concerts
یک رشته کنسرت

4. a series of discontinuous events
یک سلسله رویدادهای متناوب

5. a series of fortuitous circumstances that helped advance her political career
یک سلسله موقعیت‌های فرخنده‌ای که به پیشرفت کارهای سیاسی او کمک کرد.

6. a series of marble columns
یک ردیف ستون مرمر

7. a series of model houses were sprinkled around the field
یک سری خانه‌ی نمونه به طور پراکنده در اطراف زمین ساخته شده بودند.

8. a series of mysterious crimes in our street
یک سلسله جنایات اسرارآمیز در خیابان ما

9. a series of mysterious killings
یک سری آدم‌کشی اسرارآمیز

10. a series of short articles about population explosion
یک رشته مقاله‌ی کوتاه درباره‌ی انفجار جمعیت

11. a series of sleazy pictures
یک سلسله عکس‌های هرزه

12. homologous series
ترکیبات همرده
...

مترادف Series

دنباله (اسم)
appendix , tailing , sequence , stem , suite , trail , tail , series , sequel , tail-end
صف (اسم)
muster , row , series , army , queue , lineup , array , rank , formation , cue , file
رشته (اسم)
tract , connection , field , sequence , string , sphere , chain , branch , suite , system , series , line , rank , clue , strand , thread , fiber , filament , catena , tissue , ligature
رده (اسم)
row , tier , series , line , category , class , echelon
سلسله (اسم)
concatenation , run , string , flight , dynasty , genealogy , chain , suite , system , series , rank , nexus , gradation , catena , succession , ridge
ردیف (اسم)
order , run , row , tier , string , series , line , rank , cue , succession

معنی عبارات مرتبط با Series به فارسی

اتصال دنباله ای
(برق) پیچش سری - موازی، پیچش هم پیوند
(شیمی) گروه هیدروکربن های مشابه سری های استیلنی (رجوع شود به: alkyne)
(فیزیک و شیمی) خانواده ی اکتی نیدها (گروهی از عناصر شیمیایی رادیو اکتیو از عنصر 89 تا عنصر 103 در جدول عناصر)
سری اکتینیم (فروپاشی طبیعی رادیو اکتیو از اورانیوم تا سرب)
(شیمی) جدول فلزهایی که در محلول می توانند جایگزین فلزهای دیگر شوند
(شیمی) زنجیره ی اتیلین
(ریاضی) زنجیره ی فیبو ناچی، دنباله فیبو ناجی
(ریاضی) رشته ی فوریه (در مثلثات)
(موسیقی) آهنگ های همساز، هماهنگان (harmonics هم می گویند)
رجوع شود به: rare-earth metals
(شیمی) زنجیره ی متان ها
(برنامه های تلویزیونی) برنامه ی چند شبه ...

معنی Series در دیکشنری تخصصی

series
[عمران و معماری] سری - پی در پی - دنباله - رشته منظم
[کامپیوتر] سری ها - اتصال دو مؤلفه الکترونیکی به طوری که الکتریسیته ابتدا از یکی و سپس از دیگری جریان پیدا کند. بر خلاف parallel.
[برق و الکترونیک] سری 1. آرایشی از قطعات مداری به صورت سر به سر برای تشکیل یک مسیر جریان .2 . جمع مشخص مجموعه ای از عبارتها در بیان ریاضی ،مانند سریهای متناوب یا سریهای حسابی . - سری ، متوالی
[مهندسی گاز] رشته ، سری ، متوالی
[زمین شناسی] سری (مقیاس چینه شناسی زمانی) ، در مقابل دور؛epoch (مقیاس زمان زمین شناسی)
[نساجی] سلسله - رشته - تسلسل - توالی - انواع - جور
[ریاضیات] سری
[آمار] 1. سری 2. سریها
[برق و الکترونیک] مدار سری - مدار سری مداری که همه قطعات آن سربه سر به یکدیگر متصل شده اند تا فقط یک مسیر جریان را به وجود آورند .
[ریاضیات] مدار سری
[برق و الکترونیک] پیچک سری پیچکی که حامل جریان اصلی در ماشین دوار یا قطعه دیگر است .پیچک موازی به دو سر خط وصل می شود و معمولاً حامل جریان کوچکی است .
[برق و الکترونیک] عنصر سری قطعه دو پایه متصل شده برای کامل کردن تنها مسیر موجود بین دو گروه شبکه . هر مشی که شامل یک عنصر سری باشد همه عناصر سری دیگر مش را شامل شود . - اتصال سری
[برق و الکترونیک] تحریک سری - تحریک سری مشخصه موتور یا ژ نراتور برای به دست آورن میدان تحریک با جاری کردن جریان آرمیچر از طریق سیم پیچ پایه به آن می رسد .
[برق و الکترونیک] تغذیه سری؛تغذیه موازی اعمال ولتاژ مستقیم به آند لامپ،کلکتور ترانزیستور یا درین FET از طریق باری که حامل سیگنال خروجی است .
...

معنی کلمه Series به انگلیسی

series
• sequence, succession; television program broadcast in installments; (mathematics) sequence of numbers which are added together in succession (often an infinite sequence)
• a series of things or events is a number of them that come one after the other.
• a radio or television series is a set of related programmes with the same title.
series connection
• linear connection, columnar link
series of allegations
• collection of accusations
series of mutual allegations
• series of accusations, placing of blame on one another
series of operations
• sequence of actions; series of surgeries
series of radiation treatments
• sequence of cancer treatments, using radiation to heal cancer
series of suggestions
• many different kinds of advice
series of victories
• many wins in a row, many victories in a row
cartoon series
• series of animated drawings, animated program which is shown in sequels
detective series
• television series that focuses on crime-solving
in series
• in an ordered succession, coming one after another
infinite series
• (mathematics) sequence of numbers containing an infinite number of terms
mini series
• a mini-series is a televised drama in three or four parts that is shown on consecutive days or weeks.
television series
• plot-based program which is filmed especially for television
...

Series را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Niloofar
سریال
Parmis
سریال
N8A2S
A set of programs on TV is called a series
Ainaz
سریال
شایان حاجی
سریال
Negin
سريال
shiva_sisi‌
سریالی که ادامه دارد و قسمت های ان زیاد است
سهیل حسن زاده
سري‌ ، رشته‌ ، سلسله‌ ، رديف‌ ، صف‌ ، مجموعه‌ ، رده‌ ، سریال
Amir
A series is a number of things, events or games happening or coming one after another.
تتتتت
سریالهای تلویزیونی
Abas
سریال
Mohana
سلسله
Rad.Azin 🤔😉😋
ردیف .صف .سلسله . رشته.هر چیز به هم پیوسته کلا
شایان نورائی
مجموعه ای از وقایع و رویداد های (هم نوع) پشت سر هم
Ali
several events or actions of the same kind that happen one after the other: series of
مبینا یکی از کانون زبانی ها
معنی انگلیسی این کلمه در کتاب sup :
A set of programs on TV is called a series
اما معنی فارسی آن برای خودتون(ترجمه ی جمله ی بالا):
مجموعه ای از برنامه هادر تلویزیون که سریال نامیده می شود.
مهران
سریال
م. مهدی معتمدتبار
پشت سر هم، یکی پس از دیگری.
A🐰V🐱A
A series is anumber of things events or games happening or coming one after another
۰
اسکول ها
ش85.74
a set of program on TV is called series
sportwoman
سریال
MOEIN
a set of program on TV
HEDI
سریال
آرشام
سریال های تلویزیونی
سرگل رضائی
رده
دسته
رشته
melina taheri
الگو
پشت سر هم مثل صف .
Miss.ronny.mohsen
یکی پس از دیگری
لایک
💜 Amirmaghare_lover 💜
A series is a number of things, events or games
happening or coming one after another

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی series
کلمه : series
املای فارسی : سریس
اشتباه تایپی : سثقهثس
عکس series : در گوگل

آیا معنی Series مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )