برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Starving

Starving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سميه
ضعف زدن
علی اکبر منصوری
گرسنه (صفت)
سجاد
ضعف زیاد حاصل از گرسنگی- از گرسنگی مردن
Zohre😻
رنج بردن از گرسنگی شدید و گاهی حتی تا حد مرگ پیش رفتن
رام
قحطی
ملیکا
گرسنگی ،ضعف
امیرحسین
Starvingهم‌معنی‌hungryبه‌معنی‌گرسنه‌بودن‌زیاد
ففع
مردن از گرسنگی
Merllia Watson
گرسنگی خیلی زیاد
mohsen
فرط گرسنگی ، روده ی بزرگ داره روده ی کوچک را می خوره
Amirreza
حد و درجه زیادی از گرسنگی
بسیار گرسنه
reza
گرسنگی ناشی از غذا نخوردن یا گرسنگی ناشی از دیر رسیدن به غذا
تنها
ضعف کردن از گرسنگی
Roya
گرسنگی . Hungry
مهدی صباغ
Adjective :
خیلی گرسنه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Starving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )