برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

Sire

/ˈsaɪər/ /ˈsaɪə/

معنی: پدر، اعلیحضرتا، پدری کردن
معانی دیگر: (به ویژه در مورد جانوران) پس انداختن، (اولاد) کاشتن، (مجازی) به وجود آوردن، (اثر ادبی) نوشتن، تولید کردن، (در اصل) عالی مقام، مرد قدرتمند، مرد بلند پایه، (قدیمی - s بزرگ - در خطاب به شاه) اعلیحضرت (امروزه: your majesty)، (قدیمی - شاعرانه) پدر، جد، تبار، (به ویژه چارپایان) پدر، نیا، پس انداختن

بررسی کلمه Sire

اسم ( noun )
(1) تعریف: the male parent of a four-legged, domesticated animal such as a horse.

(2) تعریف: a title and term of address for a male sovereign.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sires, siring, sired
• : تعریف: to be the male parent of; beget.
مشابه: beget, father, generate

واژه Sire در جمله های نمونه

1. the sire of an evil line
نیای یک نسل خبیث

2. The people await you, sire.
[ترجمه ترگمان] مردم منتظر شما هستن، قربان
[ترجمه گوگل]مردم در انتظار شما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I will serve you always, sire.
[ترجمه ترگمان]من همیشه خدمت شما خواهم بود، قربان
[ترجمه گوگل]من همیشه به شما خدمت خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He went on to sire a dozen children, and they all grew up to be musically talented as well.
[ترجمه ترگمان]او به ده دوازده بچه رفت و همه با استعداد و استعداد در آنجا جمع شدند
[ترجمه گوگل]او دوازده فرزند را تربیت کرد و همه آنها نیز به لحاظ موسیقی با استعداد رشد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The sire is one of the country's top Thoroughbred stallions and his sire was the great Nijinsky.
[ترجمه ترگمان]اعلیحضرتا یکی از اسب‌های اصیل the و his است
[ترجمه گوگل]مرغ یکی از بزرگترین خروسهای خالص کشور است و خدای ...

مترادف Sire

پدر (اسم)
abba , father , dad , sire , pater , baba
اعلیحضرتا (اسم)
sire
پدری کردن (فعل)
father , sire

معنی کلمه Sire به انگلیسی

sire
• male parent of an animal; title of respect for a male sovereign; father (archaic); forefather, male ancestor (archaic); important and influential person (archaic)
• beget offspring, father offspring (especially of animals)
• when a man sires a child, the child is born and the man is its father; an old-fashioned use.
• an animal's sire is its father; a technical term. count noun with a possessive here but can also be used as a verb. e.g. bought two years ago, he's already sired ten thousand calves. ...an english-bred chestnut sired by blushing groom.

Sire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
پدر شاعرانه
محمدرضا ایوبی صانع
(oxford)(old use) a word that people used when they addressed a king(oxford)
امروزه این اصطلاح به صورت your majesty به معنی اعلی حضرت! عالیجناب! و مانند آن برای مخاطب قرار دادن پادشاه به کار می رود.محمدرضا ایوبی صانع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sire
کلمه : sire
املای فارسی : سیره
اشتباه تایپی : سهقث
عکس sire : در گوگل

آیا معنی Sire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )