برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1354 100 1

Skittish

/ˈskɪtɪʃ/ /ˈskɪtɪʃ/

معنی: ترسو، چموش، تغییر پذیر، لاسی، اهل حال، رم کننده
معانی دیگر: رموک، رمنده، بی وفا

بررسی کلمه Skittish

صفت ( adjective )
مشتقات: skittishly (adv.), skittishness (n.)
(1) تعریف: easily startled or excited.
مشابه: high-strung, jumpy, shy

- a skittish colt
[ترجمه ترگمان] یک کره‌اسب رم کننده
[ترجمه گوگل] یک کالت اسکیتیس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: restless, frivolous, or too lively; frisky.

(3) تعریف: changeable or uncertain; fickle.
مشابه: changeable, flighty

واژه Skittish در جمله های نمونه

1. a skittish horse
اسب رموک

2. to become skittish
سهستن،رمیدن

3. My horse is rather skittish, so I have to keep him away from traffic.
[ترجمه ترگمان]اسب من خیلی ترسوئه، برای همین باید او را از ترافیک دور نگه دارم
[ترجمه گوگل]اسب من به جای اسکیت است، بنابراین من باید او را از ترافیک دور نگه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some skittish Wall Street investors are staying away from the market.
[ترجمه ترگمان]برخی سرمایه گذاران وال استریت از بازار دور هستند
[ترجمه گوگل]برخی از سرمایه گذاران افراطی وال استریت در بازار مانده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Marilyn was a complete child, playful and skittish one moment, sulky and withdrawn the next.
[ترجمه ترگمان]ماریلن، یک کودک کامل، شوخ‌طبع و عصبی، یک لحظه عصبی، اخمو و ناراضی بود
[ترجمه گوگل]ماریلین یک کودک کامل، یک لحظه ی بازیگر و اسکیتز بود، خم شد و بعد کنار زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Skittish

ترسو (صفت)
captive , shy , yellow , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , meticulous , sheepish , timorous , skittish , pusillanimous , chicken-livered , lily-livered , gun-shy , poor-spirited , pigeon-hearted , weak-hearted
چموش (صفت)
restive , cantankerous , outlaw , mulish , skittish , shifting , nappy , jibbing , rowdy
تغییر پذیر (صفت)
supple , variable , changeable , skittish , mutant , mutable , convertible , plastic , vacillatory
لاسی (صفت)
skittish , coquettish , flirty
اهل حال (صفت)
gamy , skittish
رم کننده (صفت)
skittish

معنی کلمه Skittish به انگلیسی

skittish
• nervous, high-strung, tense; fickle, changeable; mischievous, frisky, lively; shy
• someone who is skittish is lively and does not concentrate for a long time on anything or take life very seriously.
• an animal or person that is skittish is very excitable and easily frightened.

Skittish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
شیطون بلا، سر زنده، با نشاط، پر جنب و جوش!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی skittish
کلمه : Skittish
املای فارسی : سکیتیش
اشتباه تایپی : سنهففهسا
عکس Skittish : در گوگل

آیا معنی Skittish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )