برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

Spotlight

/ˈspɑːˌtlaɪt/ /ˈspɒtlaɪt/

معنی: نور افکن، چراغ نورافکن
معانی دیگر: (مجازی) توجه همگانی، زیر نورافکن قرار دادن، (مجازی) مرکز توجه کردن، (صحنه ی تئاتر یا ویترین مغازه و غیره) نورافکن، لامپ نورافکن، شخصی که در زیر نورافکن صحنه نمایش قرارگرفته، چراه نورافکن

بررسی کلمه Spotlight

اسم ( noun )
(1) تعریف: a strong light used to illuminate one person or a small area, usu. on stage.
مشابه: light, spot

(2) تعریف: a lamp used to create such a light.
مشابه: light, spot

(3) تعریف: a condition in which one is the center of much attention.

- Being shy, she is uncomfortable being in the spotlight.
[ترجمه PARIA] [به دلیل] خجالتی بودن، او راحت نیست در مرکز توجه باشد.
|
[ترجمه ترگمان] خجالتی بودن، او در کانون توجه قرار نمی‌گیرد
[ترجمه گوگل] خجالت می کشد، ناراحت کننده است که در کانون توجه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spotlights, spotlighting, spotlighted, spotlit
(1) تعریف: to focus a beam of light on; illuminate with a spotlight.

(2) تعریف: to direct attention toward; focus on.

- This week we are spotlighting pu ...

واژه Spotlight در جمله های نمونه

1. but his wife hated the spotlight
ولی زنش از توجه همگانی متنفر بود.

2. she is always ready to take the spotlight
او برای این‌که مرکز توجه باشد همیشه آمادگی دارد.

3. now as the president he was under the spotlight
اکنون به عنوان رئیس جمهور مورد توجه همه بود.

4. She stood alone on stage in the spotlight.
[ترجمه ترگمان]او روی صحنه در مرکز توجه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او تنها در صحنه حضور داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The senator has been in the spotlight recently since the revelation of his tax frauds.
[ترجمه ترگمان]سناتور اخیرا از زمان افشای تقلب مالیاتی خود در کانون توجه قرار گرفته‌است
[ترجمه گوگل]سناتور اخیرا از آشکار تقلب مالیاتی خود در کانون توجه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This week the spotlight is on the world of fashion.
[ترجمه ترگمان]این هفته کانون توجه در دنیای مد است
[ترجمه گوگل]در این هفته، مرکز توجه در جهان مد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ت ...

مترادف Spotlight

نور افکن (اسم)
floodlight , spotlight , searchlight
چراغ نورافکن (اسم)
spotlight

معنی کلمه Spotlight به انگلیسی

spotlight
• strong light that illuminates a small area; lamp that produces a strong light, floodlight; center of attraction
• highlight, draw attention to
• someone or something that is in the spotlight is receiving a great deal of public attention.
• if something spotlights a particular situation or problem, it causes public attention to be directed towards it.
• a spotlight is a powerful light, often in a theatre, which can be directed so that it lights up a small area.
stole the spotlight
• became the center of attraction, became a star even though he was not the main star

Spotlight را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

partouazar
آشکار ساز-افشاگر
ebi
کانون توجه ، توجه ویژه

افشاگری
احمد خنافره
مجازى،عمومی
آرش
نور نقطه ای
طاها تمسکی
a lamp projecting a narrow, intense beam of light directly on to a place or person, especially a performer on stage
میثم علیزاده
● نورافکن
● در معرض توجه بسیار( اخبار و روزنامه)
Mahsa
روشن ساختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spotlight
کلمه : spotlight
املای فارسی : سپتلیقت
اشتباه تایپی : سحخفمهلاف
عکس spotlight : در گوگل

آیا معنی Spotlight مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )