برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1278 100 1

Sizzling


System.String[]

واژه Sizzling در جمله های نمونه

1. the kebab started sizzling
کباب شروع کرد به جز و وزکردن.

2. a dish of hot sizzling fat
یک ظرف پر از روغن داغ و جلز وولزی

3. A snake is sizzling at us.
[ترجمه ترگمان]یک مار دارد به ما جلز و ولز می‌کند
[ترجمه گوگل]یک مار به ما خیره کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The sausages are sizzling in the pan.
[ترجمه ترگمان]سوسیس در ماهی‌تابه جلز و ولز می‌کند
[ترجمه گوگل]سوسیس شبیه به پاپ هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's a sizzling hot day today!
[ترجمه ترگمان]امروز روز گرمی است!
[ترجمه گوگل]امروز روز بسیار گرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He served 13 sizzling aces during the match.
[ترجمه ترگمان]او در طی مسابقه ۱۳ aces را سرو کرد
[ترجمه گوگل]او در طول مسابقه 13 گل آذین را خدمت کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف Sizzling

بسیار گرم (صفت)
sizzling , super-hot

معنی کلمه Sizzling به انگلیسی

sizzling
• producing a hissing sound; very hot; intensely emotional, very excited; furious, angry

Sizzling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
جلز و ولز کردن، صدایی شبیه به سرخ کردن چیزی در ماهیتابه، جز جز کردن، صدای مار مثل هیس هیس کردن!
مجازی) هیجان داشتن، تب وتاب داشتن، التهاب داشتن!
احسان
پُر حرارت
میثم علیزاده
1. خیلی داغ، خیلی گرم
2. هات( کسی که حرارت جنسی بالایی دارد)

* دو مورد بالا در معنای صفت است، اما گاهی sizzling از sizzle به معنای "سرخ شدن" یا " جلزو ولز کردن" می باشد که دیگر صفت نیست.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sizzlingکلمه : sizzling
املای فارسی : سیززلینگ
اشتباه تایپی : سهظظمهدل
عکس sizzling : در گوگل

آیا معنی Sizzling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )