برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1220 100 1

Smash hit

واژه Smash hit در جمله های نمونه

1. The show was a smash hit.
[ترجمه ترگمان]نمایش ضربه محکمی بود
[ترجمه گوگل]نمایش یک ضربه شدید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They had a smash hit with their first single.
[ترجمه ترگمان] اونا با اولین مجرد شون تصادف کردن
[ترجمه گوگل]آنها اولین ضربه خود را با ضربه های وحشتناک روبرو کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He predicted it would be a smash hit.
[ترجمه ترگمان]پیش‌بینی کرده بود که ضربه محکمی است
[ترجمه گوگل]او پیش بینی کرد این یک ضربه شدید خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The show has been a smash hit.
[ترجمه ترگمان] نمایش ضربه محکمی بود
[ترجمه گوگل]نمایش یک ضربه شدید بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The new sitcom has been a smash hit with viewers.
...

معنی کلمه Smash hit به انگلیسی

smash hit
• very popular song

Smash hit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ناهید ظهیری
نمایش / ارائه پر سر و صدا
معرفی قابل توجه
Kiana
موفقیت چشمگیر
ترکوند
Tremendous succed

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Smash hit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )