برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

Spinach

/ˈspɪnət͡ʃ/ /ˈspɪnɪdʒ/

معنی: اسفناج، خوراک اسفناج
معانی دیگر: (از ریشه ی فارسی - گیاه شناسی) اسفناج (spinacia oleracea از خانواده ی goosefoot)، spinage گ

بررسی کلمه Spinach

اسم ( noun )
• : تعریف: a leafy green plant widely cultivated as a vegetable.

واژه Spinach در جمله های نمونه

1. spinach is a leafy vegetable
اسفناج یک سبزی برگ پهن است.

2. Spinach is a valuable source of iron.
[ترجمه Maniya :)] اسفناج دارای آهن فراوان است
|
[ترجمه ترگمان]Spinach منبع بسیار ارزشمندی از آهن است
[ترجمه گوگل]اسفناج منبع ارزشمند آهن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eating spinach is supposed to make you strong.
[ترجمه ترگمان]خوردن اسفناج باید شما را قوی کند
[ترجمه گوگل]خوردن اسفناج قصد دارد شما را قوی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Spinach tends to boil down a lot.
[ترجمه ترگمان]Spinach تمایل دارد زیاد بجوشد
[ترجمه گوگل]اسفناج تمایل زیادی به جوش آوردن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Serve with cooked shredded ...

مترادف Spinach

اسفناج (اسم)
spinach
خوراک اسفناج (اسم)
spinach

معنی کلمه Spinach به انگلیسی

spinach
• green leafy vegetable of southwest asia; edible leaves of the spinach plant
• spinach is a vegetable with large green leaves that are often chopped into very small pieces and cooked.
spinach filling
• spinach mixture used inside baked foods

Spinach را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خورشيدوند
اسفناج
mohanna
اسفناج
نشاط پاک نژاد
spinach and coral plant اسفناج و مرجان
رها حیدری
Spinach اسفناج غیر قابل شنارش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spinach
کلمه : spinach
املای فارسی : سپینچ
اشتباه تایپی : سحهدشزا
عکس spinach : در گوگل

آیا معنی Spinach مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )